کوس لیسی خیلی هم خوبه تا وقتی که زیر کس خفه نشی

سلام دوستان من رامینم ۳۱ ساله از تهرانداستانی که میخوام براتون تعریف کنم کاملا واقعیه و جدا برام اتفاق افتادهمن تقریبا از سن ۱۷ ۱۸ سالگی به کس لیسی و خوردن کس علاقه مند شدمو تقریبا هربار به وسیله فیلم و عکسای کس لیسی ارضا میشدمحدود دو سالی از این موضوع میگذشت و من همیشه از این طریق خودمو ارضا میکردم تا اینکه یه روز تو دانشگاه با چندتا از رفیقام داشتیم صحبت میکردیم که یهو صحبت از جنده و کس کردن افتاد و یکی از دوستام به اسم رضا درباره سکس با یه زن جنده صحبت کردیکم که صحبت کرد و موضوع عوض شد و بقیه رفیقام رفتنببه رضا گفتم داداش میشه شماره این جنده رو به منم بدی تا منم یه صفایی کنم(تابلو نکردم که کس لیسی زنا آرزومه)رضا هم شماره شو داد و گفت داداش قیمتش بالاست ها مشکلی نداری؟گفتم مگه چقدر میگیره ساعتی؟گفت ساعتی صد تومن(اون زمان برای خودش پولی بود)گفتم عیبی نداره داداش، گفت شاید اولش بهت پا نده اسم من و آشنای منو بهتش بگی باهات هماهنگ میشه( جسارتا نمیتونم اسم کامل این دو نفرو بگم)بعدش که رضا شماره رو بهم داد و رفت نیم ساعت بعدش بهش زنگ زدم و گفتم مهسا خانم و جواب داداولش جواب سر بالا میداد و فکر میکرد مامور یا مزاحممتا اسم رضا و اون آشناشو آوردم گفت خوب حالا چکارا میخوایمن خرجم بالاست هاگفتم میدونمگفتم کی پایه ای بیام یه حالیم به من بدیگفچ برای جمعه ظهر زنگ میزنم ساعتای چهار پنج بیاگفتم اوکیگفت خرجو که میدونی چقدره؟گفتم از خجالتت در میام نگران نباشاین موضوع گذشت تا جمعه فرا رسید و من رفتم به خونه اشتا رسیدم دیدم یه زن ۳۴ ۳۵ ساله اس که هیکلشم تو پر و تقریبا چاق بودقدش حدودا ۱۷۰ اینا میشد و وزنشم تقریبا ۷۵ اینا میشدمنم قدم ۱۷۶ و وزنمم ۶۶ اینا بود و نسبتا لاغر بودمتا منو دید گفت جون چه پسری ، قد و بالا که بدک نیست باید دید کیرت چطورهگفتم سلامگفت علیکگفتم من تا حالا سکس نداشتمو فقط با کیلیپای کس لیسی ارضا میشمگفت جوووون پس میخوای کس لیسیمو کنی؟گفتم میزاری؟گفت جووونم چرا نزارم عاشق خورده شدن کسممیهو جو گیر شدم و گفتم چقدر میزاری کستو بلیسم؟گفت هر چقدر که دلت میخواد بلیسشگفتم وااااای آب کستو میخوای تو کجام بریزی؟گفت جوووون آب کسممم میریزم تو دهنتخوبه؟گفتم جووون عالیهگفتم پس برو شروع کنیمسریع لخت شدیمو گفتم بیا با کست بشین رو سرمگفت چقد عجولی پسر بیا اول ازم لب بگیر ممه هامو بخور تا تحریک شم تا یه عالمه بهت آب بدممنم رفتم سراغ لباش و گردنشیه سه چهار دیقه ای خوردم و فهمید ناشیم و بلد نیستمگفت برو رو پستونامو نوکش میک بزن و بعدش کلشو بکن تو دهنت و محکم بمکشون، رفتم رو پستوناش و نوک پستوناشو با زبونم تحریک کردمیکم که گذشت گفت محکم تر بمک ، کلشو بکن تو دهنتمثل ندید بدیدا داشتم پستوناشو محکم میخوردم که صدای نالهاش بلند شددیدم دستشو برد سمت شرتش و تند تند شرتشو مالیدگفت جووون بخوربا این یکی دستتم این یکی پستونمو تکون بدهیه هفت هشت دیقه ای داشتم میخوردم که دیدم صدای ناله ها چند برابر شد و یه جورایی داشت جیغ میزد ، یهو گفت واااای برو رو کسمبرو کسمو بخورمنم که ندیده کس بودمسریع رفتم رو کسش و از رو شورت اول بوش کردمکه چه بویی راه انداخته بودو یهو دست کشیدم به شورتش دیدم خیس خیس شدهگفتم جووون این آبته؟