چوچول ات رو بمال ارضا شی گلم

میخوام ارضا بشم دیگه طاقت ندارم همینجور که تو هست اروم تلمبه بزن و نوک سینه هامو بمال خودش هم بالای کسش رو با دستش میمالید

 به ساک زدن خوب مست شدم به اوج رسیده بودم بیشتر اه و ناله میکرد گفت هر وقت خواستی ارضا بشی بریز رو سینه هام میخوام ببینمت

اب ریختم رو سینه هاش و تو چشاش نگاه کردم بعضی شبها میومد پیشم تا صبح سکس داشتیم