درد و لذت با هم

دستای گوشتی و نازش رو گرفتم تو دستمو شروع کردم به بوسیدن دستاش

پریدم روش و لباش رو میخوردم. رو مبل خوابوندمش و شروع کردم به بوسیدن و خوردن لبهاش از خوشحالی اشک تو چشام جمع شده بود

ا سینه های نازش بازی می‌کردم و کم کم نفساش عمیق تر میشد