logo
‌
‌
خانه
عناوین
پورن استارها
بهترین سایتهای پورن
چت روم
ارسال داستان
آپلود ویدیو
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
  • تماس با ما
  • گزارش خرابی

www.jendekhane.com جدید ترین و با کیفیت ترین سایت سکسی فارسی

بهترین و با کیفیت ترین سایت سکسی ایرانی . تمامی محتوای این سایت رایگان مباشد . ما دارای بزرگترین آرشیو فیلم ها و داستان های سکسی هستیم که همه روزه برای شما قرار خواهیم داد . سایت جنده خانه بهترین سایت سکسی فارسی در تمام دنیا میباشد . شما میتونید فیلم ها را به صورت آنلاین تماشا کنید یا دانلود کنید ، با ثبت نام در سایت میتونید از سیستم چتروم و پیام رسان با قابلیت تماس تصویری استفاده کنید . تیم جنده خانه همیشه در تلاش برای بهبود سطح کیفی سایت برای تمامی دوست داران مسائل جنسی میباشد . لطفآ نظرات و پیشنهادات و همینطور انتقادات خودتون رو برای ما ارسال کنید .

This website collects cookies to deliver better user experience

زیپم و پایین کشیدم که ببینه

من نمی‌فهمم. حتی اسمم هم به بعضیا فشار آورده. بابا از نظر آناتومیکی بافت پوست خانم‌ها از آقایون نرم‌تر و لطیف‌تره. من نمی‌فهمم چرا از هر چیزی برداشت سکسیستی می‌کنین.خب بیخیال. بریم سراغ داستان…من نمی‌خواهم گولتان بزنم. من نمی‌خواهم با این داستان بازی‌تان بدهم.او با لباسی سفید وارد شد. قلبم شروع کرد به تپیدن. به چشم‌هایش خیره شدم. چشم‌هایش درشت بود، چشم‌هایش آبی بود. ناخودآگاه دستم را دراز کردم و صورتش را لمس کردم. ناخودآگاه بدنم داغ شد. من نمی‌خواهم دروغ بگویم؛ این ها واقعیت است.رژ لبش قرمز پر رنگ بود. تا خواست حرف بزند صورتم را جلو بردم و او را بوسیدم. بر عکس خیلی ها که این طور موقع ها غافل گیر می‌شوند و مرا به عقب هل می دهند، با من همکاری کرد.اگر روزی خیلی ثروتمند می شدم، اولین کاری که می کردم این بود که یک کلکسیون ادکلن زنانه جمع می کردم. بوی ادکلن زنانه از هر چیز دیگری برای من جذاب تر است. با تمام توان بوی خوش ادکلنش را نفس کشیدم.پوستم کمی عرق کرده بود و صورتم قرمز شده بود. با اشاره چشم بهش فهماندم که لباسش را در بیاورد. دستش را بالا آورد و به نشانه مخالفت انگشت سبابه اش را به چپ و راست تکان داد. نور کم حالی از پنجره کوچک اتاق روی دست‌هایش می تابید و در کنار پوست و لباس سفیدش ترکیب رنگ قشنگی را بوجود می آورد.عاشق گودی میان بازو و ساعدم. به نظرم زیبایی خاصی دارد. همین طور از گودی زیر گردن هم خوشم می آید. اگر نقاشی‌ام خوب بود، مدام گردن زنان و به خصوص این قسمت را را می کشیدم و کیف می‌کردم، اما حیف.مدتی به گودی گردنش خیره ماندم و دوباره با حرکت چشم‌ها و تکان دادن سرم ازش خواستم لباسش را در بیاورد. ابتدا مقاومت می‌کرد، اما بعد از کمی اصرار و سر تکان دادن، خیلی زود راضی شد. حس کردم با این کار می خواهد بیشتر تحریکم کند.پشتش را به من کرد و از من خواست زیپ لباسش را پایین بکشم. موهایش لخت و بلند بود، تا کمرش می‌رسید. موهایش را کنار زدم و زیپ کوچک لباس را پایین کشیدم.قلبم که مدتی آرام گرفته بود دوباره تند می‌تپید، این بار حتی تندتر. به نظرم زیباترین لحظه زندگی ام همان یک لحظه بود. کاش می‌توانستم آن لحظه را قاب بگیرم و همیشه همراه خودم داشته باشم، تا هر وقت حالم بد بود، به آن خیره شوم و حالم خوب شود. رویش را برگرداند، اما…اما…لبخندم خیلی زود محو شد. ضربانم تندتر شد. بدنش مرد بود.نوشته: دخترا نرمن

121

دسته بندی ها:

داستان سکسی

برچسب ها:

سکسیباباسکسگیباباکسزن
No Comments Yet...
‌

پست های مشابه

کوس ات میزارم با اینکه پشماتو نزدی
HD01:13

کوس ات میزارم با اینکه پشماتو نزدی

از این به بعد مال همیم

از این به بعد مال همیم
بعدازظهر خفن

بعدازظهر خفن

ارشک و ماهرخ

ارشک و ماهرخ