کوس تنگ ایرانی



خلاصه تا ۶:۳۰ خوابم نبرد و داشتم برا خودم حال میکردم با بغل کردن مادرزنم که ساعت موبایلش زنگ خورد.منم خودمو به خواب زده بودم دیدم بیدار شد و فهمید توی چه وضعی خوابیدیم و یه نگاه به خودش و من کرد و پاشد و رفت دستشویی و منم خوابم برد.ساعت ۹ بیدارم کرد که پاشو ظهر شد،بریم حرم و خرید و…هول برم داشت که نکنه رفتارش عوض شه و ناراحت باشه که دیدم نه…خلاصه اون روز اندازه یه وانت خرید کرد و گذاشت به کول ما و خسته و کوفته اومدین خونه.طاهره خانم هم شام درست کرده بود و منم بعد شام نشسته خواب رفته بودم که هر چنددقیقه صدای خنده اون دوتا بیدارم میکرد و طاهره هم پا شد و گفت به مادرزنم که دومادت بیهوش شده و بذار جاتون رو بندازم.منم با چشم بسته صداش رو می شنیدم که دیدم خاله مهین گفت جای منو ننداز،فعلا بیداریم و بعد همینجا پیشت میخوابم که طاهره بلند زد زیر خنده و یعنی اروم به مهین گفت،چیه!!!نکنه اشتباه گرفتت دیشب که مادرزنم خندید و گفت خدا خفت نکنه طاهره…نه بابا…طاهره گفت،اونوقت من میرم پیشش هااااااااا.باز خندیدن و مادرزنم دو دقیقه بعد بیدارم کرد که برم بخوابم.منم دل رو به دریا زدم و چراغ رو خاموش کردم و با شرت رفتم زیر پتو.دیگه خواب از سرم پریده بود و فقط منتظر بودم که زودتر خاله مهین بیاد و خلاصه اون نیم ساعت اندازه نصف روز گذشت تا اومد داخل و توی تاریکی شلوارش رو با دامن عوض کرد و خوابید.یکساعتی گذشت و حس میکردم خوابه و با دوتا پهلو به پهلو شدن رفتم زیر پتو و چسبیدم به کونش که دیدم واااای،بیداره و داره عکسای توی حرم رو زیر پتو میبینه.یکم یواش خواست بره جلو که دست انداختم رو سینه هاش و کشیدمش سمت خودم و کامل کیرمو گذاشتم لای قاچ کونش از روی دامن که یهو خشکش زد و فکر کنم ترجیح داد همون حالت تکون نخوره.یکم دیگه به موبایلش ور رفت و خودش رو کش داد موبایل رو گذاشت بالا سرش و منم یکم رفتم جلوتر،وقتی به حالت اول برگشت دیگه کامل به پهلو بغلش کرده بودم.نیم ساعتی توی همین وضع بودم که دیگه دل رو زدم به دریا و شرتم رو دادم پایین و جوری که بفهمه کیرمو با دست لای پاش از روی دامن فرستادم لای رون هاش و دستم رو بردم زیر تاپش و سینه اش رو گرفتم.با یکم جابجا شدن خواست دستمو در بیاره که با اون دستم اروم دامن دادم بالا و کیرمو گذاشتم روی شرتش.با شک پاهاش رو بهم سفت کرد دید کیرمو درآوردم و لاپاشه،یکم نوچ نوچ و عه عه کرد ولی من ول کن نبودم