logo
‌
‌
خانه
عناوین
پورن استارها
بهترین سایتهای پورن
چت روم
ارسال داستان
آپلود ویدیو
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
  • تماس با ما
  • گزارش خرابی

www.jendekhane.com جدید ترین و با کیفیت ترین سایت سکسی فارسی

بهترین و با کیفیت ترین سایت سکسی ایرانی . تمامی محتوای این سایت رایگان مباشد . ما دارای بزرگترین آرشیو فیلم ها و داستان های سکسی هستیم که همه روزه برای شما قرار خواهیم داد . سایت جنده خانه بهترین سایت سکسی فارسی در تمام دنیا میباشد . شما میتونید فیلم ها را به صورت آنلاین تماشا کنید یا دانلود کنید ، با ثبت نام در سایت میتونید از سیستم چتروم و پیام رسان با قابلیت تماس تصویری استفاده کنید . تیم جنده خانه همیشه در تلاش برای بهبود سطح کیفی سایت برای تمامی دوست داران مسائل جنسی میباشد . لطفآ نظرات و پیشنهادات و همینطور انتقادات خودتون رو برای ما ارسال کنید .

This website collects cookies to deliver better user experience

تلاطم

سلام و احترام،یک سیگار روشن می کند و پشتش را به دیوار بالکن می چسباند. پک دوم را که می کشد آرام می نشیند و چمباتمه می زند. با هر دودی که از دهانش بیرون می آید یک نگاه به سیگارش می اندازد و نگران زود تمام شدن سیگار می شود. تنها چیزی که او را از افکارش بیرون می کشد، جهت حرکت دود است که مبادا به سمت آستینش بیاید و بو بگیرد. " آهای تو آدم نمی شی"، فرزانه سرش را از در بالکن بیرون آورده بود، چشمانش را که پر از برق خوشحالی بود گرد کرد و اینبار بلندتر داد زد: " هووووووووووی با تو بودما خره، مگه قرار نبود سیگار نکشی" این را که گفت دمپایی سفید زنانه را برداشت و به طرف نوید پرت کرد و بعد آخرین دکمه ی مانتویش که باز مانده بود را بست و نوید در حالی که سیگارش را خاموش و جای برخورد دمپایی را تمیز می کرد گفت: " میری؟"-“پ ن پ می شینم سانس بعدی شروع شه” نوید چیزی نگغت،آشفته بود،رفت جلوی آینه و دستی به موهای بهم ریخته اش کشید، صورتش را جلوتر برد، لب پایینش را برگرداند و با دقت براندازش کرد بعد با خودش گفت: " خیلی می سوزه"-“مال منم میسوزه عشقم، هم لب بالام هم لب لاپام” فرزانه خوشحال بود و همین نوید را بیشتر کلافه می کرد. سخت بود باور کند خیانت به نسرین را. تنها صحنه ای که در ذهن گنگش رژه می رفت، اندام سفید و لخت نسرین بود با باسن برجسته اش و آن شکم بدون چربی که کمی به جلو برآمده بود. دیشب بود که پاهایش را در پاهای لخت نسرین قفل کرده بود و سینه های مرمری اش را می خورد و هر از چند گاهی سرش را بالا می آورد و می گفت:" دوست دارم نسی جون" و بعد نسرین پاهایش را باز کرد و گفت: " هیسسسسسسس. فقط بکن نوید، فقط بکن عشقم"-" ای بابا نمیخوای چادرمو بیاری؟!" فرزانه دم در ایستاده بود که برود.پایاننوشته: ؟

3

دسته بندی ها:

داستان سکسی

برچسب ها:

باباگیعشقبابازن
No Comments Yet...
‌

پست های مشابه

کوس ات میزارم با اینکه پشماتو نزدی
HD01:13

کوس ات میزارم با اینکه پشماتو نزدی

از این به بعد مال همیم

از این به بعد مال همیم
بعدازظهر خفن

بعدازظهر خفن

ارشک و ماهرخ

ارشک و ماهرخ