فانتزی هایی که به واقعیت پیوست

:یک جور خاص1399/05/12موزیک درحال پخش شدنتمرکزم تو افکار خودمهیک موزیک لایت که داره همراهیم میکنهقدم زدن تو سرسبز ترین کوه های دنیانمیدونم کجاستاصلا مهم نیستچه هواییصدای باد نمیاد اما حسش میکنمشروع کردم لگد کردن برگای خشکسیگاری از جیبم در آووردمو روشن کردمحس کردم چیزی داره صدام میکنهاه+چیهههه؟_داداش خوابیدی؟+صدبار گفتم وقتی خوابم بیدارم نکنید_مجبور شدم…اخه بایدبرم سرویس+😠😕😑سلام.من کیری کمرنگماهل رفیق بازیمشروب…گل…حشیش…و قبل سکس شیرههر چند وقت یبار چه با دختر چ مجردی با بچه ها برنامه میکنیم و مشروبیو گلی میزنیم به بدنبیشترشم خونه ی مادر بزرگم ک فوت کردهیک خونه کلنگی ترسناک که مو ب تن آدم غریبه سیخ میکنهامشبم بچه ها خونمون جمعاامیروصابر +مریم و مجده و مبینا(دوست دختر من)و دختر خاله دوست دخترم الهامما مست چت کردیمو کلی خندیدیمتو همون حالی ک در حال گپ زدن بودیم هواسم به الهام بودمربی شنا…خارمادر بدن…ی لباس تنگ وکوتاه پوشیده بود ک چاک سینه های بزرگش مشخص بود و رون پاش کاملا توچشم بود وکیر سیخ میکردخیلی آمار میداد و خودشو بهم میچسبوندما خوردیمو خندیدیم و سعی کردم بخاطر مبینا حرکتی نکنم که ضایع بشهوقتی خیلی میخوریم هرکدوممون ی فازی میگیریممن موزیک میزارمو میرم تو رویا پردازی تا خوابم ببرهامشبم داشتم تو کوه ها دور میزدم که الهام بیدارم کردمنو داداش صدا میزدخیلی عصبانی شدم…ولی خب چکنمادامه ماجرا+چرا بیدارم کردی؟_میترسم …میخام برم سرویسبچه ها هیچکدوم اوکی نیستن+سیگار بیار بریمی سیگار برای من روشن کردو بدوبدو خودشو ب من رسوند ک عقب نمونه_بیا…یکمی رژی شد+خب چی میشه رژ تورو بخوریمخندیدو گفت_رژمیبنارو کی بخوره؟+برو جیشتو بکن بیادستشویی تو حیاط بود و هیچ چراقی نداشت چون هیچکسی نمیومدو منم ک با بچه ها میومدم گشادبعداز چند دقیقه اومدبیرونسیگارم تموم شده بود+منم برم یکمی خالی کنم میام_من میترسم+میخای تنها برگرد_نه.نه.برورفتم داخل دستشویییک در قدیمی داره و طبق عادت پشت درو انداختم البته جلوی فشار بادو میگرفت که باز نشهچند ثانیه ای نگذشته بود ک الهام ی جیغ زدو درو هول داد بازشدو اومد توداشتم میریدم اما به توان 2ریدم با این کارش_یکی اون بیرونه.+داری اذیت میکنیا(اشکم درد بیی)_ب جان مامانم یکی بهم حمله کردیهو چشمش ب من افتادمشخص بود از اون فاصله چ شکلیم خودمو جمع کردم…شلنگ دستمه ی گوه سوسیسی ازم آویزونه که خنده دارم میکردخندش گرفت_ببخشید بخدا…اصلا هواسم نبود.بیرون نمیرما رومو اون طرف میکنم تاکارت تموم بشهمنم گوهمو کردمو دستمو شستماز پشت بغلش کردم …خودمو بهش چسبوندم…کیرم مثل تخم مرغ نیم پز شده بودخیلی نرم بود.شونه هاشو بوسیدمو …کیرمووب کون نرمش میمالوندم+ترسیدیا_آره…خیلی…بریم؟+چرا انقد ترسیدی…_بخدا یکی بیرون.بودتموم تنش یخ کرده بود از ترس اما من دلم میخاست بکنمش و این لحظه تموم نشه_بریم بچه ها فکر بد میکننمشخص بود دلش میخاست اما میترسیدمنم برای بدجنسی گردنشو مکیدمو ب گاز ریز زدم…اونم ی ناله برای مسخره بازی کردو برگشتیم تووقتی اومدم تو دیدم هیچکسی جز مبینا اونجا ولوونیست و امیرو صابر طبق عادت همیشه نفری یکیو بردن تو اتاق چون خونه قدیمیه وبرای همه اتاق هست حتی شما خواننده ی عزیز…بگذریم!!منم رفتم تو یکی از اتاقا ک مخصوص خودمه تشک انداختم رفتم میبینارو بغل کردم گذاشتم رو تشکمبینا دور خودش پتو پیچیدو …منم اومدم که به الهام بگم چیزی نمیخای…ک داشت با تلفن حرف میزد…منم با اشاره گفتم ک رفتیم بخوابیبرگشتم تو اتاق درو نیمه باز گذاشتم که هوای کولر بیاد …لخت مادرزاد شدمو رفتم زیر پتو.لباسای مبینارم ب سختی در آوردم و داشتم سینه هاشو میخوردم که اصلا حال نداشتو گفت نکنی سیگاری آتیش گرفتمو داشتم میکشیدم ک یه سایه اومد جلوی دردر بازشدو دیدم الهامه.