تلمبه میزنم به عشق ممه ژله ای

 تو دستای مرد اسیر بود انگار خون جلوی چشمام و گرفت مانتوی مشکیش باز شده بود و سینه سفیدش بین دستای مرد بود

با لذت وجب به وجب تنش و با نگاهم بوسیدم دکمه شلوارش و من باز کردم و در حالی که نگاهم و تو عسلی چشماش حل میکردم زیر نافش و بوسیدم و آروم شلوارش و پایین کشیدم شونه ام و هل داد عقب و روم خزید دستام و رو گودی کمرش کشیدم نور ضعیف غروب آفتاب از پنجره روی پوست روشنش می‌تابید لباش رو گردنم نشست سرم و بالا کشیدم و ناله خفه ای کردم

من از لذت میلرزیدم سوتینش و باز کردم سینه های گردش دقیقا بالا سرم بود لبام و روش گذاشتم که ناله ظریفش و شنیدم این سمفونی لعنتی اینقدر منو تحریک میکرد