گفت اررررهبخورشتا زبونمو بردم دم سوراخ کسش و تا کسش زبونمو از رو شورتش حس کردیه وااااییی کشید و سریع خودشو عقب کشیدو گفت برو کف زمین دراز بکش میخوام بشینم رو دهنتتا دراز کشیدمسریع و با عجله شورتشو که خیس آب بود از پاش درآورد و کرد تو دهنم و سریع درآورد و انداخت اونطرفو با سرعت اومد و نشست رو دهنمنذاشت اصلا من کسشو ببینمسریع گفت میکش بزن میخواد آبم بیادگفتم مگه آبت نیومد؟گفت بخور تا بهت نشون بدم آبم اومده یا نهیکم میک زدم دیدم زیاد تحریک نمیشه گفتم لامصب این بالا رو بخور چوچوله مو بمکمنم که بلد نبودمکل کسشو میخوردم و بعضی وقتا هم حواسم نمیشد و گاز میگرفتمکه یهو داد زد نکن ناشییهو خودش شروع کرد کسشو به دهن و دماغم مالیدنیه پنج شیش دیقه ای که خودشو قشنگ مالید به لب و دهنمصداااای ناله هاش بالا گرفت و با صدای لرزون گفت وااااای دارم میامباز کن باز کن دهنتووووووووووتا باز کردم یهو با قدرت کل کسشو به لب و دهنم مثل وحشی ها مالید یهو یه جیغ خیلی بلند کشید و یه مایع لزج و چسبناک و غلیظ وارد دهنم شدگفت واااااااای قورتش بدهیه سه چهار دیقه ای همونجوری رو دهنم بدون حرکت مونده بودو کس بازش تو دهنم مونده بودیه ده دیقه ای هم همینجوری بیحال افتاده بود رو دهنم و بعدش از رو دهنم بلند شدبعدش که حالش جا اومد گفت عجب دهنی داری تو پسرمدتها بود اینجوری تو دهن کسی ارضا نشده بودمبه خاطر این کارت امروز مهمون منیگفتم جوووون مرسیگفت پاشو بزار تومیهو گفتم ، اگه میشه من فقط کس لیست باشم؟گفت جدی نمیخوای منو بکنی؟گفتم نهگفت باشهیکم که گذشت و حالش جا اومدلباسامو پوشیدم و رفتمچند روز بعدش دوباره زنگ زدم و گفتم اجازه میدی بیام کس لیسیتو کنمگفت جووووون اره حتماچند بار دیگه هم رفتم پیشش و هربار تو دهن و صورتم خودشو ارضا میکرد و پا میشدم و میرفتمو واقعا قشنگ همه جای کسو میشناختم و تقریبا حرفه ای شده بودماین مدت من شده بودم کس لیس مهساو مهسا هم میگفت بهترین کس لیسم توییاین مدت گذشت بار آخری که من رفته بودم پیش مهسا بعد از اینکه مهسا آب کسشو ریخت تو دهنم، گفت رامین بزار برم دستشوییگفتم نرو هنوز من سیر نشدمگفت باشه بزار برم بشاشم و بیام دوباره ادامه میدیمیعو جو گیر شدم و گفتم کجا میخوای بری خوب بشاش تو دهن منگفت واقعا؟