ورود

ثبت نام

loading...

اولین تجربه لمس جنس لطیف

سلام وحید هستم بیست و سه سالمه و بچه نارمکم من خیلی صورت بیبی فیسی دارم جوریه که دخترایی که دنبال مرد حمایتگرن با من حال نمیکنن ولی بقیه ی دخترا بهم میگن تو اینستا گوگولی یا جوجو و این حرفا همشم فکر میکنن هفده هجده سالمه خلاصه بریم سر خاطره ام من تو اینستا یه دختر خیلی خفن تقریبا سی ساله رو فالو کرده بودم که خیلی شیک و باکلاس بود همیشه استوری هاشو ریپلی میکردم و اون فقط لایک میکرد یا یه مرسی کوتاه میگفت یه بار عکس خودمو گذاشتم رو پروفایلم که دیدم فالوم کرد اکسپتم کرد و اومد تو پیجم قبلش عکس پرچم ایران رو پروفایلم بود پستامو لایک کرد و سری بعد که من ریپلی کردمش خیلی گرم تر جوابمو داد و مثل قبل سرد نبود من به ریپلی کردنم ادامه دادم تا اینکه باهام حرف میزد دیگه کم کم حرفامون به سکس چت رسید و قرار شد برم باهاش سکس کنم با هم قرار گذاشتیم گفت بیا دم پاساژ کوروش منم رفتم اونجا دم در دیدمش و مثل اینکه از پاساژ خرید کرده بود اومد بود بیرون یکم حرف زدیم و رفتیم بیرون یه سراتوی مشکی داشت سوار ماشینش شدیم و حرکت کردیم از من خوشش اومده بود با ماشین رفت سمت دریاچه یه واحد خالی اونجا داشت البته خونشون مرزداران بود اینطور که از حرفاش فهمیدم خونه ای که واردش شدیم زیاد توش وسیله نبود فقط تو اتاقش یه تخت داشت تو آشپز خونه یه یخچال اونجا یکم مشروب خوردیم و بعد اومد سراغم گردنمو میخورد لبامو میخورد لباسمو درآورد سینه هامو شکممو خورد شرت و شلوارمو درآورد اما کیرمو نخورد گفت خیلی کوچیکتر از اون چیزیه که عکسشو فرستادی راست میگفت اخه من عکسو از زاویه هایی میگرفتم که بزرگتر بیفته گفتم عیب نداره بیا بخورش گفت نه من سایز بزرگو دوس دارم بخورم دوس ندارم منو بکنی گفتم اذیتم نکن پس چیکار کنیم یکم نگاهم کرد و گفت تو جون میدی فقط واسه لیسیدن با اون لبای سرخ و صورت نازت پاهاشو باز کرد شرتشو درآورد و صورتمو چسبوند لای پاهاش گفت بخور کسش داغ خیلی نرم و یه بوی کمی هم میداد لیسش زدم و خوردم طعم تلخی داشت ولی خیلی نرم و گوشتی بود و هرچی میخوردم تو دهنم آب میداد انگشت میکرد تو کسش میبرد تو دهنم صورتمو میچسبوند روش میگفت لبانو غنچه کن بعد کسشو روش میمالید بهم گفت بخواب بیام رو صورتت اومد رو دهنم تو دهنم عقب جلو میکرد میگفت بخور کسمو بخور آبمو بخور جیغ میزد ناله میکرد میگفت بخور فقط بخورس آبشو بخور جون دوست داری بخوری دوست داری بلیسی میگفتم آررره انقدر خوردم تا ارضا شد و چند دقیقه رو صورتم موند و بعد روغن زد به دستش و کیرمو میمالید خیلی هم خوب میمالید منم ناله میکردم بعد چند دقیقه آبم پاچید رو شکمم و ارضا شدم گفت برو خودتو بشور و یه چیزم از تو یخچال بیار بخوریم رفتم و از تو یخچال پیتزای سرد آوردم یکم خوردیم و بعد برام اسنپ گرفت…نوشته: وحید
loading...