ورود

ثبت نام

loading...

گی خشن در نوجوانی

توی دبیرستان یه دوستی داشتم که بیشتر نوکرش بودم تا دوستش. اون ورزشکار و هیکلی بود، من نحیف و لاغر، اون خیلی برون گرا و پررو بود، من خیلی خجالتی، ولی با این وجود همیشه با هم بودیم. ینی من یه مقدار آویزونش بودم و اونم چون نفع می‌برد (مثلا به جاش میرفتم براشون نون میخریدم و این جور کارا) تحملم می‌کرد، ولی رفتار خیلی خوبی نداشت، فقط وقتایی که احساس می‌کرد ممکنه از خدمتش مرخص بشم یه روی خوشی نشون میداد و منو خر می‌کرد. یه روز بعد مدرسه گفت بریم خونه ی ما چنتا تکلیف داریم بهم کمک کن. منم رفتم باهاش. رسیدیم خونه کسی نبود. پدر و مادرش رفته بودن سمنان برای تشییع جنازه یه فامیل دور. رسیدیم لم داد رو مبل گفت دفترم فیزیکمو از تو اتاق برو بیار. منم رفتم و برگشتم دیدم تلویزیون رو روشن کرده کانال سکسی گذاشته. هیچی نگفتم. گفت ده تا سوال داده معلم اینا رو ببین میتونی حل کنی. من شروع کردم نگاه کردن اونم با تلویزیون مشغول بود. دیدم داره از رو شلوار ورزشی که پاش بود از زنگ آخر با کیرش ور میره. وقتی قلمبگی کیرش رو از روی شلوار دیدم انگار تازه فهمیدم که چرا انقدر جور و جفای این رو تحمل میکنم. چون جور دیگه ای دوسش دارم. اون کیرش رو از روی شلوار می‌مالید و کیرش هی بزرگتر میشد. کیرش خواب هم که بود از زیر شلوار تکون خوردنش دیده می‌شد و معلوم بود که بزرگه. بعد چند دقیقه دیدم نه گذاشت نه برداشت شلوار رو یه کم داد پایین و کیر و بیضه هاش رو انداخت بیرون. من خشکم زده بود. هم هیجان انگیز ترین و تحریک کننده ترین چیزی بود که تا اون موقع دیده بودم، هم خیلی غافلگیر شده بودم. خیره مونده بودم به کیرش که متوجه شد دارم نگاش میکنم. نگام کرد با تندی گفت چیه؟ میخوای بدم بخوریش؟ منم ناخودآگاه گفتم واقعا؟ گفت میدونستم میخاری و بلند شد اومد سمتم و انداختم روی شکم روی مبل و شلوارم رو کشید پایین. یه تف انداخت روی کونم که درست روی سوراخ نیفتاد و کیرش رو گذاشت روی سوراخم. گفتم یواش رضا، گفت پاره ات میکنم یواش چیه. اینو گفت و با یه حرکت کیرش رو فرستاد تو، از درد از حال رفتم، دوباره در آورد و تف انداخت روی کیرش و باز تا ته کرد تو و شرو کرد بی‌رحمانه تلمبه زدن. دو سه دقیقه ی اول واقعا درد داشت، ولی بعدش آروم شد و لذتش شرو شد. کیرش رو کامل در می‌آورد و تا ته می‌کرد داخل به طوری که بیضه های درشتش می‌خورد پشت تخمام و یه درد لذت بخشی تو دلم می‌پیچید. هربار که از کیرش پر و خالی میشدم انگار یه ارگاسم داشتم. درد اول کار البته نذاشته بود شق کنم. همینجوری یه پنج دقیقه ای منو به وحشیانه ترین حالت ممکن کرد. بازوهاش رو دورم حلقه کرده بود و از پشت بهم تلمبه میزد. آخرش هم با غرش زیاد آبش اومد و توی کونم خالی کرد و بی‌حال خودش رو انداخت کنار. گفت به کسی بگی آبروت رو میبرم. گفتم نه نمیگم و وسایلم رو برداشتم و از خونه اشون زدم بیرون. بعد از اون رفتارش یه مقدار بهتر شد با من، ولی دیگه هیچوقت نکردم. حیف.نوشته: سینا
loading...