اولین و آخرین باری که آب کیر خوردم

من اسم مستعارم میمی هست ۳۲ سالمه.پسرم و شغلم ماسوره. قدم ۱۶۹ و وزنم ۵۶ کیلو .کلا تیپ ظریف و دخترانه دارم. موهای بلند و چشم های آبی روشن. تابستان سال ۹۲ بود که برای ادامه تحصیل باید میومدم تهران. از چن وقت قبلش با پسری به اسم امیر توی چت روم تصادفی آشنا شده بودم. بهم از خودش فیلم میداد و برعکس من هیکل خیلی مردونه ای داشت و بدنشم برعکس من پر از مو بود. من با اینکه اون موقع تازه کار بودم و کلا استرس داشتم برای رابطه اما ازش خوشم اومده بود. یعنی وقتی بهش فکر میکردم حس خوبی داشتم. حتی برام قبولی دانشگاه توی تهران اونقدر مهم نبود که بودن با امیر. روز اولی که رسیدم تهران با همه استرسی که داشتم بهش زنگ زدم و گفتم برای قرار کی میتونی بیای؟ اونم بیشتر از من دوس داشت و از خداخواسته همون روز باهام قرار گذاشت. همیشه بهم توی چت میگفت کونت مثل لوپ دختر میمونه و خلاصه اونم بهم وابسته شده بود. اون روز حدود ساعت ۲ عصر سمت هفت تیر تهران قرار گذاشتیم که من واقعا چون اولین رابطم بود و کلا آدم استرسی هم بودن خیلی ترس داشتم. بالاخره امیر بعد از یک ربع اومد و چهره و تیپش همونی بود که توی وب تصویری میدیدم. یکم باهم قدم زدیم ولی چون امیر متاهل بود و زن و بچه داشت نمی تونست منو ببره خونش و بهم میگفت باید بریم مسافر خونه سمت راه آهن. منم هرچی میگفت نه نمیآوردم و کلا حرف شنوی میکردم. بالاخره رسیدیم توی مسافرخونه و یک اتاق گرفتیم که دو تخته بود. وقتی داشتیم میومدیم بالا از پله های مسافر خونه که بریم داخل اتاق من خیس عرق شده بودم. امیر وقتی رسیدیم توی اتاق بلافاصله رفت دو تا غذا گرفت تا منم وقت داشته باشم آماده بشم. بعد از حدود ۲۰ دقیقه با دو تا غذا برگشت و در اتاق رو زد و منم درو براش باز کردم. نمیدونم چه حسی داشتم هنوزم این حس برام عجیبه. احساس شرم و خجالت و از طرفی عشق و علاقه بهش داشتم. هرچی میخواست باهام حرف بزنه من سرم از خجالت انداخته بودم پایین تا اینکه بلند شد تلویزیون رو روشن کنه منم برای اینکه ناراحت نشه که چرا حرف نمی زنم باهاش بلند شدم اومدم سمتش و کیرشو از رو شلوار مالید و سعی کردم کمربندشو درارم. امیر دوس داشت بیشتر باهام حرف بزنه اما چون دید من خجالتی هستم اونم همراهی کرد و شلوارو کامل درآورد. خدای من!! اولین بار بود که جلوی یک مرد زانو زده بودم . هنوزم بهترین حسی بود که تا الان تجربه کردم. همون لحظه که داشتم کیرشو میخوردم و کیرش هی داشت توی دهنم سفت تر میشد. یکم که کیرشو خوردم روی تخت دراز کشید و ازم خواست که دراز کش براش بخورم. دستش و دور سرش حلقه کرده بود و توی چشام نگاه میکرد. منم بعد از اینکه کیرشو حسابی خوردم خایه هاشم لیس زدم و امیر ازین حرکت سکسی من خوشش اومد دستشو دراز کرد تا همون جوری که روی تخت بودیم شورتمو از پام دراره. همون جوری که براش میخوردم داشت کونمو می مالید و ازم تعریف میکرد دیگه طاقت نیاورد و بلند شد کنار تخت و منو خم کرد و کیرشو میخواست بکنه تو کونم. منم قبلش حسابی خودمو آماده کرده بودم که دردم نیاد. بعد از یه کوچولو فشار کیرش تا ته رفت توی کونم و شروع کرد داخل کونم تلمبه زدن. خیلی با قدرت و مردونه این کارو میکرد و من خیلی خوشم اومده بود. امیر یه حس ارباب هم داشت که من اینو بعدا فهمیدم شایدم من چون حس بردگی داشتم این حس و بهش منتقل کردم. ولی توی کردنش یه حالت خشنی داشت. بعد از چن دقیقه تلمبه زدن توی کونم کیرشو درآورد و گرفت جلو دهنم تا براش بخورم منم نمیدونستم که میخواد ارضا بشه. همینطوری که براش میخوردم آبش ریخت توی دهنم و منم اینقدر داغ و خیلی بودم که همه آب شو خوردم. این اولین بار و آخرین باری بود که آب کیرو میخوردم. بعد از اینکه ارضا شد لباس هاشو زود پوشید و رفت گفت یک ساعت فقط مرخصی کاری گرفته و غذا هم نخورد. از اون موقع تا حالا حدود ۸ بار باهم سکس داشتیم و خیلی همو دوس داریم. عاشق ماساژ هام شده تا حالا چند بار فقط برای دیدنش از مشهد رفتم تهران. اما دیگه فقط رابطمون مربوط به سکس نیست چون واقعا هر دومون عاشقانه همو دوس داری م و تقریبا هر روز توی تلگرام یا واتس آپ با هم حرف میزنیم.پایاننوشته: میمی