بهترین خاطرات با شیمیل سکسی

ادامه داستان اولین ساک زدن من هستش.بعد از سکس با آنا ازم پذیرایی کرد و بیشتر حرف زدیم.حرف از اینکه تا حالا با شیمیل بودم. از اینجور صحبت ها و از ساک زدن من تعریف می‌کرد. (یادم یه بنده خدایی براش ویس گذاشته بود که ارباب آنا صداش کرد یا خانم یادم نیست ولی خیلی اشتیاق تو صداش بود. اینکه بتونه همه کیر آنا رو تو دهنش جا بده و از اینکه نتونسته ناراحت بود. اونجا از من که چطوری براش ساک زدم تعریف کرد.) گفتم اولین شیمیل هستی که ديدم از نزدیک و حس کردم. با کسایی دیگه هم صحبت کرده بودم ولی چون سایزت بزرگ بود خواستم با تو باشم. اون هم از خودش یعنی کیرش تعریف کرد گفت که بزرگترین هستش تو شیمیل ها بعدش یکی دونفر دیگه هستن اسمشون آورد. بعد گوشی نشون دادم که با این ها صحبت کردم شماره دادن.نگاه کرد اونایی رو که می‌شناخت تعریف کرد این خوبه اون خوبه، فلانی بد نیست. و از چنتایی هم بد گفت بد که چه عرض کنم تخریب کرد.حرف زدیم عکس یه آشنا رو دید. فرنوشگفت این هم سایزش خوبه 19 سانت ولی کلفت اگه سایز بزرگ میخواهی خوبه برو پیشش.نگاه کردم دیدم بهش پیام دادم ولی جواب نداده. فقط یه شماره گذاشته که اگه خواستم تماس بگیرم.تو این کار یا حداقل من خودم روم نمیشد تماس بگیرم اولش. ولی بعد این داستان دوست داشتم با کسی دیگه هم باشم.آنا گفت بزار همین برات جور کنم بری پیشش.برای فرنوش ویس فرستاد که منو میشناسه مشتریش هستم و پسر خوبی هستم. واینکه جواب منو بده باهم قرار بزاریم…خداحافظی کردم رفت از پیش آنا. اون موقع یا اینجوری بگم پارسال توی کوچه‌ی که خونه آنا بود یه ساختمان نیمه ساز بود کارگرها داشتن کار میکردن اینو میگم اگه کسی رفته بود پیشش بدونه که دارم درست میگم.تو کوچه داشتم میرفتم یه نفر دیدم که داشت دنبال آدرس می‌گشت. مشخص بود کجا میخواد بره. پیش آنابعد از چند روز با فرنوش تماس گرفتم قرار شد برم پیشش آدرس داد و زمان که منتظر هستش.منم کار پیچوندم رفتم دنبال آدرس طرف های سیدخندان بود، یه محله که کوچه هاش شیب تندی داشت…رسیدم به محل آدرسو دنبال جا پارک و زنگ زدم گفت بیا. (فکر کنم الان از اونجا رفته باشه آخرین خونه بود چسب اتوبان) خونه چنتا پله می‌خورد میرفت پایین بعد در بود زنگ زدم مستقیم درب خودش باز کرد.صورت استخونی با یه لباس بلند یه تیکه خنده نمیچه مصنوعی. رفتم تو بازم پله، زیرزمین بود صدای ماشین های اتوبان تو خونه قشنگ میومد. تلویزون روشن یه سریال ترکی پخش میشد.حس استرس اضطراب باهم قاطی شده بود.فرنوش گفت چیزی میخوری آب، شربت چایی که گفتم آب. آورد نشست صحبت که چه جوری با آنا آشنا شدی از این حرف ها. واینکه کارم چیه این چیزها.از خونه‌ش پرسیدم که چرا اینجا گفت برای کارش اینجاس یه خونه دیگه تو سهروردی داره یه خونه بزرگ سه خوابه. خلاصه گفتم شروع کنیم گفت اول پول نامرد نذاشت چونه بزنم…پول گرفت شروع کرد به عشوه ناز کردن، دستم گرفت برد سمت اتاق دوتا اتاق یکی درب بسته دومی باز(سگش تو اون اتاق بود) با یه تخت دونفره رفت رو تخت اشارهه لخت بشم من شروع کردم به لخت شدن…تو یه چشم به هم زدن فرنوش لخت شد لای پاش یه کیر خوابیده کلفت بود… رفتم پیشش رو تخت. لخت لخت بود. آنا سینه هاش مشخص نبود سوتین بسته و بهش دست میزدم فشار میدادم نمیذاشت انگاری دردش میومد ولی فرنوش راحت بود گفت بخور‌ش، جای عمل پروتز روی بدنش بود. خوردم. بادست فشار داد که برم سر وقت کیرش بوی خوبی میداد یه تتوی خوب هم رو بدنش بود کنار پاش. کیرش خوردم تو دهنم بیدار شد کلفت بود بلند…نه به بلندی آنا ولی کلفت‌تر از آنا بود…میخوردم براش حال می‌کرد. با دست سرم فشار میاد منم با سینه هاش بازی می‌کردم.