محکم بزن آخرین ضربه رو محکم تر بزن

از ۱۸ سالگی دنبال تتو بودمو الا تو سن ۲۶ سالگی تتو ارتیست حرفه ای شهرمون شده بودم دخترا پسرای زیادی رو تتو میزدم تتو تو قسمت های خصوصی دختراهم میزدم . ادم هولی نبودم تک پر بودم بدن خودم تقریبا پر تتو بود باشگاه رفتن هم هیکلمو رو فرم اورده بود .ظهرتابستون ساعت یک بیدار شدم دیدم گوشیم شیش تماس بی پاسخ از ناشناسه که بهش زنگ زدم گفت اقا شادمهر گفتم بله خودمم گفت بی معرفت منو فراموش کردی بعد کلی صحبت کردن گپ زدن با پیمان رفیق شفیق دوران دبیرستان باهم قرار گذاشتیم که ببینمشپیمان همیشه اخلاقای خاصی داشت گفت ازدواج کرده با خانمش میاد منم برای اینکه تنها نباشم دوست دخترمو بردم که اسمش لیلی بود .لیلی دختر اندام ریزی که به شدت خوشگل کیوت خاستنی شیش سال بود که داشتیم برای زندگیمون تلاش میکردیم تا پول ر‌وی پول بزاریم و از ایران بریم و تقریبا زن شوهر بودیم و پارتنر من بود بیشتر شبا کنار هم میخوابیدیم خلاصه دختر سفید قد ۱.۷۰ بدن کشیده موهای چتری قشنگ یک جورایی شبیه به مد گل رپر خانم بود و سبک بدنش اینشکلی بود.شب قرار بود بریم سینما و بعد هم شام مهمون پیمان خانمش باشیم در لحظه اول پیمان نظرمو جلب کرد موهاش کم پشت شده بود سریع بغلش کردم هنوزم مثل قبل تپلی بود با تیکه های با مزه گفت شادمهر تو اخر زدی تو کار تتو ها از پیجت پیدات کردم گفتم نوکرم ؛خانمشو تازه متوجه حضورش شدم ؛نسترن زنی قد بلند فیت از معلوم بود ورزشکار با ماتنو جلو باز که زیرش تاپ پوشیده بود سینه های خوش فرمش سایز هفتاد باعث شد کیرم تکونی به خودش بده حس بدی پیدا کردم که در حضور لیلی به یکی نظر پیدا کردم ولی سریع گفتم ولش کن ناموس رفیقم ناموس منه باهم دست دادیم اونا جلو افتادن نسترن جین پاش بود که دم رون پاش یکم پارگی بود که مدل شلوار بود که رنگ برنزه بدنش حاصل سلاریوم بدنش که باعث شد چشم بهش بدوزمو با نشگون لیلی به خودم بیام قضیه رو ماست مالی کردم .نشستیم پای فیلم که دیدم نسترن بین منو پیمان نشست و لیلی هم بغل دستم بعد از چند دقیقه که دستم رو دسته صندلی بود دیدم دست نسترن اومد روی دستم که مثلا چون دسته صندلی ها بهم چسبیده بود مجبوره دوست نداشتم لیلی ناراحت شه پس دستمو برداشتم نسترن بعد از چند دقیقه گفت هوا چقدر گرمه و شالشو زد کنار که بالای سینه هاش که شال پوشیده بود پیدا بود چون جلو نشسته بودیم کسی متوجه بی حجابی نسترن نشد سینه های بلوری نسترن جلو چشمم بود. شهوت جلو چشمم رو گرفته بود .خلاصه رفتیم برای شام مشروب خوری که نسترن لباس عوض کرد تاپش تنش بود به همراه جین تنگش که کون ساق خوش فرم ورزشکاری سینه های بلوریش پیدا بود معلوم بود لیلی از رفتار ها و دید زدنای من ناراحت شده و گوشه پذیرایی کز کرده بود روی گوشیشتو اشپز خونه که شاد شنگول بودیم دیدم پیمان اروم در گوشم گفت شادمهر خوب خانم منو دید میزنیا کل بدنم سر شد با این حرفش که گفتم این چه حرفیه حسابی خجالت کشیدم گفت مشکلی نیست من ناراحت نیستم !حتی تو بچگیاش هم این رفتار هارو ازش میدیدم و امار دادنای خانمش زیاد بود خودشو میمالوند به من عشوه میومد از اینجور داستانا شب شد که به اسرار اونا همونجا موندیم که لیلی ناراحت بود که چرا من قبول کردم؛ یواشکی بهم گفت ولی من انقدر هول نسترن شده بودم که چشمم نمیدید میخواستم بزنمش زمین نشسته بودیم قلیون میکشیدیم که نسترن گفت من میخوام چند جا عضو خصوصیمو تتو کنم شما قابل اطمینانی میتونم مزاحمتون بشم شادمهر جان؛ نگاه سنگین لیلی روی من بود منم گفتم قابل بدونید چشم .