کوس پارتی ایرانی ۳

شلوار تو خیس كردی بعد از مغازه رفت بیرون . نمی دونستم چكار كنم از طرز حرف زدنش و رفتارش معلوم بود كه كسه ولی جرات نداشتم برم خونه اش. یك خورده فكر كردم و دلم رو به دریا زدم یك كاپوت برداشتم و گذاشتم تو جیبم و در مغازه قفل كردم و به راه افتادم خدا خدا می كردم كوچه شلوغ نباشه وارد كوچه نسترن شدم . چند تا از توله بچه ها از سر كول هم بالا می رفتن . كمی كه جلو رفتم جلو در قرمز رنگی كه بالاش پلاك 17 به چشم می خورد ایستادم . در باز بود فقط چفت شده بود نگاهی به دور و برم كردم و رفتم تو خونه و در رو بستم نفس راحتی كشیدم و نگاهی به حیاط كردم یك حیاط كوچولو بود و كمی جلو تر در ساختمان نیمه باز به چشم می خورد . رفتم تو خونه و وارد حال شدم . زنه رو یك مبل رنگ و رو رفته لم داده بود با دیدن من سیگار شو تو جاسیگاری گذاشت و بلند شد و گفت : بیا بگیر بشین آقای مهندس تا برات چایی بیارم بعد به طرف آشپزخونه رفت جلو رفتم و نشستم رو مبل . آشپزخونه اوپن بود و من اونو موقع چایی ریختن می دید م ، دو تا چایی ریخت و گذاشت تو سینی و آمد طرفم سینی رو روی میز جلوم گذاشت و با خنده گفت : اگه شلوار تو خیس كردی پاشو درش بیار مخصوص جنده ها لبخندی زدم و گفتم : تا حالا كسی اینقدر منو نترسونده بود كنارم نشست و دامنشو كمی بالا زد و با خنده گفت : خیلی وقت بود هوس كرده بودم بكشمت اینجا ، بچه خوشگل لبخندی زدم و گفتم : این رو نمی تونستی مثل آدم بگی ؟ دوباره خندید و جواب داد : این جوری حالش بیشتره نگاهی به دور و بر انداختم و گفتم : تنها زندگی می كنی ؟ خندید و گفت : به تو چه، مگه فضولی ؟ چایی تو بخور سرد می شه چایی رو نگاهی انداختم . دلم بر نمی داشت دست بهش بزنم ، لبخندی زدم و گفتم : ممنون ، میل ندارم خندید . از اون خنده های تخمی كه آدم حالش بد می شه ، مخصوص جنده ها ، و گفت : چیه ؟ می ترسی نمك گیر شی ؟ گرفت تو مشتش و كمی مالوندش لبخندی زدم و گفتم :‌ آره خودشو كنارم كشید و دست شو گذاشت رو كیرم كه از زیر شلوار قلمبه شده بود و با خنده گفت : بیچاره لا خورده سپس زیپ شلوارم رو كشید پایین و دست شو برد تو شورتم و كیرمو كشید بیرون . كیر بیچاره كه بقول او لا خورده بود جستی زد و عمود شد گرفت تو مشتش و كمی مالوندش و با خنده گفت : چقدر حاضری بدی ؟ خندیدم و گفتم : همش مال تو زد رو پام و با خنده گفت : مرده شور ، مزدم رو می گم لبخندی زدم و گفتم : معمولا چقدر می گیری ؟ لبخندی زد و گفت : بستگی داره ، یكی ده چوب می ده یكی هشت تا ولی از پنج چوب كمتر نمی گیرم خندیدم و گفتم : تو كه منو مهمون كردی نباید از من پول بگیری اخمی كرد و گفت : چرا نگیرم ؟ رقصت خوشگله یا فكر كردی كسخل گیر آوردی ادامه داره …