logo
‌
‌
خانه
عناوین
پورن استارها
بهترین سایتهای پورن
چت روم
ارسال داستان
آپلود ویدیو
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
  • تماس با ما
  • گزارش خرابی

www.jendekhane.com جدید ترین و با کیفیت ترین سایت سکسی فارسی

بهترین و با کیفیت ترین سایت سکسی ایرانی . تمامی محتوای این سایت رایگان مباشد . ما دارای بزرگترین آرشیو فیلم ها و داستان های سکسی هستیم که همه روزه برای شما قرار خواهیم داد . سایت جنده خانه بهترین سایت سکسی فارسی در تمام دنیا میباشد . شما میتونید فیلم ها را به صورت آنلاین تماشا کنید یا دانلود کنید ، با ثبت نام در سایت میتونید از سیستم چتروم و پیام رسان با قابلیت تماس تصویری استفاده کنید . تیم جنده خانه همیشه در تلاش برای بهبود سطح کیفی سایت برای تمامی دوست داران مسائل جنسی میباشد . لطفآ نظرات و پیشنهادات و همینطور انتقادات خودتون رو برای ما ارسال کنید .

This website collects cookies to deliver better user experience

ازدواج من و ...(۱)

“داستان مربوط به بی دی اس ام میباشد”خاطرات یکی از دوستان من هستبه صورت پارت گذاشته میشوداون‌روز هم مثل همه ی روز های عادی از خواب بیدار شدم!!یک ماهی بود ک به این وضع عادت کرده بودم. ساعت ۵ صبح بود و فقط ۳۰مین فرصت داشتم.به سمت آشپزخانه رفتم مثل هر روز پرتقال هارو شستم با چاقوی تیزی ک همیشه روی میز بود نصفشون کردم!!!چند روزی بود ک از این چاغو هم مانند تمامی وسایل خانه حساب میبردم…درست از روزی ک مجبورم کرد تا با لبانم بوسه ای روی قسمت تیزش بزنم و ازش تشکر کنم بابت این همه لطف ک گردنم را نمی زند!!!آب پرتقال رو گرفتم میز صبحانه رو چیدم به سمت اتاق برگشتم مثل همیشه چهار دست و پا شدم به سختی روی تخت رفتم پتو رو کنار کشیدم شرت ارباب رو پایین کشیدم و کار همیشگیم رو شروع کردم!!بله ساک زدم این کار رو هر روز صبح میکنم و کیوان رو بیدار میکردم !!!۵ دقیقه ای به کارم ادامه دادم اجازه ی نگاه کردن نداشتم ک بفهمم بیدار شده یا نه!!!با نوازش آروم روی موهایم متوجه بیدار شدنش شدم و کارم را تند تد کردم و صدای نفس های کوتاه و بعد هم مایه ای ک صبحانه ی امروزم بود وارد دهانم شد!!!به سرفه افتادم و نوازش دستی ک روی کمرم حرکت میکرد…کیوان:کوچولوی من صبحت بخیر موهایم را بوسید و بلند شد و من چهاردست و پا از روی تخت پایین اومدم… چقدر طول کشید ک به این کلمه ی کوچولوی من رسیدمبعد شستن دست و صورتش و دستشویی رفتنش به سمت آشپزخانه رفت روی صندلی نشستکیوان:همونجا عین خنگا واینستا برو زیر زوود باز یادت رفته باید چیکار کنی؟من:نه ارباب غلط کردمو سریع خودم رو به زیر میز رسوندم درست زیر پای کیوان و شروع به لیسیدن و بوسیدن پاهایش کردمو تکه های نان نم داری ک کیوان همیشه میگفت در حق من لطف میکند ک اجازه میدهد تکه های نون و تف هایش روبخورمبعد از صبحانه به سمت اتاق رفت باید اماده میشد و به شرکتش میرفت!!منم سفره رو جمع کردم ظرفارو شستم همه جارو مرتب کردم و باز ۴ دست و پا شدم و به سختی به سمت اتاق حرکت کردمانقدر ک زانوهایم زخم شده بود خسته شده بودم!!دم اتاق ک رسیدم دیدم در حال پوشیدن کت شلوارش هستقد بلند بود موهای مشکی صورتی کشیده و استخونی داشت اوایل عاشق چشم های عسلی و لب های ریزش شده بودمچقدر دوس داشتنی بود و بدبختی این هست ک هنوزم دوس داشتنیست به همون اندازه…همیشه به این فکر میکردم ک چرا قبول کردم ک با او وارد این رابطه بشممن ک اصلا چیزی ازش نمیدونستمچرا قبول کردم ک باهم ازدواج کنیم چرا نرفتم مثل بقیه زندگی کنم و زندگیمو ادامه بدمو حالا شده بودم یک شخصیت عجیبک در آن واحدیک حیوان .یک کودک .یک خدمتکار.یک برده ی جنسی .یک رقاص یا وسیله شخصی و خانگیو هر چیزی ک او میخاست میشدم…با ضربه ی چیزی ک به سرم خورد از فکر خارج شدمابروهای توی هم رفته و چشم های عصبانی اولین چیزی بود ک دیدمکی انقد نزدیک شده بود ک نفهمیده بودم و دادی ک رو سرم هوار شدکیوان:هواست کجاست توله سگو یه لگد به پهلوم از کنارم گذشت و با غرغرای همیشگیش به سمت کفشاش رفتو در آخرم تذکرات امروز رو داد و به سمت در رفت و خارج شدو در آخر صدای چرخیدن کلید و تنها شدن منباز هم در رو قفل کرد و رفت…ادامه دارد به زودی…نظر یادتون نرخ بگید ک ادامش بدم یا نه؟!نوشته: غزلک

9

دسته بندی ها:

داستان سکسی

برچسب ها:

جنسیگیبردهاربابشاشچاقخدمتکارزن
No Comments Yet...
‌

پست های مشابه

کوس ات میزارم با اینکه پشماتو نزدی
HD01:13

کوس ات میزارم با اینکه پشماتو نزدی

از این به بعد مال همیم

از این به بعد مال همیم
بعدازظهر خفن

بعدازظهر خفن

ارشک و ماهرخ

ارشک و ماهرخ