ورود

ثبت نام

loading...

اولین تجربه سکس مهدیار

سلام خدمت دوستایی که دارن این داستانو میخوننماجرای اولین سکسمو بگم شاید مزحک باشه ولی خب واقعیته .من الان ۲۴سالمه و اولین سکسم توی همین ۲۴سالگی داشتم تا قبلش مجبور بودم یا خودمو نگه دارم یا خالی کنم و از مضراتشم مطلع بودم چنتا دوست مثل خودم داشتم و مدتی بود دنبال یکی میگشتیم که یا صیغه ایی باشه یا پولی سال دوم کرونا که گذشت یه شب یکی از همون رفیقام زنگ زد گفت یکیو پیدا کردم تو شهر خودم منم فک کردم شاید ایسگاس چون چندباری رفقامون این حرکتو کرده بودن ولی بعدش گفت نه رفتم و خلاصه منو راضی کرد که از شهر خودم که بروجرد بود پاشم برم نهاوند یکی از دوستامم که مثل خودم بود و سکس نداشت ولی عاشق تجربه بود زنگ زدم و گفتم باشه میام.خلاصه یه روز با هم قرار گزاشتیم و رفتیم نهاوند ۲ساعت تو راه بودیم ولی شوق اولین سکس سختی سفرو هیچ میکرد. وقتی که رسیدیم بعد سلام به دوست نهاوندیم که دوسال بود این کرونا باعث شد همو نبینیم گفتم که زنگ بزن به طرف خلاصه اونم زنگ زدو گفت بیاین مام اول رفتیم داروخونه و کاندوم خریدیم و بعد ۱ساعت رسیدیم به خونه زنه رفیقم دل دل میکرد که نره شاید اولین بارش که هست اینجوریه و منم خودم پشیمون شدم رسیدیم دم در خونه زنه و زنگ زدیم و گفت بیاین منم اول به رفیقم گفتم بره و اون رفت و منو دوستمم رفتیم کیک خریدیم که کمر من پر باشه😂خلاصه رفیقم در اومد از خونه و گفت بگو رفیقات بیاد وقتی داشتم از پلها بالا میرفتم ضربان قلبم جوری بود که فک میکردم قلبم توی مغزمه و صداش توی سرم میپیچید اولش به قیافه زنه دقت نکردم ولی وقتیوخوب دیدم زنه زیاد جالب نبود و خیلی تو ذوقم خورد بعدش شلوارمو دراورد حدس میزدم زنه در حد خوبه فیسش ولی اینو ک دیدم کیرم مث لاکپشتی که میره تو لاکش اینم اینجوری بود زنه تا اومد نشست اول پولو گرفت و بعد با کیرم بازی کرد دیدم اصلا سیخ که نمیشه بدتر داره کوچیکتر میشه خلاصه کاندومو کشیدم سرش و زنه دراز شد تا فهمیدم میخاد بره توش یخورده کلش درشت شد و قد کشید یخورده ممه خوردم و تلمبه زدم تا ابم اومد و داشتم هذیون میگفتم نمیدونم چرا هی وسط ارضا شدنم میگفتم تمام هزینه هات با من خلاصه زنه کاندومو دراورد و ابمو پاک کرد خلاصه دراومدم از خونه یه ارامشی توم بود که هیج وقت تجربش نکردم ولی حس بدیم داشتم از قیافه زنه هم اولین سکسم که انقد زود خالی شدم خلاصه فرداش باز رفیقام رفتن و من نرفتم چون قیافه زنه رو نمیتونستم تحمل کنم بعد از اون روز برگشتیم شهرامون و تا چند هفته بدنم اروم اروم بودنوشته: مهدیار
loading...