logo
‌
‌
خانه
عناوین
پورن استارها
بهترین سایتهای پورن
چت روم
ارسال داستان
آپلود ویدیو
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
  • تماس با ما
  • گزارش خرابی

www.jendekhane.com جدید ترین و با کیفیت ترین سایت سکسی فارسی

بهترین و با کیفیت ترین سایت سکسی ایرانی . تمامی محتوای این سایت رایگان مباشد . ما دارای بزرگترین آرشیو فیلم ها و داستان های سکسی هستیم که همه روزه برای شما قرار خواهیم داد . سایت جنده خانه بهترین سایت سکسی فارسی در تمام دنیا میباشد . شما میتونید فیلم ها را به صورت آنلاین تماشا کنید یا دانلود کنید ، با ثبت نام در سایت میتونید از سیستم چتروم و پیام رسان با قابلیت تماس تصویری استفاده کنید . تیم جنده خانه همیشه در تلاش برای بهبود سطح کیفی سایت برای تمامی دوست داران مسائل جنسی میباشد . لطفآ نظرات و پیشنهادات و همینطور انتقادات خودتون رو برای ما ارسال کنید .

This website collects cookies to deliver better user experience

کشتی مامان با دوست بابام

هنوز پنج سال نشده بودم داداشم شش سال ومادرم 19ساله و بابام 24ساله…زمستانی بود ما توی یک خونه بودیم که کلا سه اتاق کنار هم داشت و یک ایوان عریض یکسره جلو همه شون بود و صاحب خونه توی اولی بود دوتا کناری رو تازه خالی کرده بود…ما کناری که به در ب حیاط نزدیک بود نشستیم و وسطی رو دیگه مستاجر ندادند مادرم ماهی یک دوهفته داداشمو میفرستاد خونه پدر بزرگ هام چو اتاق کوچک بود تا زمان مدرسه.!!!.بابام در کارخانه ایی برای شهرداری کار میکرد و همیشه شب کار بودچون شیف شب دوروز اخر هفته رو تعطیل بود و حقوق بیشترداشت. آخر هفته گاهی با دوستاش میومد پاسور بازی میکردند یکی تیمور سرکارگر بود وبهمون خیلی محبت میکرد…یه شب بابام سرکار بود غروبش تیمور اومدگوشت و وسایل آورده بود وشب خونه که چی بگم اتاق مون ماند .منو رو مامان خوابوندش…نمیدونم چقدر گذشت که یهویی از صدای ناله بلند شدم برگشتم اتاق نیمه تاریک بود نوربیرون از پنجره میومد تیمور رو دیدم از پشت روی مامان نشسته بود گریه کردم متوجه من شدند در همان حال مادرم دست دراز کرد ودوباره برگردوند گفت بخاب چیزی نیست داریم کشتی میگیریم و به پشتم زد ولالا لالا گفت خوابیدم چیزی دیگه حالیم نشد …بعض وقتها در هفته روزا مامان دستم رو میگرفت و میبرخونه تیمور که بالا محله بود و من تو حیاط بازی میکردم و اونا تو خونه بودن یکبا ر هم دیدم دوتا دیگه از دوستای بابام اومدند رفتن تو خونه با تیمور و مامان بودند.تا یه روز پسر صاحب خونه با مادرم دعوا گرفت گفت حق نداری با تیمور و رفیقاش باشی مادرم گفت جلوی بچه عیبه وکشاندش اتاق وسطی دیگه صداشون قطع شد…ولی باز مادر میرفت پیش تیمور و دوستاش هم اتاق وسطی.تا مدرسه رفتم دیگه چیزی ندیدم وکلاس دوم بودم که بابام در حومه شهر در یک روستا که کلا شش خانوار داشت خونه ساخت رفتیم اونجا.ادامه داردنوشته: روشنفکر

3

الفئات:

داستان سکسی

Tags:

مامانباباپدرگیبابامدرسهکس
No Comments Yet...
‌

Related Posts

از این به بعد مال همیم

از این به بعد مال همیم

بعدازظهر خفن

بعدازظهر خفن

ارشک و ماهرخ

ارشک و ماهرخ

الکس

الکس