دانلود فیلم

فشار ناگهانی سر کیرش رفت تو

0 views
0%

کیرش تا آخر تو کو سم فرو رفته بود

زیر گوشم گفت که بشینم و ساک بزنم.با فشار دستش جلوش زانو زدم.آلتش رو داخل دهنم گذاشت و با حرکت کمرش خیلی نرم عقب جلو کرد.روی لبه ی وان نشست و سرم رو توی دستهاش گرفت.گفت که فکم رو شل نگه دارم و بعد با دستش سرم رو عقب جلو می کرد.احساس کردم که آلتش توی دهنم مثل بادکنک داره پف می کنه و کم کم دهنم رو پر کرد.از دهنم در آورد و گفت زیرش رو لیس بزنم.همین کار و کردم و تو تموم مدت با جدیت و دقت نگاهم می کرد. بالاخره دستمو گرفت و از زمین بلندم کرد.دستهام رو روی دیوار گذاشتم و پاهامو از هم باز کردم.دستش دوباره روی شکمم گذاشت و کمرم رو عقب کشید.اینبار آلتش بود که تا آخر تو کسم فرو رفته بود و ناخودآگاه یه ناله ی بلند کردم.هرگز اینقدر سفت وبزرگ نبود.حس می کردم دارم کش میام و کمی درد داشتم.اولین تلنبه رو که زد دوباره ناله کردم و بعدی و بعدی.نمی تونستم ساکت بمونم.تنم داغ بود و اون هم بدون فاصله می زد.بعد از چند لحظه کیرش رو بیرون آورد و کمرم رو بیشتر عقب کشید.دیگه نمی تونستم دستامو به دیوار بند کنم و بنابراین روی زانوهام گذاشتم. انگشت اشاره اش رو با لوسیون چرب کرده بود و داشت با سوراخ کونم بازی می کرد.دومین انگشت رو که فرو کرد از ته دل داد زدم.خندید و بلندم کرد.خودمون و خشک کردیم و برگشتیم روی تخت.

زبونش روی سوراخ کونم می کشید

از فکر اینکه می خواد چیکار کنه هم ترسیده بودم هم کاملا حشری بودم.کیرش هنوز محکم و سیخ واستاده بود.بهم گفت روی شکم بخوابم و بعد با فشار دست کمرم رو از روی تخت بلند کرد.شروع به خوردن کرد.با زبونش روی سوراخ کونم می کشید و من از لذت آه های ریزی می گفتم.لوسیون رو پشتم خالی کرد و دوباره شروع به بازی با انگشت کرد. بالاخره کیرش رو روی سوراخم گذاشت و خواست فشار بده داخل اما نمی رفت.دوباره با انگشت.دوباره با آلت.  با یک فشار ناگهانی سر کیرش رفت تو.می سوخت حس کردم آب کسم شره کرد و روی تخت ریخت.با خنده روم خم شد و از پشت سینه هامو مالید.زیر گوشم چیزهایی دباره جوون و تنگ و حشری بودن زمزمه می کرد و سر آلتش رو آروم جلو عقب می برد اما دردم بیشتر شده بود.آلتش رو درآورد و باز با سوراخم بازی کرد.دوباره آلتش رو روی سوراخم گذاشت.دو تا دستم رو عقب کشید و گفت با تمام توان باسنم رو باز نگه دارم و بکشم.فشار داد و اینبار هم درست مثل قبل خیلی ناگهانی رفت تو و از جا پریدم.کف دستش رو روی کمرم گذاشت و این بار آلتش رو بیشتر داخل فشار داد. کلفتیشو تو روده هام حس می کردم.روی ساعد بلند شدم و سرمو برگردوندم تا ببینم چه اتفاقی داره میفته.صورتش قرمز شده بود و با چشمهای بسته اه می کشید.متوجه نگاهم که شد چند لحظه صبر کرد و بعد روم خم شد.با خشونت صورتمو بالا کشید و لبهامو قفل کرد.تو همون وضعیت یک تلنبه ی محکم زد که باز از جا پریدم و خواستم داد بزنم اما همچنان محکم می بوسید.یکی دیگه و یکی دیگه.به دستش چنگ زدم و ناله کردم.صورتم رو ول کرد و به چشمهام نگاه کرد.گریه ام گرفته بود و دست خودم نبود.این کارش هم لذتبخش بود و هم دردناک

شروع به لیسیدن کس و کونم کرد

آلتش رو با دقت درآورد و کنارم دراز کشید.بازوهامو گرفت و بالاتنه ام رو روی سینه اش کشید. اونقدر نوازشم کرد تا آروم گرفتم.دستم رو گرفت و روی سوراخ کونم برد.خودم هم کنجکاو شده بودم و کمی باهاش بازی کردم.قطرش نصف آلتش هم نمی شد و قابل درک بود که چرا اینقدر سخت می رفت داخل.گفت که اگه درد دارم می تونیم از جلو کار رو تموم کنیم اما دیگه آروم شده بودم.از تخت پایین اومد و گفت روی زمین جوری زانو بزنم که نیمتنه بالاییم رو تخت باشه.رفت پشتم و باز با همون فشار آلتش داخل رفت.این بار یه دستش تمام مدت روی چوچولم بود و بی وقفه می مالیدش.به سختی جلو عقب می کرد و هر دو آه می کشیدیم. تو این جریان یک بار ارضا شدم و از حال رفتم.آلتش رو خارج کرد و کمکم کرد که به پشت بخوابم. رو زمین زانو زد، پاهامو بلند کرد و شروع به لیسیدن کس و کونم کرد تا دوباره حشریم کنه.دستم رو زیر زانوهام قفل کردم و پاهامو عقب کشیدم.تو این حالت سر آلتش راحتتر رفت داخل.شاید هم حالا سوراخ من بازتر شده بود.کمرم رو یهو کشید لبه ی تخت و آلتش رو تا آخر داخل برد.دستهام شل شد ولی خودش پاهامو بالا نگه داشته بود.به صورتم نگاه می کرد و نفس نفس زنان تلنبه میزد.تو همون حالت روم خم شد و شروع به مکیدن نوک سینه هام کرد.اونقدر داغ بودم که حال خودم رو نمی فهمیدم.دستم رو لای موهای پشت گردنش فرو کردم و سرشو روی سینه ام فشار دادم.نفس های داغش به سینه ام می خورد و باز با هر ضربه اش ناله می کردم.تنم می سوخت و حسابی عرق کرده بودم. دوباره سراغ لبهام رفت و با یک دست هم به جون کس و چوچولم افتاد.خیلی طول نکشید که باز ارضا شدم.اینبار شدیدتر از قبل و با جیغ و رعشه ی سرتاسری.آلتش رو درآورد و بعد از چند دقیقه که حالم سر جاش اومد گذاشت لای پستونم. و آخرسر آبش روی گردن و سینه ام خالی شد. !

From:
Date: سپتامبر 6, 2019

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *