logo
‌
‌
خانه
عناوین
پورن استارها
بهترین سایتهای پورن
چت روم
ارسال داستان
آپلود ویدیو

یک داستان فانتزی

این یه داستان فانتزی با تم gender benderآروم دستامو تکون دادم …مممم نرم بود …چشمامو نیمه باز کردم … کجا بودم؟ یادم نمیاد … یه لحظه خیره شدم به زنی که توی بغلم خوابیده بود … آها یادم اومد … چند ساعت پیش اینو کردم … چیز بدی نبود ولی اسمش یادم نمیاد … دست کردم توی موهاش و نوازش کردم … خودشو توی خواب یکم تکون داد … بوی عطر شیرینی میداد … لبای بزرگشو بوسیدم … غرق خواب بودبلند شدم یکم قدم بزنم … بدنم حس کوفتگی داشت …رفتم لب پنجره پرده رو زدم کنار … شب بود و ماه بین ابرها خودشو نشون میداد … کجا بودم؟ آره خونه همون خاله ای که این دختره رو معرفی کرد بهم …اتاق بدی نبود … ولی وسایلش کهنه به نظر میرسیدن … یه تخت و یه میز و یه کمد … الان که بلند شده بودم دیگه بوی عطر دختره نمیومد بوی کنار پنجره بوی سیگار و کهنگی از پرده میومد …کمد روی درش یه آینه ی قدی داشت … توی نور کم مهتاب انعکاس بدن لخت خودمو میدیدم …چرا اسم دختره یادم نمیاد؟ یه نگاه بهش کردم … قیافه معمولی با لبای پروتز کرده … اما موهاش خوب بود پر و بلند … ولی باسن خوبی نداشت … باسن خودم توی آینه از باسن اون بهتر بود … باسنش تخت تخت بود … سینه هاشم کوچیک بودن … چه میشه کرد دیگه با این وضع کم پولی بهتر ازین گیرم نیومد … خسته شده بودم بس خودمو مالیده بودم برای تنوع بد نبود…بهتر از هیچی بود … اسمش ش داشت فکر کنم … شهره؟ شهلا؟ … نمیدونم … ولی خوب شانس داشت بدون هیچ تلاشی و زحمتی راحت میاد میخوابه و حال و پول رو باهم میبره … بعد من باید خودمو جر بدم که چندرغاز پول بزارن کف دستم …اعصابم خورد شد … رفتم سمت لباسم و سیگارمو از داخل جیب برداشتم … شانس گه که میگن همینه … فندک کجاست … افتاده جایی حتما …کشوی میز رو باز کردم شاید داخلش کبریتی فندکی باشهکشو پر آت و آشغال بود … ولی فندک نبود … یه بسته قرص توجهمو جلب کرد …‌. برش داشتم توی نور گرفتمش … . چیزای عجیب غریب روش نوشته بود … چنتایی هم خورده شده بود … حتما قرص خوابی سردردی چیزیه … قرص اورژانسی نیست نه نمیخوره … سیگار که کوفت شد بزار یکی ازین بخورم بخوابم تا صبح و بعد گورمو گم کنم …بدون آب انداختم بالا …رفتم روی تخت پشتمو کردم به دختره … این چیه دیگه … چه دلدردی گرفتم یهویی … قرصه تاریخ مصرف گذشته بود … چرا اینقدر سریع دلدرد شروع شد … این چه کوفتی بود … دلدردم بیشتر و بیشتر شد … همینحوری از دلم شروع شد و همه جای بدنم رو گرفت … خواستم داد بزنم اما نفسم از درد بالا نمیومد … به خودم میپیچیدم از درد … نفهمیدم کی از تخت افتاد روی زمین …یهو درد شروع کرد به کم شدن … همونجوری که یک باره شروع شد یکباره هم تموم شد … آخیش کم کم تونستم نفس بکشم … اه این چه شانسی هست که من دارم … بلند شدم که برم روی تخت بخوابم … سایه ای رو داخل آینه دیدمسرمو چرخوندم سمت آینه … این کیه؟داخل آینه یه زن لخت داشت نگاهم میکردسرمو تکون دادم اونم سرشو تکون داد… دستمو بالا بردم اونم دستشو بالا برد … من تغییر کرده بودم…یه نگاه به سینه ام انداختم … الان دیگه سینه های قبلیم نبودن خیلی بزرگتر شده بودن …این دیگه چیه …لامپ اتاق رو روشن کردم … دوباره خودمو توی آینه نگاه کردم … نه واقعا من بودم …چه غلطی بکنم … کجا برم … نگاه به تخت کردم … دختره غرق خواب سرشو چرخونده بود که نور لامپ اذیتش نکنه …نمیدونم چی شد … گفتم باید فرار کنم … سریع لباسامو پوشیدم رفتم بیرون … شروع کردم توی جنگل دویدن …الان چی میشه؟ من دیگه پسر نیستم؟ الان یه دخترم؟؟ … خانواده ام … شغلم؟ من دیگه نمیتونم با این قیافه برم سر کار … پاهام دیگه نای دویدن نداشت … تکیه دادم به یه درخت … نشستم پای درخت و زانوهامو بغل کردم… چرا من اخه ؟ چرا من؟ یهو زدم زیر گریه …توی حال خودم بودم که متوحه تغییر هوا نشدم …تا وقتی چند قطره بارون خورد توی سرم … سرمو بالا کردم … ابرها ماه رو پوشونده بودن و همه جا تاریک بود … بارون هم میومد کم کم داشت شدید میشد … نباید اینجا میموندم … بلند شدم … وسط جنگلم … جاده کجاست … باید اول جاده رو پیدا کنم … این طرف اونطرف نگاه کردم … نور در حال حرکتی رو دیدم … حتما یه ماشینه که توی حاده حرکت میکنه … زیر بارون راه افتادمرسیدم به جاده … پاهام درد میکرد … حتما خیلی راه رفتم … کنار جاده نشستم … ماشینی توی جاده نبود … نمیتونستم زیاد زیر بارون بشینم … راه افتادم و حاده رو ادامه دادم … بارون دیگه داشت واقعا شدید میشد … یهو یه نور دیدم … یه ماشین داشت میومد سمتم … اخیش نجات پیدا کردم واقعا سردم شده بود …نجات؟ احمق تو الان دختری یکی با این وضعیت ببینتت که آبروت میره … ماشین کنارم ایستاد … نه من باید برم … راه رفتنم رو ادامه دادم … صدای باز شدن در ماشین اومد+خانم خانم کجا میری؟ بارون شدیده بیا میرسونمتقدم هامو تندتر کردم … نباید با این وضعیت دیده بشم…+خل شدی دختر؟ کجا داری میری؟ با توامهمینطوری که میگفت صداش نزدیک تر میشد … که حس کردم یه دستی بازومو گرفتخواستم دستمو رها کنم ولی نتونستم … برگشتم … خوب نمیدیدم … چشمام خیس بود نمیدونم بابت بارون بود که داشتم میومد یا گریه کردنم … بازوم درد گرفت … زورش زیاد بود … منو با خودش کشید سمت ماشین+بیا دختر توی این بارون لباس درست حسابی نپوشیدی مریض میشیبارون الان دیگه شدید شدید بود+بشین داخل ماشینمنو روی صندلی کنار راننده نشوند+صبر کن ببینم چیزی دارم بیارم براتصدای در صندوق عقب اومد و با یه پتو مسافرتی برگشت … پتو رو انداخت روم+اینحوری سرما نمیخوریدر رو بست و خودشم نشست پشت فرمون+اسمت چیه؟ خونتون کجاست؟ اهل کدوم روستایی؟ این موقع شب اینجا چکار میکنی؟فقط داشتم قطرات بارون رو نگاه میکردم که از روی شیشه می لغزیدن میومدن پایین…+چرا جواب نمیدی؟یهو آسمون رعد و برق زد … ناخودآگاه پریدم … زدم زیر گریه … بلند بلند هق هق+باشه باشه نترس چیزی نمیشه چیزی نمیخواد بگیراه افتاد … منم همینجوری اشکم میومد … نمیدونم چرا ولی دوست داشتم اشک بریزم … بیرون جنگل رو زیر بارون تماشا میکردم… یهو ماشین وایساد+دختر خانوم این روستای شماست؟سرمو تکون دادم که نه نیست …+نیست؟ مطمئنی ؟ این نزدیکترین روستا هستاباز سرمو تکون دادم … ماشین دوباره حرکت کرد …+من اینجا رو خوب بلد نیستم همین یه روستا رو میشناسم هوا هم خیلی بده فردا میگردیم دنبال خونتون باشه؟یکم مکث کرد … من هنوز بیرون رو تماشا میکردم+امشب میریم توی ویلای من فردا صبح میریم دنبال خونتون اوکی؟جوابی نشنید و پاشو روی گاز بیشتر فشار داددر ویلا باز شد و ماشین رفت داخل … دست منو گرفت و زیر بارون با خودش برد داخل ویلا+کسی نیست تنهام اینجا بیا داخل+شدی مثل موش آب کشیدهیه ویلای بزرگ و مجلل … پر از وسایل جورواجور … جای عالی بود تا حالا اینجور جایی نبودم…یهو دیدم نیست … کجا رفت+آب خوبه گرمه برو دوش بگیر خیلی گلی شدیاومد دوباره دست منو که مات و مبهوت ویلا بودم رو گرفت و دنبال خودش کشوند… قد بلند بود و هیکلش هم بزرگ بود و چهارشونه … من جلوش خیلی کوچولو بودم … موهاش یکم جوگندمی شده بود پس زیاد سن نداشت+اینم از حموممنو هل داد داخل حموم و در و بست+دوش بگیر بیاوای چه حمومی بود … چند لحظه وایسادم حموم رو نگاه کردم … چقدر پول خوبه … یهو چشمام به اینه افتاد …توی آینه یه دختر با موهای ژولیده و سیاه که روی صورتش ریخته بود داشت نگاهم میکرد… واقعا موش آب کشیده شده بودم … وای سینه هام چرا اینقدر بزرگ شدن … دکمه بالایی پیرهنمو رو نبستم … یا بستم باز شده … چاک بین سینه هام معلومه … پیرهن چهارخونه ام خیس خیسه و اینطرف اونطرفش گلی و کثیف شده … . و خیلی بد چسبیده به بدنم … میتونم گردی سینه هامو کامل از روی این لباس خیس ببینم …چرا پیرهنم اینقدر بلند شده … تا وسطای رونم میرسه … نه برعکس قدم کوتاه شده … شونه هام دیگه اون حالت چهارشونه رو ندارن … شکمم تخت شده و دیگه شکم مردونه ندارم…شلوار جینم برام بلند شده دیگه… پر از گله … الان متوجه شدم که چقدر برای رونای جدیدم تنگه … حتما وقتی میپوشیدم اینقدر فکرم مشغکل بوده که توجه نکردم… یکم چرخیدم تا باسنمو ببینم … یه باسن گرد تپلی نصیبم شده‌بود … دستمو زدم بهش چه نرم و ژله ای بود حتی از روی شلوار جین … نه زیادم بد نبود دختر شدنا …دختر شدن؟ چرا بقیه جاهامو رو خوب نبینم… لباسامو سریع در اوردم… چه سینه های گرد و خوش فرمی … نوکشونم صورتی بود … چه سکسی … فک کنم ۸۵ باشن دیگه … توی دستمام گرفتمشون … اره ۸۵ هستن … چه نرمن … الان خیسم هستن … با انگشتم کشیدم روی نوک سینم … ممممم چه حس خوبی داره … نوک سینه ام سریع سفت شد … با انگشتم شروع کردم باهاش بازی کردن … بین دوتا انگشتم گرفتمش و فشارش دادم … وای محشر بود… خیلی حس خوبی داشت … شل شدمناخوداگاه دست دیگم رفت پایین روی کسم … انگشتمو که گذاشتم روی چوچولم به زور خودمو سرپا نگه داشتم … پاهام میلرزیدن … همونجا نشستم … یه دستم روی سینه ام بود یکی روی کسم … کم کم سرعت مالشم رو بیشتر میکردم … روی ابرها بودم چه حس عالی بود … با هر مالشی که میدادم یه پالس از چوچولم یا نوک سینم شروع میشد و توی کل بدنم پخش میشد … چقدر خوب و دوست داشتنی بود … اووهههووم خیلی عالیه … آره …+دختر خانوم حالت خوبه؟صداش یهو منو به خودم اورد… دستامو برداشتم از روی سینه و کسم-بله خوبماین چه صدای نازک و مخملیه؟؟؟ صدای من بود واقعا؟+پس میتونی حرف بزنی گفتم چند وقتی هست داخلی مشکلی پیش نیومده باشهبا خنده اینو گفت … چه صدای مردونه ی خش دار خوبی داشتا … صداشو دوست داشتم … به خودت بیا مرد تو یه مردی حتی اگه ممه و کس داشته باشی تو یه مردی یه مرد بکن … آره ولی صداش خیلی خوبه ها … قدشم بلنده … چهار شونه هست … دستاشم قویه … یاد وقتی افتادم که بازومو گرفته بود … به خودم اومدم دیدم باز یه دستم روی کسمه یکی روی سینمنوشته: کلوچه

