تو قرار اول ساک زدم براش که فک کنه باحالم

سلام دوستان امیر هستم 38 ساله از تهرانیه خاطره دارم میخوام براتون بنویسمنویسنده نیستم… پس اگه اشکال و ایرادی داشت به بزرگی خودتون ببخشیدیکسال پیش نصف شب تو اینستاگرام داشتم میگشتم و خیلی حشری بودم… که شانسی با یه خانمی آشنا شدمچند بار بهش گفتم بیا بیرون قرار بزاریم اما هر بار به یه بهونه میپیچیدخلاصه من دیگه نا امید شده بودم و فکر میکردم اینم الکیه و فقط میخواد چت کنه و از این کسشعرایروز بهم تو اینستاگرام پیام داد که فردا میتونم بیام ببینمتباهم قرار گذاشتیم و منم حسابی تر و تمیز و مرتب رفتم سر قرار… وقتی رسیدم سر قرار دید اون زودتر رسیده و تو ماشینش منتظرهبعد از سوار شدن و احوالپرسی و غر غر که چرا تا حالا نمیومدی و غیره راه افتادیم سمت یه کافه تو اون نزدیکیا…تو مسیر داشتم براندازش میکردم…قد حدود 167~8، چشمای درشت‌تر، موهای های لایت هیکل لاغر، سینه 75… قیافه معمولی اما من هیکلشو خیلی دوست داشتم…خلاصه رفتیم کافه و یه چیزی خوردیمو حرف زدیم بعدش اومدیم بیرون که بریم تو پارکینگ اون مجتمع تجاری که کافههه توش بود :))ماشین جای دنجی بود و زیاد دید نداشت… فکر کنم اونم از قصد اونجا پارک کرده بود… خلاصه سوار ماشین شدیم، تو ماشین لب تو لب شدیم و دیدم اون بیشتر از من حشریه منم امونش ندادم لباشو گردنشو گوشاشو میخوردم و سینه هاشو میمالیدم… که دیدم دستشو گذاشت رو کیرم شروع کرد فشار دادن و مالیدنمنم دستمو کردم تو شورتش و همینطور که لبا و ممه هاشو میخوردم کسشو براش میمالیدم… حسابی خیس شده بود و منم تند تند کسشو میمالیدم و اون داشت دیوونه میشد و صدای شلپ شلپ آب کسش میومد… خیلی دوست داشتم همونجا برم لای پاهاش و اون کس آبدارشو اونقدر بخورم تا ارضا بشه…همینطور که کسشو میمالیدم و ممشو میخوردم یدفه خودشو سفت کرد و یه جیغ کوچولو کشید و ارضا شد، خیلی خیس بود و حس میکردم کسش داره انگشتامو قورت میده و آبش لای انگشتام کش میومد، جلوی شلوارش خیس شده بودمنم آب کسشو از رو انگشتام لیس زدم خوردم… مزشو دوست داشتمبعد گفت حالا نوبت منه… کمربندو دکمه شلوارمو با عجله باز کرد و کیرمو از تو شلوار کشید بیرون… اول یکم نگاهش کرد و قربون صدقش میرفت… بعد همشو کرد تو دهنش و شروع کرد ساک زدن… اونم چه ساکی… انگار میخواست همه آب کیرمو از تو کیرم میک بزنه بکشه بیرونزیاد دووم نیاوردم خیلی زود آبمو آورد اما کیرمو از دهنش در نیاورد و همه آبمو خورد و اونقدر به ساک زدن ادامه داد تا دوباره آبم اومد… این وسط یه ماشین اومد پشتمون پارک کرد که ما یه سکته زدیم اما خدا رو شکر ندیدداشتیم خودمونو جمع و جور میکردیم که بریم… پرسید میخوای بازم بخورم… منم از خدا خواسته البته فکر نمیکردم کیرم دوباره رات بشه اما اونقدر خوب بلد بود بخوره که خیلی زود راستش کرد و دوباره با اون زبون و لبای خوشگلش آبمو آورد و سر کیرمو محکم میک میزد و من حس میکردم واقعا داره آبمو از تو کیرم میکشه بیرون… دیگه واقعا بیحال شده بودم… خودمونو جمع کردیم و اومدیم بیرون… تو راه برگشت همش کیرمو میمالید و میپرسید خوب بود، دوست داشتی؟ منم واقعا رو ابرا بودم… حتی یک درصد هم احتمال نمیدادم که این آدمو ببینم چه برسه به اینکه تو قرار اول اینطوری آبمو بکشه…چند بار بعدش هم باهم برنامه کردیم و منم حسابی اون کس خوشگل آبدارشو اونقدر خوردم و کردم تا حسابی حال کنه… الانم چند وقته که تهران نیست و همو نمیبینیم… امیدوارم بازم ببینمشنوشته: امیر