گی من از هنرستان شروع شد

سلام من هیرادم قدم ۱۸۳ وزنم ۶۲.سال اول که رفتم هنرستان دقیقا جلوی امین نشستم. امین کیه؟یه پسر تقریبا تپل با قد تقریبا ۱۸۰ و رنگ پوستش تقریبا قهوه ای.همون روز اول به یکی گفت ازش بپرس گی هستش یا نه.و دوستم گفت مگه همه مثل تو ان.چند روز گذشت دیدم هی لش میکنه و زانوشو میماله به کون من.منم بدم نیمد و معمولا کونمو میدادم عقب و سرمو میذاشتم روی میز.همون هفته زنگ ورزش. رفتم سر کلاس کیفمو بذارم.امین اتفاقی داشت با یکی از معلما حرف میزد و یهو منو دید که دارم میرم توی کلاس.وقتی کیف رو گذاشتم یهو در کلاس بسته شد.امین بود.خواستم برم بیرون اما منو از پشت گرفت و کیرشو میمالید به کونمو با دستش کیر منوهم میمالید.گفت بریم ته کلاس بشینیم.بهم اشاره کرد که اول من برم. انقدر خنگ بودم که نفهمیدم میخواد من تحت کنترلش باشم.خلاصه اول دستمو گرفت گذاشت رو کیرش و همینطوری دستمو فشار میداد تکونش میداد.زیپشو باز کرد و کیرشو درآورد گفت فقط جق بزن.منم شروع کردم به جق زدن. اروم بالا پایین میکردم. گفت تف بزن گفتم نه.گفت لیز نمیشه حال نمیده.گفتم به من چه خب.دستمو گرفت و کف دستم تف کرد.گفت حالا بزن.، همینجوری چند دفعه اینکارو تکرار کرد.بعدش یهو گفت بنظرم به دندون بگیر. گفتم یعنی چی. بدون اینکه فرصت بده بلند شد. کله ی منو گرفت. و کیرشو روی لب و صورتم فشار میداد.من مقاومت کردم ولی واقعا زورش زیاد بود و موهامو گرفت کشیدو منو از روی نیمکت اورد روی زانوهام و پشت به دیوار ته کلاس بود. منم هی میگفت آی آی آی نکن درد داره. اونم آروم میگفت خفه شو ، خفه شو ، صداتو نبر بالا،فقط خفه شو ،گاز بگیری میگامت.سر کیرشو کلی مالید به سر و صورتم . بعدش با دست دهنمو بزور باز کردو کیرشو کرد تو دهنم. تند تند تلمبه میزد. از آه آه کردن و جون گفتنش مشخص بود داره حال میکنه.منم اشک تو چشمام جمع شده بود.داشت ارضا میشد و آروم آه آه میکرد که آبشو ریخت توی دهنم.آروم زد تو گوشم گفت قورتش بده. منم قورتش دادم.نمیدونستم باید حشری بشم یا الان خیلی ازین قضیه ناراحت.نشست بغلم روی نیمکت و بی حال روی زمین نشسته بودم.پاشو با کتونب گذاشت روی رونمو آروم میمالید. شلوارم خاکی شده بود و ازین که آبشو خوردم حالم بهم خورده بود.شروع کردم بهش فحش دادن و هی میگفتم: حرومزاده، مثل خوک میمونی، باورم نمیشه یه نفر انقدر مریض و حرومزاده باشه.اونم داشت عصبانی میشد. راستش از قصد میخواستم عصبانیش کنم تا ببینم بدترین کاری که با من میکنه چیه.با پاش میزد به بازومو میگفت : هو درست صحبت کن.یهو آمپر چسبوند با با پاش منو محکم هل داد و منم چون آماده نبودم افتادم روی زمین ، امین یه پاشو گذاشت روی گلوم و یکی دیگه ش رو روی کیرم و محکم فشار میداد میگفت: اخه تو که نمیتونی از خودت مراقب کنی واسه چی گوه خوری میکنی الان بهت میگم وقتی به یگی گنده تر از خودت فوش بدی یعنی چی.منو اورد توی یکی از نیمکت ها روی زمین و کفششو درآورد و پاشو گذاشت روی صورتم. جوراب کالجی قهوه ای پاش بود که جلوش طرح پرچم انگلیس داشت.بهم گفت لیس بزن .من فتیش پا داشتم ولی نمیخواستم تابلو کنم ولی دوست داشتم خودش انجام بده. بخاطر همین یهو گفتم نمیتونم. که انگشاتاشو کرد توی دهنم و همونطوری نگه داشت.اون پای دیگه ش روی شیکمم بود.و داشتم نگاهش میکردم . اونم از روی شلوار کیرشو باز میمالید. انگار سیرمونی نداره.فقط یه کتونیش پاش بود.منو اورد بیرون و دوباره کیرشو دراورد کرد تو حلقم تلمبه میزنه . بهش گفتم اره همینکارو بکن عالیه.زد تو گوشم گفت : خیلی پررو شدی.)) بعدش بلندم کردو سرمو گذاشت روی میز نیمکت آخر.با یه دستش کله مو نگه داشته بود و با یه دستش سعی میکرد شلوار منو در بیاره که من مقاومت میکردم.دستشو از روی سرم برداشت و اون پاشو که کتونی نداشت روی گذاشت روی سرم و محکم فشار میداد.شلوارمو درآورد و روی کیرش تف مینداخت.کلاس ساکت بود.و من صدای تف انداختنش و اینکه با دستش کیرشو بالا پایین میکرد رو میشنیدم.کیرشو میمالید روی سوراخم و یخورده فشار میداد.انگشت باش روی لپم تکون میخورد.پاشو از رو صورتم برداشت ، دوباره روی کیرش تف انداخت و اینسری خیلی محکم فشار داد و سرش رفت داخل و من بلند داد زدم.امین عصبانی شد و محکم منو زد.گفت نمیتونی خفه بشه نه؟ جورابشو درآورد کرد توی دهنم و با جفت دستاش دهنمو گرفت. محکم تر فشار میداد. کونم رسما پاره شده بود.کیرشو آروم میکشید عقب و محکم تر فشار میداد.چند بار همینکارو کرد و داشت ارضا میشد که باز منو باز روی زمین نشوند و شروع به جق زدن.چشماشم بسته بود و هی آه آه میکرد.بدون اینکه بگه آبشو روی صورتم ریخت و بهم نگاه میکرد و لبخند میزد.بعد دست کرد توی دهنمو جورابشو درآورد و انداخت روی صورتم.گفت: عه اینو یادم رفت.نشست روی نیمکت اون یکی کتونیشم در آورد.فکر کردم میخواد اون یکی جورابشم در بیاره ولی همونطوری که پاش بود، پاشو روی صورتم مالید و هی پاشو توی دهنم میکردم تا آبش بره توی دهنم.بعدش بهم گفت جورابشو با دندون در بیارم چون آب کیریه و کتونیاشو پاش کرد و از کلاس رفت بیرون.نوشته: هیراد