با لباس تحریکم کرد ,بی لباس تحریکش کردم

دیگه مال خودمی …

امیر نفس عمیقی کشید و گلشن احساس کرد یه

آتشفشان زیر شکمش فوران کرده…

درد نذاشته بود دوباره ارضا بشه و امیر در حال پاک کردن خون با دستمال بود

ببخشید عشقم ، خشن بودم الان دوباره ارضات می کنم تا دردت کمتر بشه

صدای آزاد شدن هورمون های جنسی ام را میشنیدم. سکس برایم راه فراری بود از تمام سختی ها و آسانی های زندگی

 سکس برایم نقش طوفان را بازی می کرد، طوفانی برای رسیدن به آرامش

 آنقدر رها که احساس ارگاسم مصنوعی مرا در آغوش کشید