logo
‌
‌
خانه
عناوین
پورن استارها
بهترین سایتهای پورن
چت روم
ارسال داستان
آپلود ویدیو
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
  • تماس با ما
  • گزارش خرابی

www.jendekhane.com جدید ترین و با کیفیت ترین سایت سکسی فارسی

بهترین و با کیفیت ترین سایت سکسی ایرانی . تمامی محتوای این سایت رایگان مباشد . ما دارای بزرگترین آرشیو فیلم ها و داستان های سکسی هستیم که همه روزه برای شما قرار خواهیم داد . سایت جنده خانه بهترین سایت سکسی فارسی در تمام دنیا میباشد . شما میتونید فیلم ها را به صورت آنلاین تماشا کنید یا دانلود کنید ، با ثبت نام در سایت میتونید از سیستم چتروم و پیام رسان با قابلیت تماس تصویری استفاده کنید . تیم جنده خانه همیشه در تلاش برای بهبود سطح کیفی سایت برای تمامی دوست داران مسائل جنسی میباشد . لطفآ نظرات و پیشنهادات و همینطور انتقادات خودتون رو برای ما ارسال کنید .

This website collects cookies to deliver better user experience

ممه های قشنگ باجناقم رو خوردم

داستان واقعیه ولی اسامی تعییر داده شدهاسم من متینه ۳۴ تهرانخانمم یه زن داداش داره که تو داستان میزارمش سهیلااونم تقریبا ۳۴ سالشهقبلا کلی از عکسای بیحجابشو دیده بودمحتی عکس های عروسیشونم یواشکی دیدمبدن لاغری داره و سینه های کوچیک (۷۰)من همیشه تو کف کردن زنداداشای خانمم هستن(۴تا)بعضیاشون خوب کسی اناینم کس و کونش معلومه که ردیفه ولی خب چهره ای نرمال دارهماجرا از روزی شروع شد که دو سه تا خانواده رفتیم بیرونو این سهیلا همش گرفته بود و با کسی نمیجوشیدهمه از دعواهای این و شوهرش خبر داشتن و میدونستن که سالهاست با هم مشکل دارن و الانم تو اوج اختلافاتشون هستنخلاصه من شب بهش پیام دادم که چرا گرفته ای و چرا زندگیتونو درست نمیکنید و ازاین حرفاکه دیدم شروع کرد به حرفای عاشقانه زدن به من و حتی تو حرفاش خط هم میداد از سکس و این چیزامثلا میگفت بیا دوتایی بریم بیرون یه کمی دور بزنیم حال کنیم از این حال بیام بیروندرکل بهم فهموند که کرم دارهشاید هوس کیر داشت پارش میکردچون ادمی نبود که بره سراغ جنده بازی و این چیزا و طبق گفته خودش شوهرشم خیلی وقت بود پیشش نخوابیده بوداز اون روز کار ما شد پیام دادنمن که قصدم زدن مخش نبود.ولی وقتی دیدم خودش پا داده گفتم اشکال نداره بزار یه کمی باهاش بلاسمشوهرش بنا به مشکلی که براش پیش اومده بود دو سه هفته شهرستان موند و ما باهم برگشتیم تهرانو تو این مدت شبای زیادی رو خونه همدیگه موندیم که اینا تنها نباشنیه روز صبح که خانمم رفت بیرون و بچه ها خواب بودنمن و سهیلا شروع کردیم به لب گرفتن و بغل کردنمن هی به سینه هاش از رو لباس دست میزدماونم هی ادا تنگارو در میاورد و میگفت نکنفقط بغل و لبولی من همش باهاش وررمیرفتم و کون نرم اسفنجیشو میمالیدم و سینه هاشو چنگ میزدمولی خب ترس داشتیم که بچه ها بیدار نشن یا خانمم نیاد.این روز گذشت تا چند روز بعد خونه اونا بودماز هر فرصتی برا دست زدن بهش استفاده میکردمکونش خیییلی نرم بود .کیرمو بدجور راست میکردتا اینکه بهم گفت میشه برام تو انباری چنتا پیچ بزنی تا بتونم وسایل و مرتب کنم .منم قبول کردمبا هم رفتیم انباریخیلی کوچیک بود و توی پارکینگ خونشون بود زیاد نمیشد کاری کردولی خب از همون فرصت استفاده کردم و کلی لب ازش گرفتم و کلی سینه هاشو مالوندمو یکی از سینه های کوچیک و نرم و سکسیشو در اوردم و براش یه کمی خوردماز پشت سینه هاشو چنگ میزدم و کیرمو فشار میدادم به کونشولی اینجا هم نمیشد زیاد کاری کرد چون خانمم شک میکردبرا همین زود بعد چند دقیقه گفتم تو برو بالاخودش زیاد همراهی نمیکرداز شانس بدمون بعدها خانمم یه چیزایی بو برد و نذاشت دیکه باهاشون رفت و امد کنیمو این وسط حسرتش موند به دلم که چرا فرصت رو غنیمت نشمردم تا یه دستی به کسش بزنم یا بدم برام ساک بزنهحیف شداز دستم پریدولی همینقدرم لذت بخش بود و خاطره انگیزببخشید طولانی شدنوشته: متین

157

الفئات:

داستان سکسی

Tags:

سکسیسکسگیشوهرعروسیکونکیرکسزن
No Comments Yet...
‌

Related Posts

کوس ات میزارم با اینکه پشماتو نزدی
HD01:13

کوس ات میزارم با اینکه پشماتو نزدی

از این به بعد مال همیم

از این به بعد مال همیم

بعدازظهر خفن

بعدازظهر خفن

ارشک و ماهرخ

ارشک و ماهرخ