گفتم اره بشاش عزیزمیهو گفت باشه و گفت پاشو دنبالم بیا تو حمومتا رفتیم تو حموم گفت میشاشماگفتم جووون بشاشگفت پس بشین جلوم و جلوم زانو بزنتا نشستم یهو اون تو حالت ایستاده وایستاد روبرو صورتمیهو دیدم شروع کرد به شاشیدنواااای اولین بار بود که شاشیدن یه زنو از نزدیک میدیدمیهو گفت چی شد میخواستی بخوریشکه یهو برای اینکه کم نیارم دهنمو گرفتم زیر کسشکه یکم شاشش رفت تو دهنمیکم شاشش حالت تهوع آور بود و یه جوری شدمولی به روی خودم نیوردمدیدم شاشش آخراشهدیگه نخوردمیهو دیدم خودش کسشو آورد نزدیکتر و آخرش چند قطره دوباره وارد دهنم شدیهو گفت قورتش بده رامین جونیهو دهنمو بستم و اون یه زره شاششو قورت دادمیه جوری بودمگفت جووونم شاشمم که به خوردت دادماز دفعه بعد میزاریمش تو برنامهاونجا بود که به خودم اومدم و گفتم شاش نهفقط آبگفت مگه خوشت نیومد؟گفتم شاشتو نه ولی آبتو عاشقشمگفت مگه شاشم چشه؟گفتم خوب شاشت کثیفه و میریزیش تو دهن منتو که نمیخوریش من بد بخت میخورمشولی انصافا هم بخوایم حساب کنیم شاشش اصلا مزه خیلی بد غیر قابل تحملی نداشت، اما به هر حال شاش بود دیگهاین شد که دیگه اون روز به مهسا گفتم دیگه نمیخوام شاشتو بخورماونم گفت اگه آب کس و کس منو میخوای باید شاشمم بخوایاون روز تموم شد و رفتنی خونه به حرفای مهسا و رفتارمون با هم فکر کردم و دیگه من علناا شدم کس لیس و شاش خور یه زن جندهفرداش زنگ زد و گفت نمیخوای بیای کسموو بخوری تا تو دهنت آبمو بریزم ، گفتم جووون چرا نیام، به شرطی که نشاشیگفت نه خیر اگه شاشم گرفت میریزم تو دهنتگفتم پس منم نمیامو گفت به جهنم و با هم کات کردیمیه مدت گذشت و من تنها بودماز طرفی هم به خوردن کسش عادت کرده بودمولی غرورم اجازه نمیداد برم و شاششو بخورمتصمیم گرفتم یه دوست دختر بگیرم و کس لیسی اونو بکنمدر به در تو دانشگاه و خیابون و هر طور شده با یه دختر ۲۱ ساله نسبتا خوش اندامبه اسم آرزو آشنا شدم و راضیش کردم که فقط کس لیسش بشمانصافا دختر خیلی تمیزی بود و کسش دست نخورده بودپیش خودم گفتم من چقدر خل بودم که یه کس زن جنده رو اونجوری میخوردمالان طلا تو دستامهیه مدت با آرزو حال کردم و کلی کس لیسیشو کردمتا اینکه یه روز وسط کس لیسیش آرزو گفت شاش دارمو من برم بشاشم و سریع بیاممنم دوباره جو گیر شدم ولی این بار خودم با اشتیاق بیشتر پیشنهاد شاشیدن آرزو رو تو دهنم دادماولش قبول نمیکردتا اینکه گفت باشه و پاشیدیم رفتیم تو حمومدراز کشیدم کف حموم و اونم خم شد و آروم آروم شروع کرد به شاشیدن تو دهنمولی انصافا شاشش اصلا بدمزه و حال بهم زن نبودیه ده ثانیه که شاشید دیدم شاشش تموم شدگفت وای چقدر شاش داشتمدید شاشش هنوز تو دهن منهیهو بهش اشاره کردم که دهن منو ببین یهو کل شاشای تو دهنمو جلوی چشاش قورت دادمگفت وااااااای رامین دیووونهگفتم جونننن ارزو جون شاشت تو دهنماین موضوع گذشت و آرزو هم کم کم مشتااق شاشیدن تو دهنم شده بودتا اینکه من پنج شیش بار شاش آرزو رو خوردم و این اواخر آرزو زیاد رقبت نشون نمیداد و براش جذاب نبودو سر موضوعات مختلف باهم دعوا میکردیم که موجب شد از هم جدا شیم و کات کردیماز اون موقع به بعدم دخترای زیادی اومدن تو زندگیم و من کسلیسیشونو کردم ولی چند سالی بود که دوستخترای جدیدم حاضر به شاشیدن تو دهنم نمیشدنتا اینکه پارسال قبل از کرونا رفته بودیم عروسی یکی از پسرای فامیلمون که یه دختر از دخترای فامیلمو منو دید و عجیب بهم آمار داد،و منم شماره مو دادم بهشدو سه روز بعد زنگ زدو گفت آقا رامینگفتم بفرماییدگفت من دنیام، همونی که تو عروسی شماره دادید بهمگفتم چطوری ، خوبیگفت مرسی میشه همو ببینیمکه منجر به دوستی ما شدو بهت گفتم که من عاشق کس لیسی دخترامو …تا این گفتم گفت جدی یعنی میخوای فقط کسمو بخوری؟