کیرش بزرگ شد و سفت بلند رفت کنار به پشت گفت بخوابم. کنار میز دوتا کاندوم با رنگ قرمز بود. ولی استفاده نکرد ازش…بدون کاندوم میخواست بکنه…پاهامو جمع کرد تو سینه‌ام کیرشو گذاشت جلوی سوراخم مثل آنا کرم یا پماد نزد. فشار داد توش قشنگ سوختم…گوش نمی‌کرد به حرفم فشار میاد تو تا آخرش بره درد سوزش بود که میومد… ولذت… (حس ارضا شدن از مغزت که به اون چیزی که رفته بود تو مخت رسیدی راحت شدی)فشار میاد تو منم با فشارش بالا میرفتم. حرفه‌ی بود واقعا. با کلمات بازی می‌کرد دارم بازت میکنم، داره تا آخرش میره، جووون دیدی رسید تا تهش…پاهات تو سینه شیکمت جمع شده یه شیمیل داره تو کونت تلبمه میزنه با یه لبخند مصنوعی.گفتم میخوام از پشت بخوابی روم، کشید بیرون برگشتم… کیرش فرستاد تو کونم خوابید رو تلبمه زد سینه هاشو پشتم حس میکردم قشنگ بود…میگاید فقط بدون هیچ ترحمی، الان فکرمیکنم میخواست تموم بشه زود تر…به پهلو خوابند، کیرش واقعا کلفت بود قشنگ همه چیشو حس میکردم. وقتی میکرد انگاری یه چیزی میخواست ازم خارج بشه. فشار دستشویی بود…برای اینکه نزارم بیاد خودم سفت میکردم و کیرش هم تو کونم بود براش تنگ تر میشد. لذت تو چشماش می‌شد دید. ترس از ریدن بودکه به خودم زور میزدم تا نیاد… اونم بیشتر حال می‌کرد .کشید بیرون خوابوند به پشت دوباره پاهامو جمع کرد تو سینه این دفع بیشتر جمع کرد. کیرش گذاشت تو کونم تلبمه زد بدون توقف فقط میکرد…کیرش تا تهه در می‌آورد می‌کرد حین این کار دوتا باد هم از کونم زد بیرون خندید. منم خنده‌م گرفت. گفت کونی شدی رفت. خوشم اومد. تو چشم نگاه میکرد میگفت تنگ هستی ولی از شانست کیر بزرگ انتخاب کردی. تند تند میکرد منم صدای آخ آوخ کردم درومده بود میگفتم پاره شدم وایسا گوش نمی‌کرد، فقط محکم تر تند تر میکرد. حس باحالی بودش اصلا نمیتونستم تکون بخورم با اینکه هیکلی نبود. ولی کامل زیرش بودم بدون اینکه بتونم کاری بکنم. داشتم به تمام معنا گایده میشدم. باز شدن سوراخ کونم قشنگ حس کردم. یه سوزش خاصی داره. هم میخوای تموم بشه هم میخوای تموم نشه…صدای. فرنوش دراومد چنتا محکم کرد کیرشو تو کونم نگه داشت.آبش اومد ریخت تو کونم.بهش گفتم چرا ریختی؟گفت دوست داشتم.حس با حالی بود اب کیر یه شیمیل تو کونم بود.دراز کشیده بودم… دیذم داره با کیرم بازی میکنه برام خوردش مثل آنا مزه مزه کرد تا بفهمه اسپری زدم یا نه.خودش به پشت خوابیده گفت بکن تا آب تو هم بیاد. رفتم روش پاشو دادم بالا کردم تو کونش گشاد بود المی ادا تنگ هارو در می‌آورد. آخ یواش. آخ آروم تر… لاغر بود تمام پاشو تو بدن خودش جمع کرده بود…منم کردمش تا آبم اومد ریختم تو کونش.افتادم رو تخت. ولی بلند شد رفت یه تکون خوردم ازش دستشویی حمام پرسیدم که گفت یکی هستش حموم دستشویی. رفتم خودمو خالی کردم یه دوش گرفتم همونجا . میخواستم بیام بیرون ولی خیس بودم. رول دستمال توالت هم تموم شده بود. مونده بودم چه طوری خودمو خشک کنم.درب باز کردم لباس پوشیده بود گفتم حوله مهمان داری؟اینو شندید شروع کرد به خندیدن که حوله مهمان چیه.خودم تعجب کردم خنده دار بود ولی نه آنقدر.با خودش میگفت دهنت سرویس آنا با این مشتری هات…خلاصه بعد کار لباس پوشیدم نگو منتظر یه نفر دیگه هم هستش که بیادش.باهاش حرف زدم. گفتم صاحب خونه اذیت نمیکنه گفت میدونه فقط اینکه بگایی نشه، کار به شکایتو اینا نشه کاری نداره. گفتم چطوری میدونه که تو دوجنسه هستی یا همون شیمیل. گفت تو شناسنامه‌ اسمش پسره. چی اسمش پسره… واااا دنیا تو سرم چرخید…دختر بودن اینا چرا آخه… بعد جای عمل سینه یادم افتاد…خلاصه آقا اینا همشون پسرن یا همون ترنس، فقط عمل پروتز سینه کردن. دیگه نرفتن دنبال تغییر جنسیت.از این راه درآمد دارن. می‌گفت از پسر 18 ساله مشتری داره تا پیرمرد 65 ساله…با اینکه حس بدی آخرش بهم دست داد ولی در کل بد نبود…برای آزاد شدن مغزم از این فانتزی خوب بود.شاید بازم امتحان کنم ولی این دفعه با یه شیمیل دخترونه تر خوشگل تر مثل ندا یا آیدا. خلاصه تجربه بدی نبود.ممنونم که خاطره منو خوندید.ببخشید زیاد شدش. منتظر نظرتون هستم. سوالی هم داشتید بپرسید تونستم جواب میدم.نوشته: