logo
‌
‌
خانه
عناوین
پورن استارها
بهترین سایتهای پورن
چت روم
ارسال داستان
آپلود ویدیو
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
  • تماس با ما
  • گزارش خرابی

www.jendekhane.com جدید ترین و با کیفیت ترین سایت سکسی فارسی

بهترین و با کیفیت ترین سایت سکسی ایرانی . تمامی محتوای این سایت رایگان مباشد . ما دارای بزرگترین آرشیو فیلم ها و داستان های سکسی هستیم که همه روزه برای شما قرار خواهیم داد . سایت جنده خانه بهترین سایت سکسی فارسی در تمام دنیا میباشد . شما میتونید فیلم ها را به صورت آنلاین تماشا کنید یا دانلود کنید ، با ثبت نام در سایت میتونید از سیستم چتروم و پیام رسان با قابلیت تماس تصویری استفاده کنید . تیم جنده خانه همیشه در تلاش برای بهبود سطح کیفی سایت برای تمامی دوست داران مسائل جنسی میباشد . لطفآ نظرات و پیشنهادات و همینطور انتقادات خودتون رو برای ما ارسال کنید .

This website collects cookies to deliver better user experience

مجالی برای فراموشی تن ها (۱)

خون در تنم انگار از چشمه جوشانی می جوشید و جریانش هزار مرتبه سهمگین تر شده بود ، رگهایم از خون لبریز و متراکم بود ، گونه هایم داغ شده بود و سرم را احساس نمیکردم ، انگار بعد از نشئه ی تریاک ، نشسته ای پای پنجره ای و در یک شب بلند پاییزی تا صبح جرئه جرئه عرق کشمش خانگی خورده ای . اما خمار نبودم الا خمار لحظه ی فرو کردن . دست کشید به سینه ام و بلافاصله دست برد به پایین . لبم را گاز ریزی گرفت و بعد دوباره بوسید . صنم از اتاق به سمت ما آمد ، لخت مادرزاد ، همه ی بدنش را به بهترین شیوه شیو کرده بود ، میدرخشید ، احساس کردم که او هم خون در بدنش صد درجه است و می خوشد ، سینه هایش برجسته و برآمده بود ، آمد و لبش را روی لب ما گذاشت ، هر سه وشمهایمان بسته بود و گرمی صورت هایمان و هرم داغ تن یکدیگر را احساس میکردیم ، آرمان فقط شرت داشت اما من هنوز وقت نکرده بودم لبلس هایم را در بیاورم ، آلت سفت و زیبای آرمان را که از پایین به تنم میخورد حس کردم . بدنم داغ تر شد ، شورتش دیگر جا برای نگه داشتن آلتش نداشت ، دستم را بردم لای پای صنم ، از گرمی سوراخ جادویی لای پایش حظ کردم ، گفتم کمک کنید لباسامو دربیارم ، صنم از عقب عقیه بارانی را گرفت و کشید و در همان حین آرمان سگک کمربند را باز کرد ، از تصور لحظه های بعد خون دوباره در صورت و اندامم جوشید ، کیرم هر چند به بزرگی کیر آرمان نبود ، اما کاملا سفت و بی قرار و خمار بود ، صنم کمک کرد دگمه های پرهن رو تندتر باز کنم ، ، نشستم روی کاناپه و آرمان شلوار رو از پام کشید بیرون و انداخت یک گوشه و بعد پیرهن هم . حالا من هم مثل آرمان یک شرت مانده بود ، حتی از روی شرت هم تفاوت کیرهای ما ما مشخص بود ، اما چه کسی به این موضوع اهمیت میداد ؟ ما هر چه میخواستیم داشتیم . ارماد دستش را سمت میرم برد ، احساس کردم ممکن است بیهوش بشوم ، نه از اینکه کیرم را لمس کند و بگیرد ، از اینکه بعد از ماه ها دوباره با همیم و قرار است حداقل برای چند روز کنار هم باشیم ، کنار تن هایمان ، کنار کیر ها و سوراخ هایمان ، کنار ارگاسم و لذت ها و نئشه گی هایمان ، و دنیا پشت این روزهای غبار گرفته ی پاییز ، با آفتاب بی رمق و مردم افسرده و شهر توسری خورده ، پشت پنجره بماند و پنجره و دیوارها حداقل برای چند روز نجاتمان بدهد ، آرمان دیگر دستش داخل شرتم بود و کیرم را میمالید ، دیدم صنم زانو زده و دارد شورت آرمان را در میاورد ، یک لحظه چشمم به کیر زیبای آرمان افتاد که شق و برخواسته و زیبا سرش را سمت بالا گرفته بود ، چقدر دلم برای این لحظه تنگ شده بود ، صنم عزیزم بعد شورت مرا پایین کشید در حالی که هنوز دست نوازشگر آرمان داشت کیرم را می مالید ، کاش این لحظه مرا زندانی می کرد ، کاش زمان می ایستاد ، کاش زمین نجال بیشتری میداد ، کاش اگر قرار بود زندگی را بدرود بگویم ، در همین حال و روز باشم ، نه وقتی که میان گله ی بی رحم خسته های بریده ی عصبانی ، مردم شهر ، از صبح تا بوق سگ ، سگ دو بزنم که چه ؟ کارفرماها بیشتر بگردند و بخورند و بخرند ، این لحظه که سه تن عور و لخت مادرزاد ، در هم میلولند ، این در هم لولیدن ، این آغشتن عرق هایم با یکدیگر ، این یکی شدن تنهایمان ، لحظه ی رهایی است ، مثل خواب است ، برای از یاد بردن ، از یاد بردن اینکه ما چقدر زندگی نکرده ایم ، چقدر غمگینیم ، چقدر بی آزار و مظلومیم اما زندگی روی خوشش را نشانمان نمی دهد و مانند ناپدری دائم الخمر همیشه ترشرو و هتاک و ظالم است با ما . پاییز غم زده پشت پنجره بود ، خانه در نور کمی رخوت زده ، داشتم کیر زیبای آرمان را با تخم های روشنش میمالیدم دهان صنم را کنار دستم احساس کردم ، اجازهددادم سر کیر آرمان را در دهانش بگذارد ، وقتش بود کمکش کنم … شاید ادامه داشته باشدنوشته: سیمور گلس

3

الفئات:

داستان سکسی

Tags:

پدرگیکیرکسزن
No Comments Yet...
‌

Related Posts

کوس ات میزارم با اینکه پشماتو نزدی
HD01:13

کوس ات میزارم با اینکه پشماتو نزدی

از این به بعد مال همیم

از این به بعد مال همیم

بعدازظهر خفن

بعدازظهر خفن

ارشک و ماهرخ

ارشک و ماهرخ