logo
‌
‌
خانه
عناوین
پورن استارها
بهترین سایتهای پورن
چت روم
ارسال داستان
آپلود ویدیو
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
  • تماس با ما
  • گزارش خرابی

www.jendekhane.com جدید ترین و با کیفیت ترین سایت سکسی فارسی

بهترین و با کیفیت ترین سایت سکسی ایرانی . تمامی محتوای این سایت رایگان مباشد . ما دارای بزرگترین آرشیو فیلم ها و داستان های سکسی هستیم که همه روزه برای شما قرار خواهیم داد . سایت جنده خانه بهترین سایت سکسی فارسی در تمام دنیا میباشد . شما میتونید فیلم ها را به صورت آنلاین تماشا کنید یا دانلود کنید ، با ثبت نام در سایت میتونید از سیستم چتروم و پیام رسان با قابلیت تماس تصویری استفاده کنید . تیم جنده خانه همیشه در تلاش برای بهبود سطح کیفی سایت برای تمامی دوست داران مسائل جنسی میباشد . لطفآ نظرات و پیشنهادات و همینطور انتقادات خودتون رو برای ما ارسال کنید .

This website collects cookies to deliver better user experience

سکس با نازنین همکارم

سلام … امیر هستمالان ۴۰ سال دارم … قدم ۱۸۹ … این داستان مربوط میشه به ۳۴ سالگی من … و میشه گفت اولین سکس من با یک همکار از شرکتمونسرپرست واحد مهندسی شرکت بودم … قد و بالا و چهره خوبی دارم … خاطرخواه زیاد و به همون اندازه هم دشمنیه روز که توی شرکت قدم میزدم دیدم چندتا خانم برای مصاحبه کاری توی سالن ایستادن از کنارش رد شدم که یکیشون سلام داد نگاه کردم یهو دیدم خواهر یکی از دوستان محله قدیمی اونجاست … تا حالا باهاش سلام و علیک نکرده بودم … رفتم جلو و احوالپرسی کردم … گفت برای کار اومده … رفتم پیش مدیر داخلی شرکت و سفارشش رو کردم و قرار شد از فردا بیاد سرکار … از این داستان یکسال گذشت و هر از گاهی نازنین رو داخل سالن تولید میدیدمش و با هم احوالپرسی میکردیم فهمیدم که شوهرش به خاطر بیماری فوت کرده و اون به خاطر همین سرکار میاد … بگذریم … یه روز توی اتاق نشسته بودم که یه پیام از شماره ناشناس برام اومد … پیام خاصی نبود از این پیام های انرژی مثبت … منم در جواب نوشتم … شما ؟؟؟ جواب داد نازنین احمدی هستم … شناختم و سلام و احوالپرسی کردیم … پیام میداد و من جواب میدادم چند روز گذشت تا بالاخره بهم ابراز علاقه کردیم … تلفنی صحبت میکردیم و یکی دوبار هم به بهانه سر زدن به خانواده خودم که همون محل قدیمی بودن سوار ماشین من شد … بعد از چند وقت ازش خواستم بیاد خونم که قبول نکرد … چند بار اصرار کردم تا راضی شد … با هم قرار گذاشتیم با سرویس شرکت یک مسیری رو اومد پیاده شد و بقیه مس رو با ماشین خودم رفتیم … وارد خونه شدیم دست و پاش میلرزید … روی مبل نشست و منم روبرو روی زمین نشستم فضای خونه خیلی سنگین بود شروع کردیم به صحبت … من نگاهم به لبها بود لبهای خوشگلی داشت … یکم صحبت کرد و شکایت … آروم دستش گرفتم و گفتم که من کنارش هستم و کمکش میکنم رنگش پریده بود و میخواست دستش رو از دستم بیرون بیاره … میگفت بریم … منم داغ کرده بودم هم دوست داشتم بغلش کنم هم میترسیدم … خلاصه بلند شد و ایستاد و گفت بریم گفتم پس اول بغلت کنم بعد بغلش کردم اما انگار حاش خوب نبود لبها رو روی لبهاش گذاشتم و بوسیدمش داغ داغ بود … گفت حالم بده … رفتم یه لیوان آب بیارم که یهو صدا اومد برگشتم دیدم افتاده کف پذیرایی … به زحمت بهش آب دادم … خیلی ترسیده بودم اگر اتفاقی براش میافتاد بیچاره میشدم … کمی گذشت و حالش سرجاش اومد و گفت بریم … منم قبول کردم … سوار ماشین شدم و راه افتادیم … توی راه چیزی نمیگفت … نزدیک محل که رسیدیم پیاده کردم و رفت … بعد از ده دقیقه پیام داد و معذرت خواهی کرد … قرار شد یه شب بیاد خونم … و من دنبال اون شبی بودم که خانومم نباشه … ادامه داردنوشته: امیر

12

الفئات:

داستان سکسی

Tags:

خواهرسکسگیخواهرشوهرکسمنیزن
No Comments Yet...
‌

Related Posts

کوس ات میزارم با اینکه پشماتو نزدی
HD01:13

کوس ات میزارم با اینکه پشماتو نزدی

از این به بعد مال همیم

از این به بعد مال همیم

بعدازظهر خفن

بعدازظهر خفن

ارشک و ماهرخ

ارشک و ماهرخ