جوری ساک میزنه فک کردم کیرم پاستیل ه

 مسایل سکسی راحت بود. یکساعتی که گذشته بود دیگه خیلی راحت از هم لب میگرفتن و راضیه مینشست رو پای احمد و اون هم به شوخی سینه هاشو میگرفت و تکون میداد

شوهره اولش بهم گفته بود که تو با زنم حال کن منم با تو!!! واسه همین فلنگو بسته بودم و کیر شوهره احتمالا نصیب کسی دیگه شده بود

شروع به لب بازی کردیم و تو عالم مستی بود و شهوتی. زبونش را روی زبونم میچرخوند و دستمو گرفت و گذاشت روی سینش. هنوز گیج بودم و منگ . کمی هلش دادم عقب و گفتم:

الان احمد بیاد دلخور میشه .شاید دوست داشته خودش هم باشه؟

خنده ای کرد و گفت: قرار بود من یخت را آب کنم اون هم تا یکربع دیگه نمیاد. فقط امیدوارم رفتارت باهاش عوض نشه و

فکر کن سه تاییمون مجردیم و داریم تریسام میزنیم