گفتم آرهگفت چه عالیدنیا یه دختر کم سن و سال ریزه میزه بودتقریبا ۱۶ ۱۷ سالش بودو قد کوتا تقریبا ۱۵۰ و وزنشم تقریبا ۴۵ اینا نهایتش میشدخیلی جسه ریزی داشتموضوع گذشت و قرار شد یه روز که خانوادش نیستن هماهنگ کنه که من برم پیشش تا کسشو قشنگ بلیسمتا اینکه سه روز بعد بهم زنگ زد و گفت رامین جمعه ساعت سه منتظرتم میخوام کسمو بخوری تا آبم بیادواااای منم دل تو دلم نبودتا جمعه که وقتی وارد خونه شون شدم دیدم وای چه اباس سکسی پوشیده و بدن کوچولوش چه رخنمایی میکردتا رسیدم دیدم خیلی با عجله گفت خوب بریم تو اتاق خوابتا رفتیم تو اتاق گفت میزاری ببندمت دوست دارم بشینم رو دهنت تا با کسم خفت کنمگفتم باشهسریع دستو پاهامو بست و بعدش دو سه دورم طنابو رو تخت محکم بست که دیگه اصلا نتونم تکون بخورمگفت رامین جووون حقیقتش من تو رو آوردم اینجا تا بشاشم تو دهنتگفتم خوب چرا منو بستی خوب بگو میخوای بشاشی تو دهنم ، من قبلا صد بار شاش دوست دخترامو خوردمتوی کوچولو که سهلیگفت مطمئنی که شاشمو میتونی بخوری؟گفتم اره کوچولوی منمگه تو یه زره بچه چقدر نهایتش میتونی بشاشینهایتش نصف استکانشاشت تو حلقم دنیاآب کست تو دهنم دنیاشاشت تو اعماق معده ام دنیامتو شاش کوچولوی کی بودی تودیدم دنیا هم وقتی اینا رو بهش میگم کسشو محکم گرفت و گفت بهت نشون میدم همین شاش کوچولوت چقدر میتونه بشاشهنفستو با شاشم بند نیارم دنیا نیستمبهش خندیدمگفت بخند بخند بیچاره که خنده های آخرتهجوری میشاشم که هیچوقت دنیارو فراموش نکنییهو دیدم با عجله شلوارشو کشید پایین ، سریع اومد رو تخت و منو به زور و بلا کشید سمت بغل تخت نفهمیدم میخواد چیکار کنه یهو دیدم داره تمام زورشو میزنه تا سر منو از تخت بندازه بیرونولی اونجا تعجب کردم با اینکه اینقدر ریز جسه و کوچیک بود زورش رسید که منو جه به جا کنه و سر منو از تخت انداخت بیرونیهو دیدم یه طناب دیگه هم آورد و دو سه دور حلقه کرد و انداخت دور گردن مننو خداگاه ازش ترسیدم و گفتم دنیا داری چیکار میکنیگفت نترس میخوام اگه شاشمو قورت ندادی یا یه قطره اشو خواستی پس بزنی با همین طناب دور گردنت خفت کنمیهو دیدم طنابو بست دور گردنم اومد از تخت پایین و شورتشم درآورد و وایستاد بیرون تخت طناب دور گردنمم محکم گرفت تو دستش گفت دهنتو باز باز کن نمیخوام یه قطره از شاشمم هدر برهتا دهنمو باز باز کردم دیدم دنیا یه پاشو گذاشت این طرف گردنم و یه پاشم گذاشت اونطرف گردنم و طنابم محکم گرفت تو دستشگردنم بین پاهای کوچولوی دنیا قفل شدخشحال بودم و فقط میکردم دنیا شاشش کمه یا اینکه زیاد نمیتونه خشن و بیرحم باشهیهو دیدم یکم کسشو رو دهنم بازی داد و خودشو عقب