دانلود فیلم

میخواستم به رییسم کس بدم ۱

0 views
0%

من کلی سکس داشتم

چند وقتی که ارمان نبود من کلی سکس داشتم و کلی دوست اینکاره و مشتری پیدا کرده بودم که به گوشی تالیایی که واسه این کار خریده بودم زنگ میزدن .تا اینکه ارمان زنگ زد گفت عزیزم تا سه روز دیگه میام  گفتم ارمان جون چند تا لباس زیره سکسی بیار که اومدی سکس کنیم چند تا نه زیاد بیار میخوام تو خونه به دوستام هم بفروشم ولی همشون متفاوت باشه اونم گفت باشه عزیزم خداحافظی کرد گوشی رو که گذاشتم با خودم گفتم کاسبی تعطیله تا ارمان بیاد هم کسو کونم جمع بشه هم از این حالت در بیام ارمانه دیگه عشق و حال تعطیله و سکس یک طرفه باید بکنیم .منم گوشیمو گذاشتم رو پیغامگیر سایلنت کردمو زدم تو شارژ کردم زیر تخت جایی که دیده نشه .این سه روز گذشتو ارمان اومد و مهمونی گرفتیم همه فامیلاش رو هم دعوت کردمو حسابی کدبانو شدم ازشون پزیرایی کردم تا اینکه اخر شب همشون رفتن ما تنها شدیم رفتم رو پاهای ارمان نشستم و گفتم ناقلا خوب منو تنها گذاشتی و رفتی حالا واسم چی اوردی؟ ارمان هم دستی دور کونم انداختو یک فشاری داد گفت خودم رو اوردم منم گفتم پس امشب تو حال میخوابی که زد زیره خنده و گفت عزیزم هرچی که گفتی رو خریدم یک چمدون شد تو گمرک شانس اوردم که بهم گیر ندادن وایستا برم چمدونو بیارم منم اروم پاشدم تا اینکه رفت از اطاق چمدونو اورد و باز کرد کلی ذوق کردم گفتم دستت درد نکنه عشقم کدومشونو دوست داری الان برات بپوشم اونم گشت یک ست مشکی خیلی سکسی در اورد گفت اینو دوست دارم منم گفتم ای بچشم ازش گرفتم و رفتم تو اطاق لباسامو در اوردم شورتشو پوشیدم دیدم خداست خیلی خوشگل بود پشتش تور نازکی بود که چسبیده بود به لپای کونم و فشار میداد به سمت داخل و کونمو میکشید به سمت بالا جنسشم خیلی خوب بود سفیدی کونم با پیش ضمینه سیاهش رنگ خیلی قشنگی رو درست میکرد سوتینش رو برداشتم دیدم از پشت جای قفل نداره ولی از جلو بسته میشد سینه هامو رو فشار دادم دکمشو بستم و خودمو مرتب کردم اومدم بیرون تا ارمان زنه خوشکلشو ببینه کمی خودمو لوس کردمو دوباره از بغل نشستم رو پاهاش جوری که دوتا پاهام از مبل اومد بیرون کمی کج کردم خودمومحکم بغلش کردم بالاخره شوهرم بود و دوستش داشتم ارمان هم دستشودوره کمرم گرفت محکم لبم و مک زد منم که سه روزی کیر نخورده بودم شهوتم زد بالا یک پامو در اوردم اون ورش گذاشتم جوری که سفتی کیرشو لای کونم احساس کنم چند لحظه ای لب گرفتیم و من خودمو به کیرش مالوندم که احساس کردم زیادی ترشح دارم برگشتم نگاه کردم دیدم ارمان خودشو خیس کرده ارضا شده بود انگار که دنیا رو سرم خراب شد سریع بلند شدم تا شورت نو ام بیشتر از این کثیف نشه ارمان هم عذرخواهی کرد گفت خیلی وقته سکس نداشتیم ببخشید جبران میکنم منم میخواستم سرش غرغر کنم بعد گفتم که اگه این جوری نبود که من خیانت نمیکردم و هیچی نگفتم گفتم اشکالی نداره عزیزم باشه واسه بعد .

لباس زیره سکسی

اون روز گذشت و روزای دیگه هم به همین منوال گذشت تا اینکه یک روز گفتم برم یک سری به موبایلم بزنم رفتم زیره تخت گوشی رو در اوردم دیدم هزار بار زنگ خورده به چندتاشون زنگ زدم گفتم مریض بودم که یک دفعه عارف زنگ زد سلام کردمو گفت کجایی دختر دلمون واست تنگ شده نیستی منم که حسابی دلم کیر درست و حسابی میخواست گفتم کی بهتر از عارف هم جاش ردیفه هم کیرش واسه تشنگی من خوب بود گفتم تا یک ساعت دیگه بیا همونجای همیشگی اونم قبول کرد قطع کردم سریع رفتم حموم خودمو شیو(تیغ زدم) کردم اومدم بیرون موهامو سشوار کردم .ارایش غلیظی هم کردم یک شورت لا کونی پوشیدم بدون سوتین یک دکلته تنگ هم تنم کردمو چکمه پوشیدم بعد پالتومو بدون شلوار تنم کردم اخه چکمه هام بلند بودند دودورانت هم به رونام زدم و سریع از خونه اومدم بیرون 10 دقیقه ای دیر کرده بودم سوار ماشین شدم از پارکینگ اومدم بیرون دیدم پالتوم باز شده شرتم معلوم میشد یک شال از عقب ماشین برداشتم انداختم رو پاهام سریع خودمو رسوندم سر قرار شانس اوردم اونا هم توترافیک گیر کرده بودن تازه رسیده بودند ماشینوقفل کردم دیدم عارف با دوستش اومده بود که سریع پیاده شد و گفت سلام عرض میکنم من کیوان هستم منم دیگه خودمو معرفی نکردم فقط گفتم همچنین لبخندی زدم و رفتم جلو نشستم چون کیوان در عقب رو باز کردو سریع نشست منم نگاهی به عارف کردم که خودش سریع فهمید گفت نگران نباش مثل داداشمه راحت باش . رو بوسی کردم با عارف و دکمه پالتومو باز کردم که یک دفعه نزدیک بود تصادف کنه همه حواسش به کس من بود . ماشینه عرفان شاسی بلند بود و از بیرون دید نداشت مخصوصا که شیشه هاش هم دودی بود عارف هم داشت پشت سر هم از من تعریف میکرد انگار که کسکش من شده بود و کیوان هم مرتبا تایید میکرد.

