سربازی سهیل و کونی کرد

با سلام به همه گی های عزیزمن سهیلم بچه سنندجم الان ۲۷سالمه سال ۹۶جاده مخصوص سرباز بودم و خیلی شهوتیم توی اینستا داشتم چرخ میزدم که یه کامنت دیدم که نوشته بود به سربازها حس دارم و شروع کردم به چت کردن چند روزی چت کردیم تا آشنا شدیم و شماره بهم دادیم و صحبت کردیم من اون موقع ۲۴/۴۸پست میدادم پیام تموم شد با لباس نظامی پارک لاله قرار گذاشتیم بغل مجسمه ابوریحان بیرونی فک کنم منتظر موندم که یه پسر لاغر ۱۸ساله جذاب اومد و خودمو معرفی کردم بعدقبلا هم گفته بود که فقط ساک میزنه رفتیم دسشتشوی داخل پارک من اول رفتم بعد هم اون اومد خیلی استرس داشتم چون لباسم لباس کادر وظیفه بود خلاصه روع کردیم به لب گرفتن اون کیرمو از رو شلوار مالش میداد من کونشو بعد نشست وشروع کردن به ساک زدن برام خودش خیلی حشری بود من که حشری بودم و‌چشمامو بسته بودم بلند شد دیدم شلوارشو داده پایین و لپای کونشو باز کرد یه سوراخ تنگ صورتی دیدم چسپوندمش به دیوار تف زدم به کیرم و سر کیرمو گذاشتم دم سوراخش نظافت چی در زد و گفت زود باشین میخوام توالت هارو تمیز کنم هیچی سریع خودمون رو جمع کردیم اومدیم بیرون ولی من میرم سیخ سیخ بود اصلا داشت شلوارمو پاره میکرد شلوارم هم تنگ بود نظافت چی فهمید یکم‌بهمون‌حرف بد زد رفتیم روی یه نیم کت نشستیم حرف میزدیم ازسکسامون هرکس میومد کیر سیخ منو میدید پسره گفت کلاهت رو بزار روش ابرومون رفت کلی حرف زدیم هر طوری شد راضیش کردم که شب بریم مسافرخونه وتا صبح با هم باشیم و خودش هم گفت دوس داره شب تا صبح بغل یه فاعل بخوابه از هم جدا شدیم و رفتیم که قرار بود یه بهانه جور کنه و به من ساعت ۵خبر بده اینم بگم دانشجوی رشته تاترو سینما بود ساعت ۵زنگ زد و گفت به خانوادش گفته که امشب میره واسه صحنه فیلمبرداری بعنوان کارآموزی و آموزش منم رفتم پادگان چندتا لباس انداختم تو کوله وکفتم به بچه ها که میرم فوتسال به این خاطر که مسافرخونه گیره نده مترو چهاراه ولیعصر منتظر بودم و تا اون اومد من رفتم کاندوم گرفتم و آوند باهم رفتیم میدون راه آهن چندتا مسافرخونه رفتیم قبول نکردند چون کدملی پسره تهران بود (اسمش یادم رفته که میگم پسره ببخشید)رفتیم مسافرخونه که یه پیرمرد بود و گفتم حاجی اینجا به دنیا اومده و لی ۱۶ساله اصفهان زندگی می‌کنه گفت باشه اگه تنها بود قبول نمی‌کردم ولی چون باتو هست قبول میکنم فک کنم پیرمردها هم میدونست مکان نداریم اومدیم اینجا اتاق رو گرفتیم رفتیم شام خریدیم و رفتیم داخل اتاق رو تخت دراز کشیدم و اومد بغلم صدای تلویزیون رو هم زیاد کرده بودیم که صدا بیرون نره شروع کردیم لب بازی و عشق بازی و لباسهای همو در آوردیم حسابی بدن همو خوردیم بی نظیر بود وقتی ساک میزد طوری تخمام رو لیس میزد و با انگشتش بازی میکرد که داشتم از هوش میرفتم رفتم لبه تخت نشستم نشست رو کیرم با تمام قدرت تلمبه میزدم خیلی دردش اومد نزاشتم اون مدلی بکنمش سرپایی کردمش در خوابید افتادم روش وقتی تا ته فشار میدادم التماسم میکرد بعد گفت آب کونم داره میاد رفت دستشویی و بعد چند دقیقه اومد بعد انداختنش به پشت پاهاشو دادم بالا حسابی براش تلمبه میزدم داشت ابم میومد کل ابمو ریختم رو شکم و سینه هاشو به طوری که این خیلی زیاد بود خودم هم تعجب کردم که کل سینه و شکمش رو سفید کرده بود گفتم تکون نخور رفتم دستمالی کاغذی آوردم و تمیزش کردم بعد رفتیم خودمون رو تمیز کردیم شام نخوردم گفت من سیرم آوند سرشو گذاشت رو پاهام و گفت از بس ساک زدن برات سیر شدم و تا صبح لخت بغلم خوابید و کون تازش جلو کیرم بود اول صبح هم نزاشت بکنمش گفت شکمم خیلی درد داره برام ساک زد و حق زد تا ارضا شدم بعد اون موقعی یا بار دیگه دوباره تو دیچستشوی اول پارک لاله برام ساک زد و دیگه ندیدمش.واقعا کاش تهران بودم چون مفعولای بی نظیری دارهدوستان من سنندجم تنها زندگی میکنم و مکان همیشگی دارمدنبال مفعول تپل و گوشتی وکون گنده هستم اگه کسی بود یا اومد سنندج به تلگرامم پیام بده مرسی از همتون عاشقتونمآیدی تلگرامم@Soheilmohamady72نوشته: سهیل