logo
‌
‌
خانه
عناوین
پورن استارها
بهترین سایتهای پورن
چت روم
ارسال داستان
آپلود ویدیو
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
  • تماس با ما
  • گزارش خرابی

www.jendekhane.com جدید ترین و با کیفیت ترین سایت سکسی فارسی

بهترین و با کیفیت ترین سایت سکسی ایرانی . تمامی محتوای این سایت رایگان مباشد . ما دارای بزرگترین آرشیو فیلم ها و داستان های سکسی هستیم که همه روزه برای شما قرار خواهیم داد . سایت جنده خانه بهترین سایت سکسی فارسی در تمام دنیا میباشد . شما میتونید فیلم ها را به صورت آنلاین تماشا کنید یا دانلود کنید ، با ثبت نام در سایت میتونید از سیستم چتروم و پیام رسان با قابلیت تماس تصویری استفاده کنید . تیم جنده خانه همیشه در تلاش برای بهبود سطح کیفی سایت برای تمامی دوست داران مسائل جنسی میباشد . لطفآ نظرات و پیشنهادات و همینطور انتقادات خودتون رو برای ما ارسال کنید .

This website collects cookies to deliver better user experience

تجاوز برادر بزرگم

سلام ، من اسمم ارش و ۱۵ سالمه زیاد چیزی نمیگم بریم سره اصله داستانیه برادر بزرگ تر از خودم دارم که ناتنیه و مادره جفتمون فرق میکنه . پدرم تهران زندگی نمیکنه و از هر دو تا ازدواجش هر دوتاش طلاق بوده .حدوده دو ماه بده کرونا که بیشتر جا ها دیگه باز شده بود من با دوستام میرفتم بیرون یه روز همین برادر بزرگ ترم که الان ۲۸ سالشه و تو کاره مدلینگه و تعداده فالوور هاش هم بالاس تو کوله پشتیم پاکت سیگار پیدا کرد و بهم نشون دادو نمیدونستم چی بگم کلی سرم داد زد و محکم یه سیلی زد تو صورتم ولی به کسی چیزی نگفت هفته بدش که مادرم با خواهرام رفته بود شمال و من نرفته بودم با برادرم خونه مونده بودم بیشتره روزا بیرون بودم و میومدم خونه کلا تو اتاقم بودم یه روز که از پالا برگشتم خونه با همون هودی که تنم بود رفتم رو تختم دراز کشیدم و چشامو بستم داداشم اومد تو اتاق و من خودمو به خواب زده بودم. اروم دستشو گذاشت رو کمرم اومد رو تخت و من چشام باز کردم هلش دادم . گفتم داری چیکار میکنی اونم دستشو محکم گذشت رو دهنم خودشو انداخت رو من شلوارمو کشید پایین و دکمه های پیرنشو باز کرد تو چشام اشک جمع شده بود کارش که تموم شد گفت اگه به کسی بگی به همه میگم که سیگار میکشی و … . منم تا امروز به کسی این اتفاقو به کسی نگفتم و ریختم تو خودم و اون هر وقت که منو میبینه تو جم بهم لبخندی میزنه که خیلی تنم میلرزه و ازش میترسم و روزایی که کسی خونه نیست این میاد خونه میترسم هر لحظه بیاد تو اتاق و یه بلایی سرم بیاره دیگه نمی تونم تحمل کنم خیلی وقتا تنمو تیغ میزنم که اروم بشم و به خود کشی هم زیاد فکر کردم واقعا دیگه امیدی به زندگی ندارم و حالم از خودم به همم میخورههنوشته: بی نام

6

دسته بندی ها:

داستان سکسی

برچسب ها:

خواهرپدرگیخواهرناتنیکسزن
No Comments Yet...
‌

پست های مشابه

کوس ات میزارم با اینکه پشماتو نزدی
HD01:13

کوس ات میزارم با اینکه پشماتو نزدی

از این به بعد مال همیم

از این به بعد مال همیم
بعدازظهر خفن

بعدازظهر خفن

ارشک و ماهرخ

ارشک و ماهرخ