خودمو در اختیارش گذاشتم

مقداری از راه رو رفتیم که عارف با دستش پالتومو زد کنار و دستشو انداخت تو کسم و رونامو مالوند کیوان که اینو دید با خنده گفت طوطیا خانوم این عقب راحت تر نبود رفتید جلو که یکدفه عارف دستشوکشید بیرون گفت اگه دوست داری میتونی بری عقب منم گفتم که فرقی نداره اگه شما دوست دارید میام کیوان هم گفت البته کی بدش میاد بیا عقب عزیزم منم صندلی رو خوابوندم پامو گذاشتم رو صندلی کونموکشیدم عقب که کیوان کمکم کرد افتادم تو بغلش بعد صندلی رو به حالت اولش برگردوند منم کنارش نشستم کیوان دستشو انداخت دور گردنمو گفت خیلی وقت مشتاق دیداریم منم که نمیتونستم بگم شوهرم اومده گفتم بابام یکم گیر میده من هم باید یک کم رعایتشو بکنم ببخشید دیگه که کیوان گفت دوست نداری بیایی پیش من دنبال یک منشی نیمه وقت میگردم این طوری ازادتر میشی ما هم میتونیم هر وقت که خواستیم ببینیمت هر وقت هم که خواستی میتونی بری من کاری ندارم منم که شوکه شده بودم از ذوقم برگشتم بغلش کردم وگفتم اگه این کارو بکنی ممنونت میشم کیوان هم گفت چرا که نه کی بهتر از شما و بعدش شمارشو داد گفت فردا یک رضایت نامه از پدرت بگیر زنگ بزن بیا خوشحال میشم منم گفتم باشه حتما که همین موقع بود که رسیدیم خونه عارف و رفتیم تو اپارتمان نشستیم رومبل که عارف اومد گفت لباستو در نمیاری گفتم نه شلوار ندارم به وقتش چون از کیوان کمی خجالت میکشیدم هرچی نباشه میخواد رییسم بشه کیوان چشم ازم بر نمیداشت رفت تو اشپز خونه با عارف پچپچ میکرد بعد عارف اومد گفت عزیزم دوست داری اول با کدوممون باشی منم گفتم فرقی نداره امروزانرژیم زیاده هر جور راحتین که عارف گفت کیوان کاندوم نداره میره بعد میاد منم قبول کردم عارف یک مرد کامل بود که حدودا 40 سالش بود و زن داشت با 1 بچه ولی خیلی شیطون بود بدن ورزشکاری داشت و بدن کم مو ولی کیر خیلی کلفت و بلندی داشت کیوان خدا حافظی کردو رفت که زود بیاد منم که حسابی گرممشده بود پالتومو در اوردم گذاشتم رو مبل که باسنم یک دفعه افتاد بیرون و عارف رفت رو تخت دراز کشید و بالشتو کشید زیره سرش منم خم شدم پشتمو کردم بهش که کل کونم مثل غنچه باز بشه که صدای قورت دادن اب دهنشو شنیدم یک اهنگ لایت گذاشتم شروع کردم اروم اندامم رو چرخوندن تا ریتم رقص رو پیدا کنم چرخیدم رو به عارف دستامو گذاشتم رو کپلای کمرم اروم اروم با ریتم اهنگ کونمو به چپ و راست می تابوندم باسنمو میاوردم پایین و بعد اروم با همون حرکات بلند میشدم شونه هامو کمی عقب و جلو کردم سینهاموتو مشتم گرفتم و سرمو بلند کردم رو به عرفان که لذت رو تو چشاش می دیدم با دستام زیپ بغل رو باز کردم پشتمو کردم بهش خم شدم لباسمو در اوردم نیم تنم رو بلند کردمو سینهامو با دست گرفتم سریع برگشتم اروم به طرف عارف قدم برداشتم در همین هین دستامو انداختم که بتونه سینه هامو ببینه با زانو رفتم رو تخت که دیدم عارف کیرش راست شده بود از لای شورتش زده بود بیرون رفتم کنارش دراز کشیدمو خودمو در اختیارش گذاشتم که هر کاری که دلش میخواد بکنه

ادامه دارد …

From:
Date: سپتامبر 6, 2019

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *