تو پارک ازت لب گرفتم کیرمو بخور

دختره هم گاهی دستش را میزاشت روی کسش و میخاروند


برگشتم پایین دیدم دختره چادرش رابرداشته ویک لباس نازک زیرش چادرش داشته بهش گفتم پیرهن قشنگی داری خندید گفت پیرهن قشنگه یا صاحبش گفتم البته صاحبش که جای حرفی باقی نگذاشته گفت شما بگی جای حرف داره 


احساس کردم دختره دلش میخواد