3

الفئات:

داستان سکسی

Tags:

سکسیسکسگیکونممهفانتزیپولیکسزن
No Comments Yet...
‌

Related Posts

دختر ایرانی با ممه های گنده
SD 00:14

دختر ایرانی با ممه های گنده

 ممه هامو میچسبونم بهت بهت لب بدم
HD08:00

ممه هامو میچسبونم بهت بهت لب بدم

لیس که میزنم خیس میشه
HD35:01

لیس که میزنم خیس میشه

دختر رئیسم و گاییدم
HD26:09

دختر رئیسم و گاییدم

  • تماس با ما
  • گزارش خرابی

www.jendekhane.com جدید ترین و با کیفیت ترین سایت سکسی فارسی

بهترین و با کیفیت ترین سایت سکسی ایرانی . تمامی محتوای این سایت رایگان مباشد . ما دارای بزرگترین آرشیو فیلم ها و داستان های سکسی هستیم که همه روزه برای شما قرار خواهیم داد . سایت جنده خانه بهترین سایت سکسی فارسی در تمام دنیا میباشد . شما میتونید فیلم ها را به صورت آنلاین تماشا کنید یا دانلود کنید ، با ثبت نام در سایت میتونید از سیستم چتروم و پیام رسان با قابلیت تماس تصویری استفاده کنید . تیم جنده خانه همیشه در تلاش برای بهبود سطح کیفی سایت برای تمامی دوست داران مسائل جنسی میباشد . لطفآ نظرات و پیشنهادات و همینطور انتقادات خودتون رو برای ما ارسال کنید .

This website collects cookies to deliver better user experience