logo
‌
‌
خانه
عناوین
پورن استارها
بهترین سایتهای پورن
چت روم
ارسال داستان
آپلود ویدیو
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
  • تماس با ما
  • گزارش خرابی

www.jendekhane.com جدید ترین و با کیفیت ترین سایت سکسی فارسی

بهترین و با کیفیت ترین سایت سکسی ایرانی . تمامی محتوای این سایت رایگان مباشد . ما دارای بزرگترین آرشیو فیلم ها و داستان های سکسی هستیم که همه روزه برای شما قرار خواهیم داد . سایت جنده خانه بهترین سایت سکسی فارسی در تمام دنیا میباشد . شما میتونید فیلم ها را به صورت آنلاین تماشا کنید یا دانلود کنید ، با ثبت نام در سایت میتونید از سیستم چتروم و پیام رسان با قابلیت تماس تصویری استفاده کنید . تیم جنده خانه همیشه در تلاش برای بهبود سطح کیفی سایت برای تمامی دوست داران مسائل جنسی میباشد . لطفآ نظرات و پیشنهادات و همینطور انتقادات خودتون رو برای ما ارسال کنید .

This website collects cookies to deliver better user experience

سکس با دوست زنم مرجان

سلام سعید هستم از اهواز.27 سالمه.دوس داشتم این خاطره رو واستون تعریف کنم چون خیلی واسه من شیرین بود.مرجان دوست زنمه و دختر خیلی راحتیه.من واقعا دوستش دارم.مخصوصا چشم ها و لبهاش .همیشه موقعی که میاد خونمون چشمها و لبهاشو با نگام می خورم.همیشه موقع سکس با زنم حرفهای فانتزی می زدیم و مرجان رو می کردم جلو آرزو(زنم).اونم خیلی با ما راحت بود.همیشه با آرزو حرفای سکسی می زدن و در مورد سکس من و آرزو می پرسید.آرزو میومد واسه من تعریف میکرد .منم خیلی حشری می شدم.حاضر بودم هرکاری بکنم تا یه لحظه به مرجان برسم.من یه مدتی بود به مرجان برنامه نویسی یاد می دادم.وقتایی که آرزو هم خونه بود.البته مرجان بی حجاب پیشم می نشست و واقعا ساعات خوشی برام بود.(یه بار پیشش شق کردم ولی نذاشتم بفهمه).همیشه سعی می کردم بهش مهربونی کنم تا باهام صمیمی تر بشه(مثلا وقتایی که آرزو تو اتاق نبود از موهاش و لباسش تعریف می کردم.اونم بابت درس خیلی ازم تشکر می کرد.تا یه بار فکری به ذهنم رسید.آرزو قرار بود بره خونه خالش اینا تا شب هم نمی یومد.وقتی رفت. زنگ زدم به آرزو.گفتم بیا الان درست بدم چون فردا وقت ندارم.اونم که فکر می کرد آرزو خونه ست قبول کرد.اومد خونه.وقتی دید آرزو نیست گفت من میرم.گفتم نه آرزو رفته بازار یک کم دیگه میاد.بیا کار کنیم تا اونم بیاد.گفت باشه.مانتو و روسریشو درآورد و اومد نشست پیشم.(هنوزم یادش می افتم قلبم می زنه).درس رو شروع کردیم و من حرفو عوض کردم و غیر مستقیم به آرزو گفتم: من همیشه ازت خوشم می یومده و واقعا دوس دارم بهت درس میدم.اون خندید.بعد یه لحظه تو چشاش خیره شدم.خیره و شهوتی.تعجب کرد یکم.صورتش سرخ شد.آروم صورتشو بوسیدم.هیچی نگفت.گفتم مرجان؟ گفت :بله. گفتم: تو همیشه از سکس من و آرزو شنیدی.دوس داری یه بار واقعا ببینی؟ گفت: بسه نگو! گفتم : دوس دارم زنم بشی.میای؟ هیچی نگفت.حس کردم نخ داده.بغلش کردم .موهاشو تو دستام گرفتم و بوسش کردم.چقدر داغ بود! گفتم: مرجان من عاشقتم! اونم افتاد به ناله.گفت پس بیا صیغه بخونیم.گفتم باشه.خوندیم.دیگه بعدش نفهمیدم چی شد.فقط بردمش رو تخت وتنش رو می خوردم.گفتم امشب تو آرزو ی منی! به آرزوم رسیده بودم.مثل آهوی تو چنگم بود.شهوت امونم نمی داد.اونم دستشو گذاشته بود رو شورتم.من سینه می خواستم.سینه هاشو درآوردم و می مکیدم.گفتم : امشب اسیرتم مرجان! شوهرتم!اونم کیرمو درآورده بود و می مالید.روش نمی شد حرف بزنه.انقدر با تنش ور رفتم و کسش رو مالوندم تا از حال رفت.بعدش کیرمو دادم دستش.گذاشت رو کسش(آخه پرده داره) و می مالید.بهش گفتم مرجان بزار به آرزوم برسم.گفت چی؟ گفتم بگو عاشقتم سعید! گفت : من از همون شب عروسیت با آرزو دلم رفته بود واست!اینو که گفت نتونستم تحمل کنم(یاد لبهاش و رقصیدنش تو عروسی افتادم) و آبم رو پاشیدم رو شکمش…هنوز باهم هستیم یواشکی …اگه خواستین براتون تعریف می کنمنوشته: سعید

7

دسته بندی ها:

داستان سکسی

برچسب ها:

سکسیسکسشوهرصیغهعروسیشاشکیرفانتزیکسمنیزن
No Comments Yet...
‌

پست های مشابه

کوس ات میزارم با اینکه پشماتو نزدی
HD01:13

کوس ات میزارم با اینکه پشماتو نزدی

از این به بعد مال همیم

از این به بعد مال همیم
بعدازظهر خفن

بعدازظهر خفن

ارشک و ماهرخ

ارشک و ماهرخ