حشری شدی خطرناک شدی

طبق عادت باید زبونمو پر تفم میکردم ک بخوره

پیراهنمو جر داد دکمه هاش پرت شدن

افتاد ب جون سینه هام از استرس یخ کرده بودم

بعد خوردن سینه هام سریع رفت سراغ کوسم