شب به ما یک اتاق دادن که دیدم لیلی گفت من یکم حالم بده شبا شادمهر خور پوف میکنه نمیزاره بخوابم میتونم اتاق بغلی بخوابم !!دروغ میگفت میدونستم با من قهره و دلش نمیخواد پیشم باشه خیلی ناراحت شدم چون خیلی کم ما باهم دعوامون میشد همش به خودم میگفتم روی تخت که من چی کار کردم و عذاب وجدان ولم نمیکرد سیگارمو برداشتم رفتم بیرون لب تراس.سیگارو گذاشته بودم لب دهنم که دیدم نسترن پشت سرمه و گفت اینجایی گفتم بله گفت یک سیگار میدی لباس حریر خواب پوشیده بود که شرت مشکی لای رونش و کون نسبت لختشو به نمایش میزاشت سیگار بهش دادم گفت لیلی مشکلی داره گفتم نه یکم خستس درست میشه خودمو نمیتونستم کنترل کنم جلو اون بدن سکسی گفت شادمهر من میخوام لای سینه هامو که با دست بهش اشاره کرد و بعد برگشت کونشو کرد به سمتم بالا باسنمو تتو بزنم دیگه من وسوسه شیطان بهم غلبه کرده بود امار دادن های نسترن زیاد شده بود گفتم باید لای سینه هارو ببینم که میشه تتو زد یا نه !گفت جدی گفتم بله گفت خب مشکلی نداره خواست سوتینشو باز کنه که من گفتم وایسا اینجا که زشته یکی میبینه فکر بد میکنه یک لبخندی زد رفتیم سمت اتاق من گفتم بدون اطلاع پیمان مشکلی نداره؟!گفت نه پیمان راضیه سوتینشو جلوم دراورد سینه های سکسیش از هم فاصله گرفت که دیگه کیرم داشت شلوارمو جر میداد نسترن با عشوه داشت با نوک سینه های سفیدش بازی میکرد گفت چطوره گفتم عالیه که دیگه تحمل نیاوردم لبم رفت رو لبش کونشو میمالیدم گفتم پیمان بیدار نشه گفت پیمان در جریانه من که میدونستم و شروع کردم ادامه لب گرفتنش لباسامون از تن هم دراوردیم نشست از تو شرتم کیرمو دراورد کیر م ۱۷ سانت بود کلفت رگ دار دستشو دورش حلقه کردو شروع کرد ساک زدن خیلی حرفه ای و پر تف میخورد بعد از چند دیقه بلندش کردم دولاش کردمو لخت لختش کردمو سرمون کردم لای کس برنزه خوشگلش شروع کردم لیس زدن که اه ناله شهوانیش بلندی میکرد .خوابوندمش پاهاشو گذاشتم روی شونم سینه هاشو تو مشت گرفتموبی مقدمه گذاشتم داخل کسش کسش حسابی خیس بود صدای شلپ شلپ کل خونه رو گرفته بود گفتم جنده خانم چهار ساعته کیرمو داری عذاب میدی بی خیال شده بودمو کون لق لیلی گویان فقط تلمبه میزدم نسرین میگفت قرار بود تتو بزنی قرار نبود منو بگایی گفتم وقتی قدر این کس رو ندونه بده غریبه حقشه زنش گاییده شه برشگردوندمو سوراخ کونشو حسابی لیس زدم گذاشتم در سوراخش هل دادم تو نسبتن باز بود گفتم تا حالا به کیا دادی جنده گفت اولین مردیم که بهش میده غیر از پیمان چون از بچگی میدونستم بی هستش به تو اطمینان کردیم کون تپلش میخورد به باسنم اونم شروع کرد بود اه ناله کردن کسشو مالیدن که خودشو جمع کرد ارضا شد منم بعد از چندتا تلمبه کل ابمو ریختم رو کمرش باهم چندتا عکس سکسی گرفتیم برد .فردا صبح نسترن داشت جمع میکرد که باهم بریم رفت تو ماشین نشست من دم در بودم پیمان گفت دیشب خوش گذشت گفتم خیلی گفت بازم بهم سر بزن گفتم حتما که زنش جلو چشمش از من یک لب عمیق گرفتو منم رفتم .ادامه داره برای اینکه بدونم علاقه دارین به ادامش لایک کنید🌹نوشته: هیچکس