خودمو جمو جور نکردم+چیزی شده؟_چرا لختی؟+دارم میخوابم…چیزی شده_میترسم اون طرف تنها بخوابماینو ک گفت کیرم داشت سیخ میشد+بیا پیش ما بخوابرفت بالشتشو آووردو رفت داونطرف پیش مبینا که دراز بکشهداشت لباس یسرشو در میاوورد_روتو اون طرف کن .لباسم خراب میشه درمیارمی چشم قره دادو من چشاموبستم از اونجایی ک شب بود و مشخص نبود یواشکی نگا کردمچ بدنی داشت…ساعت شنیو حرفه ای .جون میداد جرش بدیچند دقیقه گذشتو نتونستم تحمل کنم+الهام بیداری؟_آره …توچرا نمیخوابی+خوابم نمبره بیا اینطرف_چیزی شده؟+نه بیا حرف بزنیماومد با شرتو سوتین…_هیز بازی درنیاریا جنبه داشته باش+دراز بکش پیشمدرازکشید+عکس دوست پسرتو ببینمعکس دوست پسرشو داشت نشون میدادو منم پاهاشو دست میکشیدم که میگفت نکنمنم الکی میگفتم باشهکم کم دستمو میبردم نزدیک شرتشکشاله پاشودست میکشیدم ک گوشیشو گذاشت کنارو روشو اونطرف کردمنم اروم خودمو بهش چسبوندمیکمی فاصله گرفتو گفت نکن مبینا میفهمه تابلوعهمنم گوش ندادم کیرم سیخ شده بود چسبوندم بهشو دستمو گذاشتم رو کصش …یهو صداش در اومد…کصشو محکم گرفتمو با ی انگشت بازی دادم…سورتشو ب سمت من اوورد داشتم لباشو میخوردم باورم نمیشد الهامه با دستش کیرموگرفتو فشار میداد خیلی صحنه ی جالبو رویایی بودشورتشو کشیدم پایین کیرمو دادم سمت کونشعجب کون داغو خوش تراشی داشتسر کیرم ک ب سوراخش رسید ی جیغ اروم زدک هردوتامون بی حرکتو بی صدا شدیم .فکر کردیم مبینا بیدار شدهدوباره رفتم شروع کنم ک برگشتو رفت زیر پتو .داشت برام ساک میزد…چقدر خوب میخورد…سر کیرمو میمکید .تموم تخمامو میکرد تودهنش…هر چند دقیقه یبار میومد بالا میگفت کیرتو دوست دارم ولی دارم خفه میشم گرمهپتورودادم کنار گفتم راحت بخوریهووووو با یک صحنه ی خیلی بد مواجه شدیممبینا بیدار شده بود وداشت مارو میدیدبلند شدمنو الهام فقط داشتیم نگاه میکردیماومد نشست پیش الهام وشروع کرد خوردن کیرم…انصافا مبینا بهتر میخوردکله ی الهامووبا ی دستشگرفت وفشار داد به سمت کیرم…دوتاااایی!!!ووای این دیگه رویاییهیکی تخماموومیخورد یکی تا ته میکرد تووحلقش …داشتم کیف میکردم اما با استرس اینکه مبینا توچ فازیهمبینا بلند شدو نشست رو کیرم ب الهام گفت کصشو بخوره و بالا پایین میرفت الهام ک داشت کص مبینارو میخورد به کیر منم یک ناخونکی میزد خیلی داغ بود …چ کصی داشت مبینا …همیشه بخاطر کصش ازش تشکر میکردمبعد چند دقیقه بلند شد و دست الهامو گرفت ک 69شدنمبینا زیر و الهام روش…داشتن برای هم با ولع میخوردن و صدای آهو اوهشون اتاقو پر کرده بودمن داشتم لذت میبردم از دیدن همچین لزیک مبینا گفت بیا بکن تو کون الهام…الهام کون دوست دارهمن رفتم از کشو وازلین اووردم و مالیدم به کون الهام …چقدر خوبه کونش …چقدر گنده وخوش تراشه با کمر باریک…سوراخشو مالیدم …فکر کنم دیگه بهشت الهام بود…آروم آروم گذاشتم تو کونش …اوفف خیلی تنگو داغ بود هرچی بیشتر میرفت تو الهام ایستاده تر میشد …انگار حالت نشسته گرفته بود…شروع کردمب تلمبه زدن تند تند …خیلی داشت حال میداد صدا الهام کل خونرو گرفته بود عجیب داشتمت ند تلمبه میزدم.صدای شلپ شلپ عجیبی میومدالهام دادمیزددک تند تر بکنو…جرم بدهههعجب کیری داری .خوش بحالت مبینا…و مبینا داشت با تموم زحمت هم براش میخورد هم میمالید …دیگه هم من داشتم ارضا میشدم هم الهام… داشتم لحظه وورود و خروج کیرمو از سوراخ ناز الهام میدیدم…یکیر بزرگ ک داره اون سوراخو جر میده…داشتممم با تموموجونم تا تخمام میکردم تو کونشششششش_بیدار شو…بیدارشو دیگه+چیه؟_خواب بودی؟+یعنی باید هر دفعه بگم که خوابم بیدارم نکنین؟_صابر بالا آوورده حواست باشه من برم یچیز بگیرم بخوره+اوکی.درو باز بزار .من میخام بخوابم بقیه رویامو ببینمحقیقت ها شاید یک رویا باشن و رویاها شاید همه ی حقیقتسپاسنوشته: خاطرات ماساژورنوشته: ماسورمشهد

84