logo
‌
‌
خانه
عناوین
پورن استارها
بهترین سایتهای پورن
چت روم
ارسال داستان
آپلود ویدیو
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
  • تماس با ما
  • گزارش خرابی

www.jendekhane.com جدید ترین و با کیفیت ترین سایت سکسی فارسی

بهترین و با کیفیت ترین سایت سکسی ایرانی . تمامی محتوای این سایت رایگان مباشد . ما دارای بزرگترین آرشیو فیلم ها و داستان های سکسی هستیم که همه روزه برای شما قرار خواهیم داد . سایت جنده خانه بهترین سایت سکسی فارسی در تمام دنیا میباشد . شما میتونید فیلم ها را به صورت آنلاین تماشا کنید یا دانلود کنید ، با ثبت نام در سایت میتونید از سیستم چتروم و پیام رسان با قابلیت تماس تصویری استفاده کنید . تیم جنده خانه همیشه در تلاش برای بهبود سطح کیفی سایت برای تمامی دوست داران مسائل جنسی میباشد . لطفآ نظرات و پیشنهادات و همینطور انتقادات خودتون رو برای ما ارسال کنید .

This website collects cookies to deliver better user experience

شوهرم داره منو به سمت جندگی میبره

سلام قبل از هرچیز باید به عرضتون برسونم این داستان بخدا کاملا واقعیه و اول از همه اینکه امیدوارم بپسندین . دوم اینکه خواهش میکنم محترمانه و بدون توهین نظر بدین. شاید خیلی سکسی نباشه ولی مهم اینه با صداقت نوشتم و هیچگونی خیالپردازی نداشتم . اسمم شیواس 25 سالمه تو یه خانواده مذهبی بزرگ شدم.چادری و با پوشش مناسب بودم اصلا از دوس پسر داشتن و سکس و اینجور چیزا هیچی بلد نبودم تا اینکه با سعید آشنا شدم. کلا روحیاتمو عوض کرد بعد یه مدت آشنایی بهم گفت باید چادرمو کنار بذارم و ساپورت تنگ و نازک بپوشم آرایش و تیپمم باید جلف و شیک باشه یه دل نه صد دل عاشق هم بودیم و به همینخاطر حاضر شدم براش اینکارو کنم . تا چند ماه رابطمون فقط مجازی و مثبت بود تا اینکه سر شوخیای سکسی رو باز کرد .کم کم دیگه باهم راحت شدیم سکس چت میکردیم و بعدم به مرور سکستل .و بعدم توچندتا قراری که باهم داشتیم فقط در حد دست کردن تو شرت همدیگه بود و لب و بوس. اینم بگم اینقد همدیگه رو دوس داریم که نمیتونیم چیزی رو از هم مخفی کنیم. یه روز یه عکس باسن برام فرستاد و گفت نظرت چیه در موردش. منم چون قشنگ بود گفتم قشنگه . گفت قول بهم میدی یه حقیقتی رو بگم دعوام نکنی .منم گفتم باشه. گفتش عکسی فرستادم بدن خودمه. هنگ کرده بودم نمیدونستم چی بگم. سرم درد گرفته بود بهش گفتم تا حالا با کسی هم رابطه داشتی. که خوشبختانه گفت نه به کسی نداده. منم ازش دوتا خواهش کردم . اول اینکه عکساشو تو گوشیش پاک کنه . دوم اینکه خودشو در اختیار کسی نذاره . قبول کرد . دیگه رومون به هم باز شده بود از احساساتش برام میگفت تو سکستلا بهم میگفت فحش ناموسی بهش بدم . گذشت تا اینکه ازدواج کردیم . اوایل که ازدواج کردیم همه چیز عادی بود. ولی شهوت که میزد به سرش هوش از کلش میپرید کاراش و حرفاش غیرقابل پیش بینی میشد یه سیمکارت برام خرید و گفت شمارشو به هیچ آشنایی نده .مدام شماره زنگ میخورد. سعید خودش تو مجازی میگشت شمارمو میداد که باهام دوست بشن . منم بها به هیشکی نمیدادم . با سعید دعوا کردم و گفتم شمارمو به کسی نده. شهوت سعید جوری بود که وقت سکس همش نفر سوم متصور بود و بعضاً عکس و کلیپای این مدلی هم نشونم میداد . یه مَثَل قدیمی هست که میگه زن و شوهر بعد یه مدت مث هم میشن. راستش سعید روم تاثیر گذاشته بود اینقد تو گوشم خونده بود که دیگه واقعا منم تو سکس با تصور نفرسوم ارضا میشدم.به خواست سعید وارد فضای مجازی شدم . دیگه آزادانه و نه از سر اجبار خودم وارد پیوی پسرایی که ازشون خوشم میومد میشدم . ولی فقط در حد چت . به سختی میتونستم به کسی اعتماد کنم . با پسری آشنا شدم که خوشش از ارتباط Mfm میومد تلی با هم حرف میزدیم دیگه منم خوشم اومده بود .به پیشنهاد سعید وقت سکس بهش زنگ میزدم تا اونم شریک سکسمون باشه هرچند تلی بود ولی با صدای آه و ناله هام ارضا میشد گاهی هم میگفت گوشی رو بده شوهرت حین سکس به سعید فحش زن و خواهر و مادر میداد که هم سعید خوشش میومد و هم من. هنوزم که هنوزه این ارتباط به همین شکل هست و بخاطر لطمه نخوردن به زندگیم فکر سکس حضوری با نفر سوم در سرم نیست . هرچند که شوهرم خیلی دوس داره اینکار شدنی بشه…پایان.نوشته: شیوا

9

دسته بندی ها:

داستان سکسی

برچسب ها:

خواهرسکسیسکسگیخواهرشوهرچتچادریکسزن
No Comments Yet...
‌

پست های مشابه

کوس ات میزارم با اینکه پشماتو نزدی
HD01:13

کوس ات میزارم با اینکه پشماتو نزدی

از این به بعد مال همیم

از این به بعد مال همیم
بعدازظهر خفن

بعدازظهر خفن

ارشک و ماهرخ

ارشک و ماهرخ