زنان دلیر لرستان

سلام به همگی دوستان (اقایون و خانما )بنده طاها هستم . سوپر مارکت دارم . تنها کار میکنم .میخوام یه خاطره ای تعریف کنم که با یه زن اشنا شدم و کلا ۳ بار باهم سکس کردیم. کلا اشناییمون و دوستیمون ۲ ماه اینا طول کشید(اینم بگم شماره دادن من و دوستیمون یه هفته طول کشید.نمیشه جزئیات رو همشو دقیق گفت.من خیلی خلاصه وار تعریف میکنم کل ماجرا رو)۳خبمثل همیشه تو مغازه بودم و یه خانمی بود دو سه باری دیده بودم تو مغازم اومد چندتا وسایل برداشت و گذاشت روی میز که حساب کنه منم وسایلا رو گذاشتم تو کیسه گفتم شد اینقدر. یه نفر مشتری هم بود این خانم انگار یه کوچه بالاتر از مغازه خونشون بود میخواست پول رو بده یه رفتارهایی انجام میداد که شیطونی بود مثلا یجوری پول داد که دست ها و بدنش معلوم بودن. لباساش یکم بازتر بود . خلاصه من فهمیدم که ایشون تمایل به دوستی دارن … تا یکی دوهفته میومد و وسایل خرید میکرد. یه روز که مغازه خلوت بود بهش شماره دادم.میخواستم شمار ه رو بدم گفتم خانم امکانش هست در ارتباط باشیم گفت باشه شمار تونو بدین ببینم چی میشه. گرفت بعدچندساعت زنگ زد . کلی سلام واحوال پرسی و معرفی خودمون تموم شد .فرداش که دوباره تلفنی حرف میزدیم دیگه باهم راحت تر بودیم چون اونم مثل من فکرش تو رابطه برقرار کردن بود.این خانم شوهرش رو اصلا دوست نداشت بخدا شوهرش هم قیاف ش عالی بود و قدبلند و کلا خوب بود ولی به زور داده بودن . این خانم یه نفر دیگه رو میخواست .بهم گفت باشوهرم خوبیم ولی چون باهاش سکس زیاد ندارم همیشه حشریم و کوسم همیشه ابکی و این حرفا. اندام خانم هم چاق بود و کاملا گوشتی بدنشم واقعا عالی بود .جدا خانم اصیل ایرانی به تمام معنا .بدنش کاملا گوشتی بودالبته معلوم بود سفت بود . چند روزی تلفنی باهم سکسی حرف زدیم و مثلا از بدنامون گفتیم من میگفتم اون میگفت. یه بار گففت که دیگه من تحمل ندارم بیا خونمون سکس کنیم. بعش گفتم تو محلتون مشکلی نمیاد که . اونم همه چی رو زیر نظر داشت . خلاصه منم از خدام بود یه روز ظهر دل رو زدم به دریا رفتم خونشون باهم قرار مدار گذاشتیم یه کادوی کوچیکی هم بردم یه گل خریده بودم و یه ساعت براش و یه عطر.خلاصه رفتم تا محله اونم از پنجره مواظب همه چی بود ایفون رو زد در باز شد . یه نگاه به اطراف کردم رفتم داخل . قلبم انگار سرجاش نبود یه جای دیگه ی بدنم داشت میزد اونم ۵۰۰تا میزد. چون استرس داشتم یکی نبینه و شوهرش نیاد یه دفعه ای‌. خلاصه باهزار جور پلیس بازی رفتم خونه همو دیدیم دست دادیم و یکم خندیدیم به کارهامون . اول از همه برداشت زنگ زد به شوهرش . لامصب پشت تلفن پیش من داشت میگفت سلام عزیزم خ بی خسته نباشی چیکار میکنی داشت حرف میکشید که مثلا کجایی کی میای ناهار چی بزارم .شنید که تو شرکت هست و اونجا هم یه مشکلی برای شرکت پیش اومده بود و سرشون شلوغ بود.شوهرش پشت تلفن گفت سرم شلوغه خودم بهت زنگ میزنم.دیگه خیالمون راحت شد که لااقل دستش بنده تا چندساعتی راحتیم.البته من ۴۵ دقیقه خونشون بودم کلا(اومدن و سکس و رفتنم همش۴۵دقیقه). خلاصه تلفنو قطعش کرد.دست تو دست هم شدیم.یکم عجیب بود برام که به این مرحله رسیده بودیم.گفت میخوای شروع کنیم .گفتم باشه.چند تا بوسش کردم دستاشو گذاشت رو سرم شروع کردیم لب خوردن با ولع تمام. هردو حالمون خراب بود.منم استرس که داشتم عرق میکردم هم میترسیدم هم اینکه اول رابطه بود . خلاصه لباسای همو دراوردیم.دیدم یه هلوی تمام عیار تمیز تمیز حموم رفته . فقط میخواستم بکنمش چنان حشری شدم. دراز کشید رو زمین کوسشو خوردم عجب کوس نازی داشت جدا خوشمزه بود خیلی چسبید فک کنم ۶ یا ۷ دقیقه خوردم براش.گفت دارم میریزم . همینجوری ادامه دادم خوردنو تا ارضا شد . گفت کیرتو بکن تو کوسم . همینجور که دراز کشیده بود کیرمو بردم سمت دهنش خورد یکم منم سینه هاشو با دستم مالش میدادم . کیرمو اروم کردم تو کوسش یه حسی بهم اومد تمام موهای تنم سیخ شدن یه اهی کوچیکی کشید . اون لحظه من رفتم هپروت برگشتم . باور کنین یه لحظه کل دنیا ایست کرد برای من. باور کنین هیچ جوره نمیشه توصیف کرد اولین لحظه رو. شروع کردم تلمبه زدن . حدود ۱۰ دقیقه ای تلمبه زدم . قمبل کرد . من دراز کشیدم زمین .خلاصه چند تا پوزیشنی انجام دادیم . همش هم میگفت قربون کیرت بکن منو بکن منو و اینجور حرفا . میگفت کیرتو میخوام. کیرتو نکش از تو کوسم . خیلی خوشش اومده بود از سایز کیرم.خلاصه زیاد نمیخوام کش بدم. ابمو ریختم رو سینه های بزرگش . بعد خودمم پاکش کردم . یکمی باز باهم دست به گردن شدیم و چند تا ماچ و لب رفتیم . لباسارو پوشیدیم. دیگه گفتم من برم تا مشکلی پیش نیومده . میگفت نه نرو خیلی لذت داد بمون اینجاو لوس بازی در اورد . منم از اون بدتر بودما . ازخدام بود نرم .ولی کلا فکرم پیش شوهرش بود . رفتنی هم از سکسمون و کیرم تعریف کرد که خیلی خوبم و اخلاقمو هم دوست داشت . خلاصه خیلی باهم مچ شدیم. خیلی لذت بردیم . در اومدم از خونه برگشتم.بازم تلفنی حرف زدیم و ازبدن همدیگه تعریف میکردیم.اون لحظه روکه کیرم رو کردم تو کوسش هیچ وقت یادم نمیره یه گرمایی حس کردم . داغ داغ بود کوسشباور کنین من داستان نویس و نویسنده نیستم . البته جزئیات بیشتر بود که نمیشه همشو نوشت. خیلی ابتدایی نوشتم .کم و کاستی هارو به بزرگی خودتون ببخشیدهمیشهتو مغازه حشری هستمچندتا هم اتفاق افتاده که بازم تعریف میکنم براتونممنون که وقت گذاشتیننوشته: Beegcock