جلو کرد فکر کردم میخواد خودشو تو دهنم ارضا کنهنگو داره سوراخ کسشو که ازش میشاشه جوری تنظیم میکنه که شاشش که از کسش میاد یه سره بره تو ته حلقمپنج شیش ثانیه ای همین کاری کرد و یهو ثابت موند، یهو دیدم پاهاشو از رو زمین بلند کرد و با قدرت نشست رو حلقمگردنم داشت میشکستکی باورش میشد این همون دنیا کوچولو باشهتا اومدم خودمو تکون بدمیهوووووو دنیای داد زد وااااااااای مامان راحت شدمیهو تو ته حلقم گرمای شدیدی حس کردم بعله دنیا خانم خانم خانما شاشیدنشو شروع کردو سه چهار ثانیه با فشار دنیا داشت میشاشید تو معده امیهو حس کردم کل دهنمو شاش دنیا گرفتحس کردم دارم حالت تهوع خیلی خیلی شدید میگیرمتا اینکه کل دهنمو شاش دنیا گرفتواااای حالم داشت بهم میخوردو باورم نمیشد دنیا چنین شاش گندی و بد مزه ای داشته باشهاومدم شاشای تو حلقمو پس بزنم یهو دنیا باهام چش تو چش شد و فهمیدیهو داد زد میخوای شاشای منو پس بزنی الان بهت میفهمونمبا فشار بیشتر شاشیدنشو ادامه داد و یهو طنابو محکم کشیدداشتم خفه میشدم که یهو داد زد شاشموووو قورتششششش بدهواقعا داشتم میمردم که چون طنابو کشید مجبور شدم شاش گندشو قورت بدمتند تند داشتم قورت میدادم شاش حال بهم زنشو که یهو فشار شاشش بیشتر شدو نتونستم شاششو قورت بدمو باعث شد شاشش تو دهنم جمع بشهتا اینو دید محکم دوباره طنابو کشید و نگه داشتمن داشتم سیاه و کبود میشدم و شروع کردم با همه وجودم زیر کسش دستو پا زدن تا ولم کنه ولی دنیا بازم داشت همینجوری بیرحمانه میشاشید و اصلا عین خیالشم نبودیهو شاشش از دماغم زد بیرون، یهو طنابو ول کرد و سریع دماغمو گرفت و وزنشو رو حلقم چند برابر کرد و شاشیدنشو به اوج فشار رسوند ، وقتی طنابو ول کرد تازه اومدم نفس بکشم که وقتی وزنش رو حلقم چند برابر شد گردنم داشت میشکست و از اون طرف هم دنیا به بیرحمانه ترین شکل ممکن داشت خودشو تو ته معده من خالی میکردمن دیگه نفسم بالا نمیومد و چشمام که تو چشمای دنیا،چش تو چش بود داشت سیاهی میرفت، که دیدم دیگه ندایی ندارم و بدنم داشت بی حس میشد و چند ثانیه هم همینجوری شاشید تا اینکه دستو پاهام شل شد و بیهوش شدمچند دیقه بعد داشتم به هوش میومدم که دیدم دنیا از رو دهنم بلند شده ولی من دیگه نایی نداشتمو دهنم همینجوری باز مونده بود یهو دنیا بدو بدو اومد به سمت دهنم و خم شد و فوت کرد تو دهنمچون یکم از شاش گندش هنوز ته دهنم مونده بود ولی من نایی نداشتم که بخورمشتا فوت کرد واااای یه چیز میگم یه چیز میشنوید به معنی واقعی کلمه انگار زهرمار رو ریختن ته حلقم و به وضوح مزه شاش گندشو چشیدمبه جرات میتونم بگم گندترین و بد مزه ترین شاشی بود که تا حالا یه زن به خوردم داده بودو اصلا قابل قیاس با شاش های قبلی که خورده بودم نبودتا فوت کرد و من مزه واقعیه شاششو چشیدم همون لحظه حالت تهوع شدید گرفتم و حالم بد شد و همه شاشای تو دهنمو بالا آوردم و دوباره بیهوش شدمبعد از نیم ساعت که به هوش اومدم دیدم دستو پامو باز کرده ولی حال من هنوز خراب