دختر مهربون با ممه های ۸۵

پشت ی انباری و شلوارش شرتش کشید پایین با هم

ب آرزوم رسیدم با دیدن کیرش چشمم چهار تا شد پریدم گرفتم دستم دو دستی گرفته بودمش بازم نصفش بیرون بود بدون اختیار گفتم جون کیر کیررر بالاخره گرفتمت

رفتم پایین و براش ساک زدم گفت قنبل کن بکنمت