خیلی دلش سکس میخواد ,ببین چیکار میکنه

 تند و با ولع کسش رو میخورد از صدای بلند و آه کشیدن خودش تعجب میکرد

یه لذت وصف نا پذیر رو داشت تجربه میکرد و اینقدر

که احساس کرد چیزی سدی در وجودش شکسته

و به بیرون جاری شده

این لحظه ارضا شدن همون چیزی بود که از دوستان

متاهلش شنیده بود و احساس خلسه میکرد

امیر کیر خودش در آب جاری شده از کس گلشن

غسل داد و روی بدن عروسش خیمه زد و با بوسه ای

گرم کیرش رو به کس گلشن وارد کرد

درد این اصطحکاک، گلشن رو از خلسه بیرون اورد و

ملافه رو چنگ زد و بلند آه میکشید و امیر مغرور داشت کمر میزد و از تنگی کس و فشرده شدن کیرش لذت می‌برد