بود و دیدم تخت خیس خیس و زرد رنگهاونجا بود که فهمیدم بععععله دنیا خانم از ساعت ها قبل برنامه ریزی کرده که شاش زرد زرد بودار و غلیظشو بفرسته تو اعماق وجود مناگه از مشخصات شاشش بخوام بهتون بگم اینه کهیه شاش زرد زرد بودار و غلیظ غلیظ و یکمی به شوری میزد و یکمم به ترشی میزد و فوق العاده تلخ و خارق العاده حال بهم زن و حالت تهوع آور و چندش بود، جوری که واقعا نمیشد هیچجوره قورتش دادیکم که گذشت ازش پرسیدم دنیا تو با من چیکار کردی؟داشتی منو میکشتیمن قبلادوست دخترم و یه زن جنده چندین بار شاشیده بودن تو دهنم ولی به اندازه یک پنجم تو هم شاش نداشتندمگه میشه یه زن یا دختر بتونه اینقدر زیاد و اونم با فشار و قدرت تو حلق بشاشه؟یهو گفت: رامین جونم من به خاطر اینکه بتونم تو رو با شاشم خفه کنم از دیروز ظهر اصلا نه آب خوردم و نه دستشویی رفتمامروز بعد از اینکه بیهوش شدی ولت کردم و شاشمو تو صورت و دماغت ریختم ولی دفعات بعد همشو میفرستم تو اعماغ معده ات و بهت قول میدم یه روزی با شاشم نفستو بند بیارمچی شد تو که میگفتی دختر کوچولو تو نهایتش نصف استکان بتونی بشاشی ، الان نظرت چیه؟گفتم بابا غلط کردماصلا من غلط بکنم دوباره بخوام شاش تو رو بخورمو آخرش گفتم الحق که دنیا تو یه دنیا شاش دارییهو گفت نترس میخورییعنی از این به بعد مجبوری که شاش خور من بشیگفتم مگه دیوونه امگفت فکر کردی چرا اینقدر محکم میگم میخوری چون ازت لحظه اول شاشیدنم تا آخرین قطره شاشیدنم با دوتا دوربین از نمایای مختلف فیلم گرفتمو اگه شاش خور همیشگیم نشی همه شو پخش میکنمفکر کردم دروغ میگه گفتم اگه راست میگی بیار ببینمیهو یه گوشی رفت از اون طرف آورد که هر دوتا فیلم توش بودگفت اگه شاشمو نخوری همه شو پخش میکنمبه فکرم زد که گوشیشو بگیرم و فرار کنمسریع گوشی از دستش به زور گرفتم و سریع از خونشون اومدم بیرونو خوشحال بودم و فکر کردم موضوع تمومهیهو ساعتای هشت پیام داد واتس آپتو چک کندیدم کل فیلمامونو برام فرستاده و گفت فکر کردی چنین فیلمی رو من یه کپی ازش میگیرمشب بهم زنگ زد و گفت فردا صبح ساعت ده میای خونمون میخوام از الان تا صبح نشاشم تا صبح شاش اول صبحمو بفرستم تو معده ات وگرنه کل فیلماتو پخش میکنممن بد بخت هم مجبور شدم قبول کنمو فردا صبحش رفتم پیش دنیا و دنیا هرچی از شب نشاشیده بود رو وارد معده من کرد و منو از خونه اش انداخت بیرونو گفت اگه شاشم گرفت خبرت میکنمتو کمتر از ده دیقه خودتو نرسونی اینجا فیلماتو پخش میکنمگفتم باشه و رفتممن حدود شیش ماه شاش خور دائمی دنیا شده بودم و چند بار نزدیک بود زیر کسش و شاشش بمیرمتا اینکه دنیا عروسی کرد و رفتو من موندم و این عادت بد که دیگه خود من شاش خور زنا شده بودم و یه جورایی معتاد شاش زنا شده بودمدنیا شاشت تو حلقمشاش همه زنای ایران زمین تو ته حلقمهرکی موافقه کل زنای کشورم بشاشن تو حلق و معده من لایک کنه و کامنت بزاره: شاش کل زنای ایران زمین تو ته ته معده ات رامیننوشته: رامین شاش خور دنیا و کل زن ها