تاجر فرش کاشانی کونی از آب دراومد

داستانی که براتون تعریف میکنم کاملا واقعیه و هیچ قسمتیش رو تغییر ندادم من پویا هستم و بیست و سه سالمه این داستان برای چهار سال پیشه یعنی زمانی که من نوزده سالم بود تو شبکه ی ماهواره ی یوروتیک تی وی پیام گذاشتم که مفعولم و دوست دارم تکپر یه مرد بشم که ساپورت مالیم کنه چن نفر پیام دادن اما پیام هاشون جذبم نکرد تا اینکه یه نفر پیام داد که من تاجر فرش هستم گاهی میام تهران شرایطتون رو گوش دادم اگه مایلید آشنا شیم منم پیام دادم و بعد ایشون تماس گرفت خیلی با شخصیت و با ادب از کارش گفت و گفت اهل کاشانه و تهران زیاد میاد واسه کارش ما خونمون بریانک بود و دوراهی قپون قرار گذاشتیم رسیدم اونجا و گفت من ماشینم فلاشرش روشنه اونجا فقط یه سونوتای جدید فلاشرش روشن بود سوار ماشینش شدم یه مرد جا افتاده که صورتش رو تراشیده بود خیلی به گرمی با هم سلام و احوال پرسی کردیم و از خودش و کارهاش میگفت بهم گفته بود اسمش کامرانه اما کارت ملیش رو نشون داد و گفت اسم من رضا فلانیه و کامران اسمیه که خودم روی خودم گذاشتم و اینم بهت نشون دادم که بدونی من کاملا صادقم باهات و میخوام تو هم باهام صادق باشی و فقط تکپر من باشی و منم تایید کردم تو خیابون میگشتیم و گفت اگه موافقی بریم هتل منم قبول کردم و رفتیم هتل درسای تهران اما اونجا پذیرشمون نکردن و گفتن من هم باید کارت شناسایی داشته باشم اما کامران بهشون گفت که این خواهر زادمه و اتفاقی اومدیم اینجا تا اینکه طرف رو راضی کرد و قبول کرد بهمون اتاق بده وارد اتاق شدیم و خیلی شیک و تمیز بود همه چیز اول کامران رفت و دوش گرفت و من با اینکه قبل رفتن دوش گرفته بودم بازم رفتم و دوش گرفتم از حموم که اومدم دیدم خوابیده رو تخت با یه شرت بهم گفت لباساتو کامل در بیار بیا لخت رفتم رو تخت گفت برگرد برگشتم گفت قنبل کن قنبلش کردم گفت کونتو تکون بده برام تکونش میدادم گفت انگشت کن خودتو و آروم ناله کن منم تو کونم انگشت میبردم گفت جووون چه صوراخ قرمز و کون سفیدی داری بیا اینجا رفتم سمتش کیرش سیخ سیخ بود از گوشه شرت زده بود بیرون سفید و کله کیرش بزرگ بود گفت بخورش ساک بزن کیرشو کردم تو حلقم و تن تن مشغول ساک زدن شدم گفت ببرش تو حلقت تا تو حلقم میبردم دستشو کرد لای موهام و کردش تو حلقم گفت بذار تو حلقت بمونه چند ثانیه نگه داشت و میگفت دوس داری؟ سر تکون دادم در آورد و گفت خایه هامو بلیس لیس میزدم براش گفت بوس کن بو کن بخور میخوردم پاهاشو باز کرد و گفت از سوراخ کونم بلیس تا کیرم میخوردم و لیس میزدم تخماش و کیرش بوی عطر میدادن با اینکه حموم بو بدنش بوی خوب داشت دوباره کرد تو دهنم درآورد و گفت بخواب زمین اومد رو دهنم کیرشو تو دهنم تلمبه میزد میگفت دندونت نخوره فقط تن تن تو حلقم میبرد بهم گفت آبمو میخوری سر تکون دادم گفت نه میخوام بریزم تو سوراخ کونت بلند شو قنبل کن قنبل کردم کیر کلفتشو کرد تو کونم خیلی سخت رفت توش اما حرفه ای بود تن تن تو کونم تلمبه میزد واقعا درد داشت اما حالم میداد از بس که این مرد سکسی بود بعد یه ربع تلمبه زدن آبش اومد و روم خوابید بلند شدم و رفتم حموم نشستم به حالت دسشویی کلی آب کیر غلیض از کونم ریخت تو سوراخ حموم کونمو شستم درد داشتم اومدم بیرون غذا سفارش داده بود یکم نشستیم ساعتشو بهم نشون میداد و از برند بودنش تعریف میکرد و میگفت اسمش حک شده پشت ساعتش غذارو آوردن خوردیم و از خودش و کارهاش میگفت و از اینکه ترکیه رقیب فرش ایرانی شده شاکی بود بهم گفت یه بار دیگه بریم درد داشتم ولی قبول کردم رفتم ساک بزنم گفت نمیخواد بیا بشین روش چرب کردم و آروم نشستم رو کیرش تا ته رفت تو سوراخ کونم گفت خوبه بالا پایین شو بالا پایین میشدم نوک سینه هامو فشار میداد و کیرش کونمو پر میکرد بعد پنج دقیقه منو خوابوند و از پشت کرد تو کونم تلمبه میزد فشار میداد فرو میکرد درد داشتم و اونم تو سکس واقعا قوی بود وقتی تلمبه میزد تا ته تو کونم میرفت کیرش عقب جلو میکرد و میگفت میکنمت جرت میدم کونی من هستی بعد ده دقیقه باز آبش اومد و ارضا شد شرتش رو پوشید ازم تشکر کرد من توقع داشتم صد تومن بهم بده اما پونصد تومن پول نقد آورد و گذاشت تو جیبم به زور و خیلی ذوق کردم اما بهش گفتم این زیاده که گفت حقته پسر خوب و مودبی هستی یکم دراز کشیدیم اون خوابش میومد اما من تا لنگ ظهر خواب بودم و اگه میخواستم شب بمونم حوصلم سر میرفت گفتم من میرم گفت اوکی لباس پوشیدم گفت کاشکی میموندی الان بری هتلیه فکر بد میکنه گفتم واقعا کار دارم ببخشید گفت باشه مراقب خودت باش دست دادیم و از هم تشکر کردیم و رفتم با یه موتور دربستی تا خونه اما بعدش دیگه نه زنگ زد نه جواب داد در صورتی که تو ماشین کلی حرف زد که چجوری باشه رابطمون و این حرفا اما شش ماه بعدش زنگ زد گفت من اومدم قم اگه میتونی بیا از جبران میکنم هواتو دارم که من گفتم اگه میشه بیا دنبالم گفت تو که منو میشناسی هواتو دارم یه آژانس بگیر بیا گفتم نه نمیتونم ریسک کنم اگه میشه بیا تهران که گفت باشه بهت خبر میدم و رفت و دیگه پیداش نشد و رابطمون تموم شد این داستان مو به موش بر اساس واقعیت بودنوشته: پویا