علی و عمه کوسوش

سلام من علی هستم اهل خرم اباد ٢٥ سالمهاین داستان واقعی واقعیه من اولش خاستم بنویسم چند تا از این داستان های اینجا رو خوندم همه ساخته ذهن بودن اما من واقعا داستانمو عین واقعیت میگم و الان هم خیلی دوس دارم یکی رو داشته باشم واسه سکس و سینگلم چ مجازی و چ واقعی نیاز دارم و خیلی خوش قیافه و خوش هیکلم.خوب داستان من با عمه خودم از ١٢ سالگیم شروع میشه ک ی روز داشتم کمکش برنج محلی پاک میکردم که نفس زدن هاش کنار من اون بوی دهنش بهم ک میخورد دوس داشتم و هی نگاه لباش میکردم عمه ام ی دختر بود سبز و قیافه معمولی و قد کوتاه و واقعا هم من و دوسم داشت ب عنوان یه برادر زاده اونقدر که شبا من و بغل میکرد منم عادی بغلش میخوابیدم .شب اول که داستان ما شروع شد اینجا شروع شده بود ک باور کنید تا اون سن نمیدونستم جق زدن و ارزا شدن چیه وما فیلم دیده بودم روی سی دی یا دی وی دی اون موقع هم سن هام میدونن چی میگم روی تلویزیون های ٢٤ اینچ کیرمم کوچیک و استخونی بود اندازه ٦ یا ٨ سانت اونشب رو ب روم بود خابم گرفته بود یهو نصب شب چشام وا شد دیدم دماغ جفتمون چسبیده ب هم نفسامون میخورد بهم منم یواش لبمو گذاشتم رو لباش یواش بوسش کردم نفسم بند اومده بود کیرم راست شده بود درد گرفته بود هی خودمو عقب جلو میکردم رو قالی یهو گفتم نوک زبونمو ب وسط لبش بزنم و خودمو میمالیدم یه ٥ دیقیقه شد بدنم ب لرزه افتاد تا ی دقیقه کله کوجولو کیرم درد گرفته بود یه قطره ازش اومد فقط اونم اب بود فقط.شب دوم منو بغل کرد و خودمو ب خواب زدم تا بخوابه یواش یکم فاصله گرفتم ازش دیدم اروم پشتشو بهم کرد خوابش هم یکم سنگین بود خدایی اروم از پشت چسبوندم ب کونش اما هیکم من ریز تر بود کلا اندازه نصف کونش نمیشدم ینی کیرم به نصف کونش میمالیدم یکم دست راستمو بردن زیر تودم تا کیرم تو خط کونش بیوفته عمم هم یه شلوار شل پاش بود شرط هم نمیپوشید عادت نداشت چون میگفت پیش مامانم اینا ک اذیتش میکنهخلاصه کیرم رو خط کونش گذاشتم اروم فشار دادم دیدم نوک کیرم ب سوراخ کونش خورد یه تکون خورد دهنم سرد شده بود و خشک وایستادم دیدم ی فشار دو خط کونش یهو جمع شده بود لپ کونش ب کیرم اورد ینی بهترین حس بود میترسیدمم بفهمه کلا ابرومو ببره اما یکم فشاد میدادم فقط قد کیرم اجازه میداد ک کله کیرم فقط داخل بره یه ١٠ دقیقه اروم عقب جلو میکردم تا ابم ریخت درو شلوارم تا مدتی این کارم بود تا یه شب از خواب بیدار شد و فهمید گفت گمشو برو اونور گفتم نمیخوام تو زن منی گفت بیشعور اشغال من عمتم گفتم ک عمم باشی عاشقت شدم ی نفس کشید و یه ٥ دقیقه هیچی نگفت و زیر زیر گوشم و پشتش کرد و گفت امشبو کارتو بکن تا فردا برات دارممنم ترسیده بودم اروم چسبیدم بش خلاصه کارمو کردم دیدم بیداره اروم نگاه کردم دیدم اروم اشکش اومد پایین با دستم پاک کردم چشمشو بوسیدم چشمشو صورتشم بوسیدم گفتم بش که تو مال منی.واقعا الان ب اون موقع فکر میکنم میکنم چقدر بیشور بودم خخخخخخخخخخلاصه تا دو سه روز هیچ پیشم نیومد ی روز خونه کسی نبود اومد پیشم منم داشتم نگاه فیلم میکردم اومد و کنارم گفت بیا بغلم منم پا شدم نشتم رو پاهاش تکیه داده بودم ب شیکمش پاهامم دراز کرده رو پاهاش کلمو هم رو شونش کنا ر کلش گذاشتم دیدم داره خوابم میره اروم دستشو برد زیر شلوارم کیرمو گرفت بدنم ی تکونی خورد گفت ساکت هیششششش نفسم بند اومده بود حتی نفس خودشم بالا نیومده استرس داش ضربان قلبش یادم نمیره از پایین داش کیرمو میمالید ک سیخ شه یهو نگام ب چشاش افتاد نفس خورد بهم یاد نفساش افتادم خلاصه اروم زبونشو دراورد لبامو لیس زد گفت دهنتو ببند صورتو تف مالی کرده بود یادش میوفتم خیلی حشری بود اونم بار اولش بود گفت بلند شو رو ز زمین دراز بکش اومد از پشت داشت کون و خایه هامو میخورد محکم و وحشیانه رومو رو ب هوا کرد کیرمو خورد و لیس میزد تا ابم اومد ابم و خورد و در گوشم گفت دیگ من زن تومیه بار دیگ سکس باش داشتم جلوش کلوز یا همون بسته بود اما کیرم و تا نصفه تو سوراخ کونش کردمخونمون جدا شد تا ٨ سال ندیدمش تا ٢٠ سالگیم یه اومد خونمون من و شوهرم صدا کرد منم مردی شده بودم یکم غیرتی گفتم برو باباگفت که اگ ی بار با من سکس نکنی ب همه میگمخلاصه مجبورم کرد یه سکس کامل کردیمخونش رفت خارج کشور شوهر کرد من ندیدمش دیگ اما کاش مال من بود همیشه میکردمش.داستان واقعیه دوباره میگم امیدوارم لذت برده باشیدمن الان دنبال یه تک پرم ک باهاش خودارضایی کنیم با هم مجازی و واقعی فرقی نداره خاستی کامنت بزار .نوشته: علی